روز دانشجو

زمان مطالعه: 2 دقیقه

در تاريخ 24 آبان اعلام شد که نيکسون معاون رئيس جمهور آمريکا از طرف آيزنهاور به ايران مي‏آيد. نيکسون به ايران مي‏آمد تا نتايج «پيروزي سياسي اميدبخشي را که در ايران نصيب قواي طرفدار تثبيت اوضاع و قواي آزادي شده است» (نقل از نطق آيزنهاور در کنگره آمريکا بعد از کودتاي 28 مرداد) ببيند.در مقابل دانشجويان مبارز دانشگاه نيز تصميم گرفتند که در فضاي حکومت نظامي بعد از کودتاي سياه، هنگام ورود نيکسون، نفرت و انزجار خود را به دستگاه کودتا نشان دهند. دو روز قبل از آن واقعه تلخ (14 آذر) زاهدي تجديد رابطه با انگلستان را رسما اعلام کرد و قرار شد که «دنيس رايت» ، کاردار سفارت انگلستان، چند روز بعد به ايران بيايد. از همان روز 14 آذر تظاهراتي در گوشه و کنار به وقوع پيوست که در نتيجه در بازار و دانشگاه عده‏اي دست گير شدند. اين وضع در روز 15 آذر هم ادامه داشت. و بيشتر اعتراض ها از دانشکده پزشکي و داروسازي و حقوق و علوم آغاز شد. صبح شانزده آذر، هنگام ورود به دانشگاه، دانشجويان متوجه تجهيزات فوق العاده سربازان و اوضاع غير عادي اطراف دانشگاه شده، وقوع حادثه‏اي را پيش بيني مي‏کردند. فضا بشدت آبستن حوادث و درگيري بود. بعد از گذشت مدتي براي جلوگيري از تنش و درگيري چندين دانشکده تعطيل اعلام شد و در ادامه سراسر دانشگاه به دستور رييس دانشگاه تعطيل گرديد.نيروهاي نظامي رژيم که بشدت رفت و آمد دانشجويان را کنترل کرده و در اين بين عده اي را نيز دستگير نموده بودند, با حضور در کلاس يکي از اساتيد دانشکده فني (مهندس شمس استاد نقشه کشي) زمينه اعتراض را در کلاس درس ايجاد کردند. آنان قصد داشتند دو دانشجو را که ظاهرا به حضور نظاميان در دانشگاه اعتراض داشتند را دستگير نمايند. دستگيري دو دانشجو کلاس را به هم زده، دانشجويي ديگر بر روي نيمکت کلاس فرياد مي زند:  “آقا ما چقدر بي عرضه هستيم. چقدر بدبخت هستيم. اين کلاس نيست، اين درس نيست. يک عده اي بدون اينکه از استاد  و از کادر دانشگاه اجازه بگيرند وارد کلاس مي‌شوند و هياهو در مي‌گيرد. تف به اين کلاس و تف به اين مملکت!”دانشکده فني به هم مي‌ريزد و در محاصره کامل نظاميان قرار مي‌گيرد و به يکباره فرمان آتش صادر شده و دانشجويان در صحن طبقه اول به خون مي‌غلطند عده‌اي زخمي شده و در اين ميان سه دانشجو به نامهاي قندچي و بزرگ نيا و شريعت رضوي به شهادت مي‌رسند. همان روز 16 آذر پليس توسط راديو اعلام کرد: “عده‌اي از دانشجويان در کلاسهاي درس نشسته بودند و به پليس چهره خشني نشان مي‌دادند و پليس را مسخره مي‌کردند و اين باعث شده که پليس به واکنش بيفتد. پليس قصد زدن دانشجويان را نداشت ولي دانشجويان به پليس حمله کردند و مي‌خواستند اسلحه‌شان را بگيرند. پليس در قالب دفاع اين کار را کرده و قصدش زدن دانشجويان نبوده است.”فرداي آن روز شاه تيمسار مزيني را براي دلجويي به دانشگاه مي‌فرستد تا خودش را از اين گناه و تقصير تبرئه کند. وي با خانواده‌هاي شهدا ملاقات مي‌کند و در دانشگاه به ظاهر از اساتيد و روسا عذرخواهي مي‌کند. دو روز بعد از واقعه 16 آذر، نيکسون به ايران آمد و در همان دانشگاه، در همان دانشگاهي که هنوز به خون دانشجويان بي‌گناه رنگين بود دکتراي افتخاري حقوق دريافت کرد. روز 16 آذر به عنوان روز مقاومت و ايستادگي دانشجويان اين سرزمين در برابر استعمار غرب و استبداد و خودکامگي در دفتر تاريخ اين سرزمين به يادگار ثبت گرديده است.

منبع

رسميت يافتن قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران

زمان مطالعه: < 1 دقیقه

پس از استقرار نظام جمهوري اسلامي، به منظور فراهم آمدن زمينه‌هاي عملي مناسب براي حاکميت اسلام در تمامي شؤون مملکت، لازم بود قانون اساسي که مبين بنياد‌هاي فرهنگي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي جامعه ايران بر اساس اصول اسلامي باشد، تدوين گردد. بر همين اساس مجلس خبرگان قانون اساسي در 28 مرداد 1358، با عضويت 75 نماينده از سراسر کشور تشکيل شد. اين مجلس با عضويت تعداد زيادي از اسلام‌شناسان، فقها و با کوشش‌هاي مستمر و شبانه‌روزي شهيد بهشتي و نيز شهداي محراب و با تأکيد حضرت امام مبني بر آن که قانون اساسي بايد صد در صد اسلامي باشد، توانست قانون اساسي را تدوين کند. اين قانون در مدت 4 ماه فعاليت اين مجلس نهايتا در دوازده فصل و 175 اصل تنظيم گرديد و در 24 آبان 1358، به تصويب دو سوم نمايندگان رسيد. سرانجام در همه‌پرسي‌اي که طي روزهاي يازدهم و دوازدهم آذر 1358، انجام گرفت، ملت ايران با 5/99% رأي موافق، قانون اساسي را مورد تصويب نهايي قرار دادند. حضرت امام حاشيه قانون اساسي را جهت اجرا تنفيذ نموده و فرمودند: «قانون اساسي يکي از ثمرات عظيم بلکه بزرگترين ثمره جمهوري اسلامي است».

به مناسبت شهادت ميرزا کوچک خان جنگلی

زمان مطالعه: 2 دقیقه

میرزا کوچکخانميرزا يونس معروف به ميرزا کوچک فرزند ميرزا بزرگ، در سال 1259 شمسي در رشت به دنيا آمد. سال‌هاي نخست عمر را به آموختن مقدمات علوم ديني سپري کرد و در سال 1286، در گيلان به صفوف آزادي‌خواهان پيوست و براي سرکوب محمدعلي شاه روانه تهران شد. همزمان با اوج‌گيري نهضت مشروطه، شماري از آزادي‌خواهان رشت، کانوني به نام مجلس اتحاد تشکيل دادند که ميرزا کوچک خان هم که در آن دوران يک طلبه بود، به آنها پيوست. درسال 1294 به جاي مجلس اتحاد، هيأت‌ اتحاد اسلام، از يک گروه هفده نفري در رشت تشکيل گرديد که بيشتر اعضاي آن روحاني بودند و ميرزا کوچک خان عضو مؤثر آن بود. به زودي ميرزا، رهبري اين گروه را بر عهده گرفت و پس از اشغال ايران توسط ارتش روسيه تزاري، به مبارزه با اين ارتش پرداختند و روستاي کسما در ناحيه فومن را مرکز کار خود قرار دادند. اين هيأت بتدريج گسترش يافته و بخش وسيعي از شمال کشور زير نفوذ آن درآمد و به نهضت جنگل و حزب جنگل مشهور شد. نهضت جنگل فعاليت‌هاي نظامي مختلفي را بر ضد نيروهاي روسي و انگليسي در شمال ايران انجام داد. اما بتدريج دچار اختلافات داخلي گرديد و برخي از سران آن تسليم و يا اعدام شدند. پس از تسليم خالو قربان، نيروهاي دولتي وارد رشت شدند و چون مذاکرات صلح با جنگلي‌ها به نتيجه نرسيد، به تعقيب نيروهاي جنگل پرداختند. برخي از نيروها متفرق و برخي تسليم و تعدادي نيز کشته شدند. در چنين وضع سختي ميرزا کوچک خان در سرماي شديد زمستان از همسرش خداحافظي کرده و به اعماق جنگل‌ها رفت تا در فرصتي مناسبت بتواند نيروهاي پراکنده را سازماندهي کند؛ اما در اثر سرماي شديد به شهادت رسيد.

به یاد روزهای مقاومت جنگل: نام ترانه :گزیده ای از سلاسه جنگل

تی واسی مو دامان بشومای   به خاطر تو من به کوه و دامان رفتم
افسرده و نالان بشومای          افسرده و نالان رفتم
جنگل سیاه و سرده               جنگل سیاه و سرده
می آهی دیل پور درده            آه دل من پر از درده
چقدر جنگلا خسی                چقدر در جنگل می خوابی
مردم وسی                          به خاطر مردم
خسته نبسی                       و خسته نمیشی
می جان جانانای                   ای جان جانان من
میرزا کوچک خانای                 میرزا کوچک خان