تکرار فریب، آغاز فروپاشی(عراق در آستانه یک تجربه تلخ)

زمان مطالعه: 2 دقیقه

یکی از اهداف کلیدی و ثابت آمریکا و رژیم صهیونیستی، نابودی «محور مقاومت» است. تجربه نشان داده هر جا این محور تضعیف شده، دشمنان به راحتی به سایر اهداف شوم خود نیز دست یافته‌اند. این روزها اخباری نگران‌کننده از عراق به گوش می‌رسد؛ اخباری که حکایت از فشارهای شدید آمریکا بر دولت عراق برای تضعیف و حذف «حشد الشعبی» دارد. در لبنان نیز صحنه مشابهی در جریان است: آمریکا و اسرائیل، با همراهی برخی جریان‌های داخلی، تلاش می‌کنند سلاح حزب‌الله را زمین بگذارند و یکی از ارکان اصلی امنیت و مقاومت منطقه را بی‌اثر کنند.

n

مردم و مسئولان عراق، چه حافظه تاریخی قوی داشته باشند و چه نه، باید این حقیقت را دریابند که این تحرکات، بخشی از یک پروژه‌ خطرناک برای فروپاشی کشورهای منطقه است؛ پروژه‌ای که اگر جدی گرفته نشود، عراق را نیز به سرنوشت سوریه دچار خواهد کرد.

n

کافی است نگاهی کوتاه به سرنوشت سوریه بیندازند. روزگاری که ارتش سوریه، به‌نام اصلاحات و در قالب توطئه‌ای پیچیده، از درون خلع سلاح شد و دولت، با خوش‌باوری، از نیروهای مقاومت فاصله گرفت، فجایعی رخ داد که هنوز ادامه دارد. بلندی‌های جولان از خاک سوریه جدا شد، ذخایر ارزی و طلای کشور غارت رفت، ارتش آن منحل شد، صنعت به خاک نشست، مافیای فساد و فحشا جوانان آن را به بازارهای سیاه اروپا فرستادند، استقلال سوریه از میان رفت، تروریست‌ها خیابان‌هایش را اشغال کردند و حتی دانشمندانش ترور شدند.

n

این تجربه زنده و عینی، اکنون در برابر چشم مردم عراق قرار دارد. تکرار این مسیر، دیگر یک احتمال نیست؛ خطری واقعی و نزدیک است. دشمن، اول ایمان ملت‌ها را هدف می‌گیرد، بعد امنیت و آینده‌شان را. اگر مردم عراق و دولت‌شان باهوش باشند، باید بدانند که دفاع از حشد الشعبی نه یک انتخاب جناحی، بلکه سنگر حفظ هویت و امنیت کشورشان است.

n

آینده عراق، امروز رقم می‌خورد.

n

یا از تجربه سوریه درس می‌گیرند، یا فردا آرزو می‌کنند کاش امروز ایستاده بودند

n

اللهم عجل لولیک الفرج

عدالت در تراز ایمان؛ از غفلت رسانه‌ها تا معیارهای دوگانه

زمان مطالعه: 2 دقیقه

در روزهای اخیر، موفقیتی بزرگ در عرصه امنیتی جمهوری اسلامی ایران رقم خورد؛ ضربه‌ای بی‌سابقه به شبکه اطلاعاتی رژیم صهیونیستی که به اذعان ناظران، نشانه‌ای از برتری و اقتدار دستگاه‌های اطلاعاتی کشور است. اما متأسفانه هم‌زمان با این رخداد مهم، شاهد پدیده‌ای تأسف‌بار نیز بودیم: مه‌آلودسازی فضای افکار عمومی و تلاش برخی برای انحراف ذهن جامعه از این پیروزی ملی.

n

در یادداشت روز بیستم با عنوان «از موساد تا مه‌آلودسازی داخلی»، به این نکته اشاره شد که دو طیف هم‌زمان در حال قصور و تقصیرند:

n

نخست، بخشی از رسانه‌های رسمی که در بهره‌برداری سیاسی و فرهنگی از این دستاورد بزرگ، کوتاهی کردند؛ و دوم، برخی چهره‌ها و رسانه‌های همسو با جریان‌های مخالف امنیت ملی، که آگاهانه یا ناآگاهانه در پازل دشمن بازی کرده و تلاش می‌کنند با برجسته‌سازی مسائل سطحی یا حاشیه‌ای، فضای جامعه را از متن اصلی منحرف سازند.

n

در چنین وضعیتی، مقایسه‌ای مهم، حقیقت را روشن‌تر می‌کند:

n

یکی، وقتی برادرش به اتهام فساد اقتصادی تحت پیگرد قرار گرفت، با لحن تهدیدآمیز اعلام کرد «اگر به برادرم دست بزنید، کشور را به آتش می‌کشم»؛ و دیگری، حضرت آیت‌الله صدیقی، که وقتی فرزندش در مظان اتهام قرار گرفت، با صراحت به رئیس قوه قضائیه گفت: «طبق قانون با پسر من برخورد کنید

n

سؤال اساسی این‌جاست: کسانی که روزی در برابر ادبیات دیکتاتورمآبانه آن فرد سکوت کردند یا حتی از او حمایت رسانه‌ای و سیاسی نمودند، امروز با چه توجیهی می‌توانند داعیه‌دار عدالت شوند؟ عدالت، لباس بزرگی است که با معیار دوگانه و ریاکاری، بر قامت هیچ‌کس زیبا نمی‌نشیند.

n

 

n

اگر واقعاً دغدغه‌ عدالت دارید، مطالبه برخورد قانونی با کسانی را بکنید که میلیون‌ها ایرانی از عملکرد آن‌ها متضرر شده‌اند. مثلاً چرا هیچ مطالبه‌گری در خصوص شکایت نزدیک به یک میلیون نفر از آقای حسن روحانی صورت نمی‌گیرد؟ چرا در این مورد، همان رسانه‌هایی که امروز ژست عدالت‌خواهی گرفته‌اند، به سکوت یا توجیه روی آورده‌اند؟

n

🔸 در نهایت، آنچه امروز بیش از هر زمان دیگر اهمیت دارد، صداقت در گفتار، ثبات در معیار و شجاعت در پیروی از قانون است. عملکرد آیت‌الله صدیقی، الگویی است که اگر در ترازوی ایمان و اخلاق قرار گیرد، می‌تواند مبنای اصلاحات عمیق و اعتماد عمومی قرار گیرد.

n

📍 به جای غوغاسالاری و مه‌آلودسازی، بیایید محور مطالبه‌گری را بر عدالت واقعی، نه نمایشی قرار دهیم.

n

اللهم عجل لولیک الفرج

از موساد تا مه‌آلودسازی داخلی؛ جنگ اراده‌ها در میدان روایت

زمان مطالعه: 2 دقیقه

n

در روزهای گذشته، خبری مبنی بر یکی از بزرگ‌ترین ضربات اطلاعاتی ایران به رژیم صهیونیستی منتشر شد؛ خبری که در ابعاد راهبردی، بسیار مهم و کم‌نظیر است. طبق این گزارش، دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران موفق شده به حجم عظیمی از اطلاعات و اسناد حساس و راهبردی، از جمله جزئیات مربوط به تأسیسات اتمی اسرائیل، دست یابد. این موفقیت، نشان‌دهنده توانمندی فنی، نفوذ عمیق و هوشمندی سازمان اطلاعاتی ایران است. با این حال، همزمان با انتشار این خبر بزرگ، برخی رسانه‌ها و فعالان فضای مجازی با برجسته‌سازی یک پرونده جنایی داخلی – که فاقد هرگونه ابعاد سیاسی یا امنیتی است – تلاش کردند افکار عمومی را از این پیروزی بزرگ منحرف کنند. 

n

این هم‌زمانی هدف‌دار، نشان می‌دهد که برخی بازیگران داخلی آگاهانه یا ناآگاهانه در خدمت سناریوهای رسانه‌ای دشمن قرار گرفته‌اند. آن‌ها، که نان خود را از سفره امنیت و ثبات کشور می‌خورند، در بزنگاه‌های حساس تلاش می‌کنند از ماجراهایی سطحی، ابزار فتنه‌آفرینی بسازند و دستاوردهای بزرگ ملی را به حاشیه ببرند. اما واقعیت این است که آنچه در پشت پرده این عملیات اطلاعاتی رقم خورده، حاکی از افول امنیت داخلی رژیم صهیونیستی و ناتوانی‌ آن در کنترل نیروهای انسانی‌اش است؛ پدیده‌ای که محصول فروپاشی انسجام اجتماعی و تزلزل ساختاری این رژیم است. افزایش فزاینده جاسوسی اتباع اسرائیلی برای ایران، نمایانگر نفوذ نرم و قدرتمند جمهوری اسلامی در قلب ساختار دشمن است.

n

در مجموع، این عملیات اطلاعاتی نه‌تنها یک پیروزی امنیتی چشمگیر برای ایران محسوب می‌شود، بلکه نشانه‌ای از تحول در معادلات قدرت در منطقه است. تزلزل درون رژیم صهیونیستی، گسترش نارضایتی‌های اجتماعی و شکنندگی نظام امنیتی آن، نشان می‌دهد که استراتژی‌های بلندمدت ایران در جنگ اراده‌ها به ثمر نشسته است. این موفقیت راهبردی، نه‌فقط ثمره عملیات دقیق اطلاعاتی، بلکه حاصل اقتدار ملی و هوشیاری نهادهای راهبردی کشور است که باید آن را پاس داشت، برجسته کرد و از انحراف آن توسط بازی‌های رسانه‌ای سطحی و آلوده جلوگیری نمود.

n

 اللهم عجل لولیک الفرج