چهار فرشته مقرب (قسمت دوم)

زمان مطالعه: < 1 دقیقه

نام جبريل و ميکال در ايات قرآن مجيد بارها آمده است و از همين آيات استفاده مي شود که هر دو از فرشتگان بزرگ و مقرب خدايند ،در تلفظات معمولي مسلمين جبرئيل و ميکائيل هر دو با همزه و ياء تلفظ مي شوند ولي در متن قرآن تنها به صورت جبريل و ميکال آمده است جمعي عقيده دارند که جبريل لفظي است عبراني و اصل جبرئيل به معني مرد خدا يا قوت خدا است، به موجب آيات 97 و 98 سوره بقره جبرئيل پيک وحي خدا بر پيامبر و نازل کننده قرآن بر قلب پاک او بوده است، در حالي که در سوره نحل آيه 102 واسطه وحي ” روح القدس” معرفي شده

در سوره شعرا آيه 191 مي خوانيم قرآن را روح الامين براي آن حضرت آورده ،ولي همانگونه که مفسران تصريح کرده  اند منظور از روح القدس و روح الامين همان جبرئيل است.

در کتب اسلامي معمولا چهار فرشته مقرب الهي را جبرئيل و ميکائيل و اسرافيل و عزرائيل  شمرده اند که در ميان آنها جبرئيل از همه برتر است .در منابع يهود نيز سخن از جبريل و ميکال آمده است.

مطالعه بيشتر:

فرشتگان (قسمت اول)

 ملک الموت (قسمت سوم)

فرشتگان و جنگ بدر (قسمت چهارم)

جبرئيل يا روح خدا (قسمت پنجم)

صفات فرشتگان (قسمت ششم)

هاروت و ماروت (قسمت هفتم)

بارگذاری فایل BGL دیکشنری Babylon برای آشنایی با فرشتگان (قسمت هشتم)

رقیب و عتید (قسمت نهم)

آیا فرشتگان مونث هستند؟ (قسمت دهم)

فرشتگان (قسمت اول)

زمان مطالعه: 2 دقیقه

فرشته موجودي است آسماني که داراي سيرتي نيکو و صورت بسيار زيبا است. که از ديد بشر پنهان است به فرشته فريشته هم گفته مي شود فرشتگان مخلوقاتي هستند که خداوند متعال آنها را براي اهداف گوناگوني خلق کرده است که مراتبي بالا و والا دارند و موجوداتي رابط بين فرش و عرش اند، فرشتگان جز براي عبادت و تابعيت آفريده نشدند و همواره تسبيح گوي خالق خويشند و به اوامر و وظايف خود عمل مي کنند، در قرآن کريم بيش از 100 مرتبه از فرشتگان ياد شده است،آيات بسياري در مورد صفات، ويژگي ها ، مأموريت ها و وظايف فرشتگان وجود دارد حتي قرآن ، ايمان به ملائک را در رديف ايمان به خدا و انبياء و کتب آسماني قرار داده است و اين گواه بر اهميت بنيادين اين مسأله است: آمن الرسول بما انزل اليه من ربه و المؤمنون کل آمن بالله و ملائکته و کتبه و رسله:”پيامبر اسلام به آنچه از سوي پروردگارش بر او نازل شده ايمان آورده، و مؤمنان نيز به خدا و فرشتگان او و کتابها و رسولانش همگي ايمان دارند”[1] فرشتگان پاک ترين موجودات خلقت اند، فرشتگان درباره پروردگار خويش به جهت وسوسه هاي شيطاني اختلاف نکردند و برخورد هاي بد با هم نداشته و هيچ گاه راه جدايي نرفته اند، کينه‏ها و حسادتها در دلشان راه نداشته و عوامل شک و ترديد و خواهشهاي نفساني، آنها را از هم جدا نساخته است، و افکار گوناگون آنان را به تفرقه نکشانده، فرشتگان بندگان ايمانند، و طوق بندگي به گردن افکنده و هيچگاه با شک و ترديد و سستي، آن را بر زمين نمي‏گذارند، در تمام آسمانها جاي پوستين خالي نمي‏توان يافت مگر آنکه فرشته‏اي به سجده افتاده، يا در کار و تلاش است، طاعت فراوان آنها بر يقين و معرفتشان نسبت به پروردگار مي‏افزايد، و عزت خداوند عظمت او را در قلبشان بيشتر مي‏نمايد.[2]


[1] بقره – 285

[2] – خطبه 90 نهج البلاغه

مطالعه بيشتر:

چهار فرشته مقرب (قسمت دوم)

ملک الموت (قسمت سوم)

فرشتگان و جنگ بدر (قسمت چهارم)

جبرئيل يا روح خدا (قسمت پنجم)

صفات فرشتگان (قسمت ششم)

هاروت و ماروت (قسمت هفتم)

بارگذاری فایل BGL دیکشنری Babylon برای آشنایی با فرشتگان (قسمت هشتم)

رقیب و عتید (قسمت نهم)

آیا فرشتگان مونث هستند؟ (قسمت دهم)

آزادی(قسمت دوم)

زمان مطالعه: 3 دقیقه

خدا انسان را آفريد و برايش شريعت فرستاد. در شريعت به مقتضاي زمان ارسال رسل، مجموعه‌اي از قوانين، از امرها و نهي‌ها را مقرر داشت – و البته بناي عقلا نيز در قانونگذاري چنين است – و اگر پيامبران الهي در بيان شريعت خود شيوه‌اي بهتر تصور مي كردند، حتماً به بيان آن مي‌پرداختند. و آن مسير بهتر را به پيروان خود مي‌آموختند. همين سكوت آنان دليلي بر نبودن شيوه بهتر است. بيان امر و نهي‌هاي الهي، بيان حدود و ثغور آزادي تعريف شده بشر توسط خداوند تبارك و تعالي است. خداوند تبارك و تعالي همراه خلقت بر خلاف ديگر مخلوقاتش كه ما از آنها سراغ داريم، آزادي انسان را نيز خلق كرد. از زبان هيچ پيامبر و يا امامي نرسيده است كه انسان در ابتداي خلقت از آزادي برخوردار نبود و بعداً به او اعطا شد، يا اينكه انسان اوليه اجازه استفاده از نعمتهاي خداوندي را نداشت مگر آنكه بعد از هر بار اجازه گرفتن، مجاز به بهره برداري از نعمتهاي الهي بود و يا اينكه هر كس در هر كاري بايد از او اجازه بگيرد، در حالي كه مي دانيم از افتخارات بشر بر ديگر مخلوقات عجين بودن آزادي با خلقتش است. اگرچه خوردن ميوه ممنوعه تخطي از امر خدا بود، لكن نمادي گويا از اراده و آزادي انسان در ابتداي خلقت است. آنجا كه ذات باري تعالي انسان را خلق مي كند و  بر او، امر و نهي هم مي‌كند، به تعبيري ضمن اعلام نعمت آزادي حدود و ثغور آزادي را از منظر الهي كه البته به دليل اشرافيت بر بشر جز خير و صلاح نيست بازگو مي‌نمايد. ولي آدم، به واسطه برخورداري از همين نعمت از فرمان او تخلف مي‌كند و اين دليلي بسيار متقن بر برخورداري انسان از نعمت آزادي است.

حضرت عليه السلام در ضمن خطبه‌ نود به شرح و توصيف اين ماجرا چنین مي پردازد “چون خداوند زمين خود را آماده ساخت و فرمان خويش را به اجرا رسانيد، آدم عليه السلام را از ميان خلق برگزيد، و او را نخستين آفريدگان خود (از جنس بشر) قرار داد، وي را در بهشت خود جاي داد، و روزي فراوان به او اعطا فرمود، و آنچه را كه لازم بود از ارتكاب آن نهي كرده و به وي فهماند كه اقدام بر اين امر، ورود در نافرماني اوست و مقام و منزلت او را در (نزد خدا) به خطر مي افكند. اما آدم عليه السلام به انجام آنچه از ارتكاب آن نهي شده بود اقدام كرد تا چيزي را كه علم خدا به آن تعلق گرفته بود وقوع يابد.”

پس ملاحظه مي‌شود كه ابتداي آزادي در مقابل امر ذات باري تعالي است، گرچه تخطي از امر او باشد و از همانجا شروع مي شود و به دليل همين نعمت آزادي، مي‌تواند هم اطاعت امر كند و هم معصيت، مي‌تواند هم در راه راست قدم نهد و هم نسبت به حقيقت اصلي كفر ورزد.

آزادي انسان در مقابل انسان

در گذشته مرسوم بود كه انسانها را در جنگ به اسارت مي‌گرفتند و يا از طرق مختلف مثل هجوم و يا شبيخون مي‌ربودند و وجود آنان را به عنوان بخشي از ثروت خويش قلمداد مي كردند و به همين دليل به خود اين اجازه را مي‌دادند كه آنها را بخرند و يا بفروشند. اين گروه از مردم جامعه از كمترين نعمت‌هاي آزادي برخوردار بودند و از حقوق اوليه انساني محروم مي‌ماندند، و بسياري از آنان از وضع بد زندگي و زير فشار كارهاي طاقت فرسا جان خود را از دست مي‌دادند.

اسلام با وضع يك سري قوانين، برخي راه‌هاي به اسارت گرفتن انسانها را از بين برد و كم كم موجبات آزادگي تدريجي آنان را به وجود آورد و بعدها با رشد فكري بشر، خريد و فروش انسانها را به شكل خاص آن از بين رفت، لكن بردگي مدرني پيش آمد كه حقيقت آن همان معنا و مفهوم گذشته بود.

در اسلام خواسته شده است تا انسانها، انسان ديگري را ارباب خود نگيرند و نيز خود را به عنوان رب بر ديگري تحميل نكنند، اسلام به انسان آموخت تا نه مرعوب ديگران باشد و نه تحت سلطه و سيطره ديگران قرار گيرد. از حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام نقل است كه: «لاتكن عبد غيرك و قد جعلك الله حراً»(نهج البلاغه-نامه 31) يعني: برده ديگران مباش كه خداوند تو را آزاد آفريده است.

غلام همت آنم كه زير چرخ كبود                                     زهر چه رنگ تعلق پذيرد آزاد است

و از طرف ديگر در افكار و انديشه‌هاي خويش انتخاب گر است، به گونه‌اي كه حتي به اسارت افكار خويش نرود، چه رسد به اينكه در جوامع و حكومتها، انديشه‌هاي متفاوتي وجود دارد و مي‌آموزد كه مردم به صرف اينكه انديشه متعلق به خودشان است نمي‌توانند آن را مورد وثوق قرار دهند مگر آنكه از پايه و منطق استواري برخوردار باشد.

مطالعه بيشتر:

آزادي (قسمت اول)

آزادی (قسمت سوم)

آزادی (قسمت چهارم)

دسته‌بندی نشده