به مناسبت پذیرش کنوانسیون امحای کلیه اشکال تبعیض علیه زنان در مجمع عمومی سازمان ملل متحد

زمان مطالعه: 15 دقیقه

کنوانسیون امحای کلیه اشکال تبعیض علیه زنان یک معاهده بین‌المللی است که در ۱۸ دسامبر ۱۹۷۹ مورد پذیرش مجمع عمومی سازمان ملل متحد قرار گرفت و در ۳ سپتامبر ۱۹۸۱ (سی روز پس از تودیع بیستمین سند تصویب یا الحاق) به اجرا درآمد. تاکنون تنها پنج کشور ایران، سومالی، سودان، نائورو و تونگا به این کنوانسیون ملحق نشده‌اند. دو کشور ایالات متحده آمریکا و پالائو کنوانسیون را امضاء کرده اند ولی هنوز به آن نپیوسته اند. قطر آخرین کشوری است که در ۲۹ آوریل ۲۰۰۹ به این کنوانسیون پیوسته است. این کنوانسیون مهمترین معاهده ملل متحد در مورد تبعیض جنسیتی است و تبعیض جنسیتی را اینگونه تعریف می‌کند:

«قائل شدن به هرگونه تمایز، استثناء یا محدودیت بر مبنای جنسیت … در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، مدنی و یا هر زمینه دیگر»

متن این معاهده توسط سازمان ملل متحد به فارسی ترجمه شده است که در زیر می توانید بخوانید، ایضاً نقد این کنوانسیون  که از سخنرانی حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی  اقتباس شده است را نیز می توانید در اینجا مطالعه نمایید.

كنوانسيون‌ رفع‌ هر گونه‌ تبعيض‌ عليه‌ زنان‌

مصوب‌ 18 دسامبر 1979 ميلادي‌ (مطابق‌ با 28/9/1358 شمسي‌)

مجمع‌ عمومي‌ سازمان‌ ملل‌ متحد

 

مقدمه‌

دول‌ عضو كنوانسيون‌ حاضر، با عنايت‌ به‌ اينكه‌ منشور ملل‌ متحد برپايبندي‌ به‌ حقوق‌ اساسي‌ بشر، كرامت‌ و ارزش‌ هر فرد انساني‌ و برابري‌ حقوق‌ زن‌ و مرد تأكيد دارد.

با عنايت‌ به‌ اينكه‌ اعلاميه‌ جهاني‌ حقوق‌ بشر اصل‌ قابل‌ قبول‌ نبودن‌ تبعيض‌ را تأييد نموده‌، اعلام‌ مي‌دارد كه‌ كليه‌ افراد بشر آزاد به‌ دنيا آمده‌ و از نظر منزلت‌ و حقوق‌ يكسان‌ بوده‌ و بدون‌ هيچگونه‌ تمايزي‌، از جمله‌ تمايزات‌ مبتني‌ بر جنسيت‌، حق‌ دارند از كليه‌ حقوق‌ و آزاديهاي‌ مندرج‌ در اين‌ اعلاميه‌ بهره‌مند شوند،

با عنايت‌ به‌ اينكه‌ دول‌ عضو ميثاقهاي‌ بين‌المللي‌ حقوق‌ بشر متعهد به‌ تضمين‌ حقوق‌ برابر زنان‌ و مردان‌ در بهره‌مندي‌ از كليه‌ حقوق‌ اساسي‌، اجتماعي‌، فرهنگي‌، مدني‌ و سياسي‌ مي‌باشند،

با در نظر گرفتن‌ كنوانسيونهاي‌ بين‌المللي‌ كه‌ تحت‌ نظر سازمان‌ ملل‌متحد و سازمانهاي‌ تخصصي‌ به‌ منظور پيشبرد تساوي‌ حقوق‌ زنان‌ و مردان‌ منعقد گرديده‌اند،

همچنين‌ با عنايت‌ به‌ قطعنامه‌ها، اعلاميه‌ها و توصيه‌هايي‌ كه‌ توسط‌ ملل‌متحد و سازمانهاي‌ تخصصي‌ براي‌ پيشبرد تساوي‌ حقوق‌ زنان‌ و مردان‌ تصويب‌ شده‌ است‌،

در عين‌ حال‌، با نگراني‌ از اينكه‌ به‌ رغم‌ اين‌ اسناد متعدد، تبعيضات‌ عليه‌ زنان‌ همچنان‌ به‌ طور گسترده‌ ادامه‌ دارد،

با يادآوري‌ اينكه‌ تبعيض‌ عليه‌ زنان‌ ناقض‌ اصول‌ برابري‌ حقوق‌ و احترام‌ به‌ كرامت‌ انساني‌ است‌ و مانع‌ شركت‌ زنان‌ در شرايط‌ مساوي‌ با مردان‌ در زندگي‌ سياسي‌، اجتماعي‌، اقتصادي‌ و فرهنگي‌ كشور و نيز گسترش‌ سعادت‌ جامعه‌ و خانواده‌ شده‌ و شكوفايي‌ كامل‌ قابليت‌ها و استعدادهاي‌ زنان‌ در خدمت‌ به‌ كشور و بشريت‌ را دشوارتر مي‌نمايد،

با نگراني‌ از اينكه‌ در شرايط‌ فقر و تنگدستي‌ زنان‌ از حداقل‌ امكان‌ دسترسي‌ به‌ مواد غذايي‌، بهداشت‌، تعليم‌ و تربيت‌ و فرصتهاي‌ شغلي‌ و ساير نيازها برخوردارند،

با اعتقاد بر اينكه‌ تأسيس‌ نظام‌ نوين‌ اقتصاد بين‌الملل‌ براساس‌ مساوات‌ و عدالت‌ در تحقق‌ پيشبرد برابري‌ بين‌ مردان‌ و زنان‌ نقش‌ مهمي‌ را ايفاء مي‌نمايد،

با تأكيد بر اينكه‌ ريشه‌كن‌ كردن‌ آپارتايد، اشكال‌ مختلف‌ نژادپرستي‌، تبعيض‌نژادي‌، استعمار، استعمارنو، تجاوز، اشغال‌ و سلطه‌ و دخالت‌ خارجي‌ در امور داخلي‌ دولتها مستلزم‌ تحقق‌ كامل‌ حقوق‌ مردان‌ و زنان‌ مي‌باشد،

با تأييد بر اينكه‌ تحكيم‌ صلح‌ و امنيت‌ بين‌المللي‌، تشنج‌زدايي‌ بين‌المللي‌، همكاري‌هاي‌ متقابل‌ دول‌ صرف‌ نظر از نظام‌هاي‌ اجتماعي‌ و اقتصادي‌ آنان‌، خلع‌ سلاح‌ كامل‌ و عمومي‌ و بويژه‌ خلع‌ سلاح‌ اتمي‌ تحت‌ نظارت‌ و كنترل‌ دقيق‌ و مؤثر بين‌المللي‌، تأكيد بر اصول‌ عدالت‌، مساوات‌ و منافع‌ متقابل‌ در روابط‌ بين‌ كشورها و احقاق‌ حق‌ مردم‌ تحت‌ سلطه‌ استعمار و بيگانه‌ و اشغال‌ خارجي‌ به‌ دستيابي‌ به‌ حق‌ تعيين‌ سرنوشت‌ و استقلال‌ و همچنين‌ احترام‌ به‌ حاكميت‌ ملي‌ و تماميت‌ ارضي‌ باعث‌ توسعه‌ و پيشرفت‌ اجتماعي‌ خواهد شد و در نتيجه‌ به‌ دستيابي‌ به‌ مساوات‌ كامل‌ بين‌ مردان‌ و زنان‌ كمك‌ خواهد كرد،

با اعتقاد بر اينكه‌ توسعه‌ تمام‌ و كمال‌ يك‌ كشور، رفاه‌ جهاني‌ و برقراري‌ صلح‌ مستلزم‌  شركت‌ يكپارچه‌ زنان‌ در تمام‌ زمينه‌ها در شرايط‌ مساوي‌ با مردان‌ است‌،

با يادآوري‌ سهم‌ عمده‌ زنان‌ در تحقق‌ رفاه‌ خانواده‌ و پيشرفت‌ جامعه‌، كه‌ تا كنون‌ كاملاً شناسايي‌ نشده‌ است‌، اهميت‌ اجتماعي‌ مادري‌ و نقش‌ والدين‌ در خانواده‌ و در تربيت‌ كودكان‌، و با آگاهي‌ از اينكه‌ نقش‌ زنان‌ در توليد مثل‌ نبايد اساس‌ تبعيض‌ قرار گيرد بلكه‌ تربيت‌ كودكان‌ مستلزم‌ تقسيم‌ مسئوليت‌ بين‌ زن‌ و مرد و جامعه‌ به‌ طور كلي‌ مي‌باشد،

با اطلاع‌ از اينكه‌ تغيير در نقش‌ سنتي‌ مردان‌ و زنان‌ در جامعه‌ و خانواده‌ براي‌ دستيابي‌ به‌ مساوات‌ كامل‌ ميان‌ زنان‌ و مردان‌ ضروري‌ است‌،

با عزم‌ بر اجراي‌ اصول‌ مندرج‌ در اعلاميه‌ محو تبعيض‌ عليه‌ زنان‌ و در اين‌ راستا اتخاذ اقدامات‌ ضروري‌ براي‌ از ميان‌ برداشتن‌ اين‌ گونه‌ تبعيض‌ها در اشكال‌ و صور آن‌، بر مقررات‌ زير توافق‌ كرده‌اند:

بخش‌ 1

ماده‌ 1

از نظر اين‌ كنوانسيون‌، عبارت‌: «تبعيض‌ عليه‌ زنان‌»، به‌ معني‌ قائل‌ شدن‌ هر گونه‌ تمايز، استثناء يا محدوديت‌ براساس‌ جنسيت‌ است‌ كه‌ بر به‌ رسميت‌ شناختن‌ حقوق‌ بشر زنان‌ و آزاديهاي‌ اساسي‌ آنها و بهره‌مندي‌ و اعمال‌ آن‌ حقوق‌، برپايه‌ مساوات‌ با مردان‌، صرف‌نظر از وضعيت‌ تأهل‌ آنها، در تمام‌ زمينه‌هاي‌ سياسي‌، اقتصادي‌، اجتماعي‌، فرهنگي‌، مدني‌ و ديگر زمينه‌ها اثر مخرب‌ دارد يا اصولاً، هدفش‌ از بين‌ بردن‌ اين‌ وضعيت‌ است‌.

ماده‌ 2

دولتهاي‌ عضو، تبعيض‌ عليه‌ زنان‌ را به‌ هر شكل‌ محكوم‌ مي‌نمايند و موافقت‌ مي‌نمايند بدون‌ درنگ‌، به‌ طرق‌ مقتضي‌، سياست‌ رفع‌ تبعيض‌ عليه‌ زنان‌ را تعقيب‌ نمايند و بدين‌ منظور، بر امور زير تعهد مي‌نمايند:

الف‌: گنجاندن‌ اصل‌ مساوات‌ زن‌ و مرد در قانون‌ اساسي‌ يا ديگر قوانين‌ متناسب‌ داخلي‌ خود، اگر تا كنون‌ چنين‌ كاري‌ انجام‌ نشده‌ و حصول‌ اطمينان‌ از تحقق‌ عملي‌ اين‌ اصل‌، از طريق‌ وضع‌ قانون‌ (منظور قوانين‌ عادي‌ لازم‌الاجراست‌) و طرق‌ مناسب‌ ديگر.

ب‌: اتخاذ تدابير قانوني‌ و غيره‌ از جمله‌ وضع‌ ضمانت‌ اجراهاي‌ مناسب‌ به‌ منظور جلوگيري‌ از اعمال‌ تبعيض‌ عليه‌ زنان‌.

ج‌: حمايت‌ قانون‌ از حقوق‌ زنان‌ براساس‌ تساوي‌ با مردان‌ و حصول‌ تضمين‌ و اطمينان‌ از حمايت‌ مؤثر زنان‌ عليه‌ هر نوع‌ تبعيض‌، از طريق‌ دادگاههاي‌ صالح‌ ملي‌ و ديگر مؤسسات‌ عمومي‌.

د: خودداري‌ از انجام‌ هر گونه‌ اقدام‌ و عمل‌ تبعيض‌آميز عليه‌ زنان‌ و تضمين‌ اينكه‌ مقامات‌ و مؤسسات‌ عمومي‌ بر طبق‌ اين‌ تعهد عمل‌ نمايند.

ه‌: اتخاذ هر گونه‌ اقدام‌ مناسب‌ براي‌ رفع‌ تبعيض‌ عليه‌ زنان‌ توسط‌ هر فرد، سازمان‌ يا مؤسسه‌.

و: اتخاذ تدابير لازم‌، از جمله‌ تدابير قانونگذاري‌، براي‌ تغيير يا لغو قوانين‌، مقررات‌، عادات‌ و عملكردهايي‌ كه‌ نسبت‌ به‌ زنان‌ تبعيض‌آميز هستند.

ز: نسخ‌ كليه‌ مقررات‌ كيفري‌ داخلي‌ كه‌ تبعيض‌ عليه‌ زنان‌ را در بردارند.

ماده‌ 3

دولتهاي‌ عضو در همه‌ زمينه‌ها، مخصوصاً در زمينه‌هاي‌ سياسي‌، اجتماعي‌، اقتصادي‌ و فرهنگي‌، تمام‌ اقدامات‌ لازم‌ از جمله‌ قانونگذاري‌ را اعمال‌ خواهند كرد، تا از توسعه‌ و پيشرفت‌ كامل‌ زنان‌ اطمينان‌ حاصل‌ كنند و در نتيجه‌، برخورداري‌ زنان‌ را از حقوق‌ بشر و آزاديهاي‌ اساسي‌ بر پايه‌ تساوي‌ با مردان‌ تضمين‌ كنند.

ماده‌ 4

1. پذيرش‌ تدابير ويژه‌ موقتي‌ كه‌ به‌ منظور تسريع‌ برابري‌ موقت‌ ميان‌ مردان‌ و زنان‌ توسط‌ دولتهاي‌ عضو صورت‌ مي‌گيرد نبايد به‌ عنوان‌ تبعيض‌ به‌ نفع‌ زنان‌ آنچنان‌ كه‌ در اين‌ كنوانسيون‌ تعريف‌ شده‌ است‌ تلقي‌ گردد ولي‌ به‌ هيچوجه‌ نبايد منتج‌ به‌ حفظ‌ استانداردهاي‌ جداگانه‌ يا نامساوي‌ بشود، اين‌ اقدامات‌ و تدابير هنگامي‌ كه‌ اهداف‌ برابري‌ فرصتها و برخورد مساوي‌ زنان‌ با مردان‌ حاصل‌ شد متوقف‌ خواهد گرديد.

2. همچنين‌ اقدامات‌ ويژه‌اي‌ كه‌ توسط‌ دولتهاي‌ عضو صورت‌ مي‌گيرد از جمله‌ تدابيري‌ كه‌ در اين‌ كنوانسيون‌ وجود دارد و هدف‌ آن‌ حمايت‌ از ايفاي‌ نقش‌ مادري‌ زنان‌ است‌ نبايد تبعيض‌آميز تلقي‌ گردد.

ماده‌ 5

دولتهاي‌ عضو، اقدامات‌ مقتضي‌ زير را به‌ عمل‌ خواهند آورد:

الف‌: تغيير الگوهاي‌ رفتاري‌ اجتماعي‌ و فرهنگي‌ مردان‌ و زنان‌ به‌ منظور دستيابي‌ به‌ برانداختن‌ تعصبات‌، عادات‌ و ديگر روشهاي‌ عملي‌ كه‌ بر طرز تفكر پست‌نگري‌ يا برتربيني‌ يك‌ جنس‌ نسبت‌ به‌ جنس‌ ديگر يا نقش‌ كليشه‌اي‌ زنان‌ و مردان‌ مبتني‌ است‌.

ب‌: حصول‌ اطمينان‌ از اينكه‌ تعليم‌ و تربيت‌ خانواده‌، شامل‌ درك‌ صحيح‌ از مادري‌ به‌ عنوان‌ يك‌ وظيفه‌ اجتماعي‌ و شناسايي‌ مسئوليت‌ مشترك‌ زن‌ و مرد در تربيت‌ و رشد كودكان‌ مي‌شود.

اين‌ امر را هم‌ بايد درك‌ كرد كه‌ منافع‌ كودكان‌ در همه‌ موارد از اولويت‌ برخوردار است‌.

ماده‌ 6

دولت هاي‌ عضو بايد به‌ هر نوع‌ اقدام‌ مقتضي‌ از جمله‌ وضع‌ قانون‌ دست‌ بزنند تا از هر گونه‌ معامله‌ بر روي‌ زنان‌ و بهره‌برداري‌ از فحشاي‌ آنها جلوگيري‌ نمايند.

بخش‌ 2

ماده‌ 7

دولتهاي‌ عضو كنوانسيون‌ موظف‌اند اقدامات‌ مقتضي‌ براي‌ رفع‌ تبعيض‌ عليه‌ زنان‌ در زندگي‌ سياسي‌ و عمومي‌ كشور، اتخاذ نموده‌ و مخصوصاً اطمينان‌ دهند كه‌ در شرايط‌ مساوي‌ با مردان‌، حقوق‌ زير را براي‌ زنان‌ تأمين‌ كنند:

الف‌: حق‌ رأي‌ دادن‌ در همه‌ انتخابات‌ و همه‌پرسي‌هاي‌ عمومي‌ و صلاحيت‌ انتخاب‌ شدن‌ در همة‌ ارگانهاييكه‌ با انتخابات‌ عمومي‌ برگزيده‌ مي‌شوند.

ب‌: حق‌ شركت‌ در تعيين‌ سياست‌ دولت‌ و اجراي‌ آنها و به‌ عهده‌ گرفتن‌ پست‌هاي‌ دولتي‌ و انجام‌ وظايف‌ عمومي‌ در تمام‌ سطوح‌ دولتي‌.

ج‌: حق‌ شركت‌ در سازمانها و انجمن‌هاي‌ غيردولتي‌ مربوط‌ به‌ زندگي‌ عمومي‌ و سياسي‌ كشور.

ماده‌ 8

دولت هاي‌ عضو بايد اقدامات‌ مناسب‌ و مقتضي‌ براي‌ اطمينان‌ و تضمين‌ اين‌ امر فراهم‌ آورند كه‌ زنان‌ در شرايط‌ مساوي‌ با مردان‌ و بدون‌ هيچگونه‌ تبعيض‌ بتوانند نمايندگي‌ دولت‌ خود را در سطح‌ بين‌المللي‌ احراز كنند و در كارهاي‌ سازمانهاي‌ بين‌المللي‌ مشاركت‌ داشته‌ باشند.

ماده‌ 9

1. دولتهاي‌ عضو، به‌ زنان‌ حقوق‌ مساوي‌ با مردان‌ در زمينه‌ كسب‌، تغيير و يا حفظ‌ تابعيت‌ مي‌دهند، مخصوصاً دولتها بايد اطمينان‌ دهند و تضمين‌ كنند، كه‌ نه‌ ازدواج‌ زن‌ با يك‌ مرد خارجي‌ و نه‌ تغيير تابعيت‌ شوهر در طي‌ دوران‌ ازدواج‌، خودبخود، موجب‌ تغيير تابعيت‌ زن‌، بي‌ تابعيت‌ شدن‌ او يا تحميل‌ تابعيت‌ شوهر بر او نمي‌شوند.

2. دولتهاي‌ متعاهد بايد در رابطه‌ با تابعيت‌ كودكان‌ به‌ زن‌، حق‌ مساوي‌ با مرد اعطاء كنند.

بخش‌ 3

ماده‌ 10

دولت هاي‌ عضو تمام‌ اقدامات‌ لازم‌ براي‌ رفع‌ هر گونه‌ تبعيض‌ عليه‌ زنان‌ و تضمين‌ حقوق‌ مساوي‌ آنان‌ با مردان‌ در زمينه‌ آموزش‌ مخصوصاً در موارد زير را اتخاذ مي‌نمايند:

الف‌: شرايط‌ مساوي‌ براي‌ هدايت‌ شغلي‌ و حرفه‌اي‌، دسترسي‌ به‌ تحصيل‌، اخذ مدرك‌ از مؤسسات‌ آموزشي‌ در همه‌ سطوح‌ مختلف‌ در مناطق‌ روستايي‌ و شهري‌، اين‌ تساوي‌ بايد شامل‌ دوره‌هاي‌ پيش‌دبستاني‌ آموزش‌ عمومي‌، فني‌، حرفه‌اي‌ و آموزش‌ عالي‌ فني‌ و نيز هر شيوه‌ ديگر كارآموزي‌ شغلي‌ بشود.

ب‌: امكان‌ دسترسي‌ به‌ برنامه‌ درسي‌، آزمونها، كادر آموزشي‌، اماكن‌ تحصيلي‌ و تجهيزات‌ آموزشي‌ كه‌ در همه‌ آنها از كيفيت‌ و معيارهاي‌ مساوي‌ با مردان‌ برخوردار باشد.

ج‌: محو هر نوع‌ مفهوم‌ تقليدي‌ و كليشه‌اي‌ از نقش‌ زنان‌ و مردان‌ در تمام‌ سطوح‌ و تمام‌ اشكال‌ مختلف‌ آموزشي‌ با تشويق‌ آموزش‌ مختلط‌ پسر و دختر و ديگر انواع‌ روشهاي‌ آموزشي‌ كه‌ دستيابي‌ به‌ اين‌ هدف‌ را ممكن‌ سازد مخصوصاً با تجديدنظر در متون‌ كتب‌ درسي‌ و برنامه‌هاي‌ مدارس‌ و تعديل‌ و تطبيق‌ روشهاي‌ آموزشي‌.

د: اعطاي‌ فرصت‌ يكسان‌ براي‌ استفاده‌ از بورسها و ديگر مزاياي‌ تحصيلي‌.

ه‌: فرصتهاي‌ يكسان‌ براي‌ دستيابي‌ به‌ برنامه‌هاي‌ تداوم‌ آموزش‌، از جمله‌ برنامه‌هاي‌ عملي‌ سوادآموزي‌ بزرگسالان‌ و حرفه‌اي‌ مخصوصاً برنامه‌هايي‌ كه‌ هدف‌ آنها كاهش‌ هر چه‌ سريعتر فاصله‌ آموزشي‌ موجود بين‌ زنان‌ و مردان‌ است‌.

و: كاهش‌ تعداد دختران‌ دانش‌آموزي‌ كه‌ ترك‌ تحصيل‌ مي‌كنند و برنامه‌ريزي‌ براي‌ زنان‌ و دختراني‌ كه‌ قبلاً ترك‌ تحصيل‌ كرده‌اند.

ز: دادن‌ فرصت‌ مناسب‌ به‌ زنان‌ براي‌ شركت‌ فعال‌ در ورزش‌ و تربيت‌ بدني‌.

ح‌: دسترسي‌ به‌ آموزشهاي‌ خاص‌ تربيتي‌ كه‌ سلامتي‌ و تندرستي‌ خانواده‌ را تضمين‌ مي‌نمايد و از جمله‌ اطلاعات‌ و مشورتهاي‌ مربوط‌ به‌ تنظيم‌ خانواده‌.

ماده‌ 11

1. دولتهاي‌ عضو بايد اقدامات‌ مقتضي‌ را براي‌ رفع‌ تبعيض‌ عليه‌ زنان‌ در زمينه‌ اشتغال‌ انجام‌ دهند و اطمينان‌ دهند كه‌ بر مبناي‌ تساوي‌ مردان‌ و زنان‌، حقوق‌ يكسان‌ مخصوصاً در موارد زير براي‌ زنان‌ رعايت‌ مي‌شود:

الف‌: حق‌ كار(اشتغال‌) به‌ عنوان‌ يك‌ حق‌ لاينفك‌ حقوق‌ انساني‌

ب‌: حق‌ امكانات‌ شغلي‌ يكسان‌، از جمله‌ اجراي‌ ضوابط‌ يكسان‌ در مورد انتخاب‌ شغل‌

ج‌: حق‌ انتخاب‌ آزادانه‌ حرفه‌ و شغل‌، حق‌ ارتقاي‌ مقام‌، برخورداري‌ از امنيت‌ شغلي‌ و تمام‌ امتيازات‌ و شرايط‌ خدمتي‌ و حق‌ استفاده‌ از دوره‌هاي‌ آموزشي‌ حرفه‌اي‌ و بازآموزي‌ از جمله‌ كارآموزي‌ و شركت‌ در دوره‌هاي‌ آموزشي‌ و شركت‌ در دوره‌هاي‌ آموزشي‌ پيشرفته‌ و آموزشي‌ مرحله‌اي‌.

د: حق‌ دريافت‌ مزد مساوي‌، استفاده‌ از مزايا و برخورداري‌ از رفتار مساوي‌ در مشاغل‌ و كارهايي‌ كه‌ ارزش‌ يكسان‌ دارند همچنين‌ رفتار مساوي‌ در ارزيابي‌ كيفيت‌ كار.

ه‌: حق‌ برخورداري‌ از تأمين‌ اجتماعي‌ مخصوصاً در موارد بازنشستگي‌، بيكاري‌، بيماري‌، دوران‌ ناتواني‌ و پيري‌ و ساير موارد از كارافتادگي‌. هم‌ چنين‌ حق‌ استفاده‌ از مرخصي‌ استحقاقي‌ (با دريافت‌ حقوق‌).

و: حق‌ برخورداري‌ از بهداشت‌ و ايمني‌ شرايط‌ كار از جمله‌ برخورداري‌ از ايمني‌ و سلامتي‌ براي‌ توليد مثل‌.

2. به‌ منظور جلوگيري‌ از تبعيض‌ عليه‌ زنان‌ به‌ دليل‌ ازدواج‌، يا بارداري‌ و تضمين‌ حق‌ مسلم‌ آنان‌ براي‌ كار، دولتهاي‌ عضو اقدامات‌ مناسب‌ ذيل‌ را معمول‌ خواهند داشت‌:

الف‌: ممنوعيت‌ اخراج‌ به‌ خاطر حاملگي‌ يا مرخصي‌ زايمان‌ و اعمال‌ تبعيض‌ در اخراج‌ به‌ لحاظ‌ وضعيت‌ زناشويي‌ با برقراري‌ ضمانت‌ اجرا براي‌ تخلف‌ از اين‌ امر.

ب‌: دادن‌ مرخصي‌ دوران‌ زايمان‌ با پرداخت‌ حقوق‌ با مزاياي‌ اجتماعي‌ مناسب‌ بدون‌ از دست‌ رفتن‌ شغل‌، سمت‌ يا مزاياي‌ اجتماعي‌.

ج‌: تشويق‌ و حمايت‌ لازم‌ براي‌ ارائه‌ خدمات‌ اجتماعي‌ به‌ نحوي‌ كه‌ والدين‌ را قادر سازد تا تعهدات‌ خانوادگي‌ را با مسئوليت‌هاي‌ شغلي‌ هماهنگ‌ سازند و در زندگي‌ عمومي‌ شركت‌ جويند، مخصوصاً از طريق‌ تشويق‌ به‌ تأسيس‌ و توسعه‌ تسهيلات‌ مراقبت‌ از كودكان‌.

د: حمايت‌ ويژه‌ از زنان‌ در دوران‌ بارداري‌ در مشاغلي‌ كه‌ ثابت‌ شده‌ براي‌ آنها زيان‌آور است‌.

3. قوانين‌ حمايتي‌ در رابطه‌ با موضوعات‌ مطروحه‌ در اين‌ ماده‌ بايد متناوباً در پرتو پيشرفتهاي‌ علمي‌ و تكنيكي‌ مورد بازنگري‌ قرار گيرند و در صورت‌ ضرورت‌، اصلاح‌ و نسخ‌ يا تمديد شوند.

ماده‌ 12

1. دولتهاي‌ عضو بايد اقدامات‌ لازم‌ را براي‌ محو تبعيض‌ عليه‌ زنان‌ در زمينه‌ مراقبت‌هاي‌ بهداشتي‌ به‌ عمل‌ آورند و براساس‌ تساوي‌ بين‌ زن‌ و مرد دسترسي‌ به‌ خدمات‌ بهداشتي‌ از جمله‌ خدمات‌ بهداشتي‌ مربوط‌ به‌ تنظيم‌ خانواده‌ را تضمين‌ نمايند.

2. دولتهاي‌ عضو، علاوه‌ بر مقررات‌ بند يك‌ ماده‌ خدمات‌ لازم‌ را براي‌ زنان‌ در دوران‌ بارداري‌، زايمان‌ و دوران‌ پس‌ از زايمان‌ تأمين‌ نموده‌ و در صورت‌ لزوم‌ خدمات‌ رايگان‌ در اختيار آنها قرار خواهند داد و همچنين‌ در دوران‌ بارداري‌ و شيردادن‌، تغذيه‌ كافي‌ به‌ آنها خواهند رساند.

ماده‌ 13

دولتهاي‌ عضو بايد اقدامات‌ مقتضي‌ براي‌ محو تبعيض‌ عليه‌ زنان‌ در ديگر زمينه‌هاي‌ زندگي‌ اقتصادي‌ و اجتماعي‌ به‌ عمل‌ آورند و بر مبناي‌ تساوي‌ زن‌ و مرد حقوق‌ يكسان‌ را براي‌ آنها مخصوصاً در موارد زير تأمين‌ نمايند.

الف‌: حق‌ استفاده‌ از مزاياي‌ خانوادگي‌

ب‌: حق‌ استفاده‌ از وامهاي‌ بانكي‌، رهن‌ و ديگر اعتبارات‌ بانكي‌

ج‌: حق‌ شركت‌ در فعاليت‌هاي‌ تفريحي‌، ورزشي‌ و كليه‌ جنبه‌هاي‌ زندگي‌ فرهنگي‌

ماده‌ 14

1. دول‌ عضو مشكلات‌ خاص‌ زنان‌ روستايي‌ را مدنظر قرار داده‌ و به‌ نقش‌ مهمي‌ كه‌ اين‌ زنان‌ در جهت‌ حيات‌ اقتصادي‌ خانواده‌هاي‌ خود از جمله‌ كار در بخش‌هاي‌ غيرمالي‌ اقتصادي‌ به‌ عهده‌ دارند، توجه‌ خاص‌ مبذول‌ خواهند داشت‌ و كليه‌ اقدامات‌ مقتضي‌ را به‌ عمل‌ خواهند آورد تا مفاد كنوانسيون‌ نسبت‌ به‌ زنان‌ در مناطق‌ روستايي‌ اجرا گردد.

2. دول‌ عضو كليه‌ اقدامات‌ مقتضي‌ را جهت‌ رفع‌ تبعيض‌ از زنان‌ در مناطق‌ روستايي‌ به‌ عمل‌ خواهند آورد تا اين‌ زنان‌ براساس‌ تساوي‌ مردان‌ و زنان‌ در برنامه‌هاي‌ توسعه‌ روستايي‌ شركت‌ نموده‌ و از آن‌ بهره‌مند گردند و بخصوص‌ از حقوق‌ زير برخوردار شوند:

الف‌: شركت‌ در تدوين‌ و اجراي‌ برنامه‌هاي‌ توسعه‌ در كلية‌ سطوح‌.

ب‌: دسترسي‌ به‌ تسهيلات‌ بهداشتي‌ كافي‌ از جمله‌ اطلاعات‌، مشاوره‌ و خدمات‌ تنظيم‌ خانواده‌.

ج‌: استفاده‌ مستقيم‌ از برنامه‌هاي‌ تأمين‌ اجتماعي‌.

د: استفاده‌ از انواع‌ دوره‌ها و برنامه‌هاي‌ آموزشي‌ رسمي‌ و غيررسمي‌ از جمله‌ سوادآموزي‌ عملي‌ و نيز بهره‌مندي‌ از خدمات‌ محلي‌ و فوق‌العاده‌ به‌ منظور بالا بردن‌ كارآيي‌ فني‌ آنان‌.

ه‌: تشكيل‌ گروهها و تعاوني‌هاي‌ خودياري‌ به‌ منظور بدست‌ آوردن‌ امكان‌ دستيابي‌ مساوي‌ به‌ فرصت‌هاي‌ اقتصادي‌ از طريق‌ اشتغال‌ يا خوداشتغالي‌.

و: شركت‌ در كليه‌ فعاليت‌هاي‌ محلي‌.

ز: دسترسي‌ به‌ وام ها و اعتبارات‌ كشاورزي‌، تسهيلات‌ بازاريابي‌، تكنولوژي‌ مناسب‌ و استفاده‌ يكسان‌ از زمين‌ و برخورداري‌ از رفتار مساوي‌ در چارچوب‌ اصلاحات‌ ارضي‌ و روستايي‌ و نيز در برنامه‌هاي‌ جايگزيني‌ زمين‌.

ح‌: بهره‌مندي‌ از شرايط‌ زندگي‌ مناسب‌، بويژه‌ مسكن‌، بهداشت‌، آب‌ و برق‌، ارتباطات‌ و حمل‌ و نقل‌.

بخش‌ 4

ماده‌ 15

1. دولت هاي‌ عضو، تساوي‌ زنان‌ را با مردان‌ در برابر قانون‌ مي‌پذيرند.

2. دولتهاي‌ عضو، در امور مدني‌، همان‌ اهليت‌ قانوني‌ را كه‌ مردان‌ دارند به‌ زنان‌ داده‌ و امكانات‌ مساوي‌ براي‌ اجراي‌ اين‌ اهليت‌ را در اختيار آنها قرار مي‌دهند. مخصوصاً دولتهاي‌ عضو به‌ زنان‌ حقوق‌ مساوي‌ با مردان‌ را در انعقاد قرارداد و ادارة‌ اموال‌ مي‌دهند و در تمام‌ مراحل‌ دادرسي‌ در دادگاهها و محاكم‌ با آنها رفتار يكسان‌ خواهند داشت‌.

3. دولتهاي‌ عضو قبول‌ مي‌كنند كه‌ هر گونه‌ قرار داد يا اسناد خصوصي‌ ديگر از هر نوع‌ كه‌ به‌ منظور محدود كردن‌ صلاحيت‌ قانوني‌ زنان‌ تنظيم‌ شده‌ باشد باطل‌ و بلا اثر تلقي‌ مي‌شود.

4. دولتهاي‌ عضو مي‌پذيرند كه‌ در رابطه‌ با قانون‌ رفت‌ و آمد اشخاص‌ و انتخاب‌ مسكن‌ و محل‌ اقامت‌، زن‌ و مرد از حق‌ مساوي‌ برخوردار باشند.

ماده‌ 16

1. دولتهاي‌ عضو بايد اقدامات‌ لازم‌ را براي‌ رفع‌ تبعيض‌ عليه‌ زنان‌ در همه‌ امور مربوط‌ به‌ ازدواج‌ و روابط‌ خانوادگي‌ به‌ عمل‌ آورند و مخصوصاً برپايه‌ تساوي‌ حقوق‌ مرد و زن‌ امور زير را تضمين‌ كنند:

الف‌: حق‌ يكسان‌ براي‌ انعقاد ازدواج‌

ب‌: حق‌ يكسان‌ براي‌ انتخاب‌ آزادانه‌ همسر و انعقاد ازدواج‌ براساس‌ رضايت‌ آزاد و كامل‌ طرفين‌.

ج‌. حقوق‌ و مسئوليت‌هاي‌ يكسان‌ در دوران‌ ازدواج‌ و هنگام‌ انحلال‌ آن‌.

د: حقوق‌ و مسئوليتهاي‌ يكسان‌ به‌ عنوان‌ والدين‌، قطع‌ نظر از وضعيت‌ زناشويي‌ آنها، در موضوعات‌ مربوط‌ به‌ فرزندان‌، در تمام‌ موارد، منافع‌ كودكان‌ در اولويت‌ است‌.

ه‌: حقوق‌ مساوي‌ براي‌ تصميم‌گيري‌ آزادانه‌ و مسئولانه‌ در زمينه‌ تعداد فرزندان‌ و فاصله‌ زماني‌ بارداري‌ و دسترسي‌ به‌ اطلاعات‌، آموزش‌، و وسايلي‌ كه‌ آنها را براي‌ اعمال‌ اين‌ حقوق‌ قادر سازند.

و: حقوق‌ و مسئوليت‌ يكسان‌ در رابطه‌ با ولايت‌، حضانت‌، قيومت‌ كودكان‌ و فرزندخواندگي‌ يا هر گونه‌ عناوين‌ و مفاهيم‌ مشابهي‌ كه‌ در قوانين‌ داخلي‌ وجود دارد. در تمام‌ موارد، منافع‌ كودكان‌ در اولويت‌ است‌.

ز: حقوق‌ شخصي‌ يكسان‌ به‌ عنوان‌ شوهر و زن‌ از جمله‌ حق‌ انتخاب‌ نام‌ خانوادگي‌، حرفه‌ و شغل‌.

ح‌: حقوق‌ يكسان‌ براي‌ هر يك‌ از زوجين‌ در رابطه‌ با مالكيت‌، اكتساب‌، مديريت‌، سرپرستي‌، بهره‌برداري‌ و در اختيار داشتن‌ اموال‌ خواه‌ مجاني‌ و يا با داشتن‌ هزينه‌.

2. نامزد كردن‌ و تزويج‌ كودكان‌، قانوناً بلا اثر خواهد بود و هر گونه‌ اقدام‌ لازم‌، از جمله‌ وضع‌ قانون‌ جهت‌ تعيين‌ حداقل‌ سن‌ براي‌ ازدواج‌ و ثبت‌ اجباري‌ ازدواج‌ در يك‌ دفتر رسمي‌ بايد اتخاذ شود.

بخش‌ 5

ماده‌ 17

1. به‌ منظور بررسي‌ پيشرفت‌ حاصله‌ در اجراي‌ مفاد اين‌ كنوانسيون‌ كميته‌ محو تبعيض‌ عليه‌ زنان‌ (كه‌ من‌ بعد از آن‌ به‌ عنوان‌ كميته‌ ياد خواهد شد) شامل‌ هجده‌ نفر در زمان‌ لازم‌الاجرا شدن‌ و پس‌ از تصويب‌ يا پيوستن‌ سي‌ و پنجمين‌ كشور عضو بيست‌ و سه‌ نفر از خبرگان‌ داراي‌ شهرت‌ اخلاقي‌ والا و صلاحيت‌ در زمينه‌اي‌ مربوط‌ به‌ كنوانسيون‌ تشكيل‌ مي‌شود. اين‌ خبرگان‌ توسط‌ دول‌ عضو از ميان‌ اتباع‌ كشورهايشان‌ انتخاب‌ مي‌شوند و در صلاحيت‌ شخصي‌ خود خدمت‌ مي‌كنند. در انتخاب‌ اين‌ اشخاص‌ به‌ توزيع‌ عادلانه‌ جغرافيايي‌ و به‌ حضور اشكال‌ مختلف‌ تمدن‌ و نظامهاي‌ عمده‌ حقوقي‌ توجه‌ مي‌شود.

2. اعضاي‌ كميته‌ با رأي‌ مخفي‌ و از فهرست‌ افرادي‌ كه‌ توسط‌ دول‌ عضو نامزد شده‌اند انتخاب‌ مي‌شوند، هر دولت‌ عضو مي‌تواند يك‌ نفر از اتباع‌ خود را نامزد نمايد.

3. نخستين‌ انتخابات‌ شش‌ماه‌ پس‌ از لازم‌الاجرا شدن‌ اين‌ كنوانسيون‌ برگزار خواهد شد. حداقل‌ سه‌ ماه‌ قبل‌ از تاريخ‌ هر انتخابات‌ دبيركل‌ ملل‌ متحد طي‌ نامه‌اي‌ از دول‌ عضو مي‌خواهد تا ظرف‌ دو ماه‌ نامزدهاي‌ خود را معرفي‌ كنند. دبيركل‌ فهرست‌ اسامي‌ نامزدها را به‌ ترتيب‌ حروف‌ الفبا و با ذكر كشور نامزد كننده‌ هر يك‌، تهيه‌ و براي‌ دول‌ عضو ارسال‌ خواهد داشت‌.

4. انتخاب‌ اعضاي‌ كميته‌ در جلسه‌ دول‌ عضو كه‌ توسط‌ دبيركل‌ در مقر ملل‌ متحد برگزار خواهد شد، انجام‌ مي‌شود. در اين‌ جلسه‌، كه‌ حد نصاب‌ تشكيل‌ آن‌ حضور دو سوم‌ دول‌ عضو مي‌باشد، اشخاص‌ انتخاب‌ شده‌ براي‌ عضويت‌ در كميته‌ آن‌ دسته‌ از نامزدهايي‌ خواهند بود كه‌ بيشترين‌ تعداد آراء و همزمان‌ اكثريت‌ مطلق‌ آراء نمايندگان‌ دول‌ عضو حاضر و رأي‌ دهنده‌ در جلسه‌ را به‌ دست‌ آورند.

5. اعضاي‌ كميته‌ براي‌ يك‌ دوره‌ چهار ساله‌ انتخاب‌ مي‌شوند. لكن‌ دورة‌ عضويت‌ 9 نفر از اعضاي‌ منتخب‌ در اولين‌ انتخابات‌ در پايان‌ دو سال‌ به‌ اتمام‌ مي‌رسد. بلافاصله‌ پس‌ از اولين‌ انتخابات‌ اسامي‌ اين‌ 9 عضو به‌ قيد قرعه‌ توسط‌ رئيس‌ كميته‌ انتخاب‌ خواهد شد.

6. انتخاب‌ 5 عضو ديگر كميته‌ مطابق‌ با بندهاي‌ 2، 3 و 4 اين‌ ماده‌ و به‌ دنبال‌ سي‌ و پنجمين‌ تصويب‌ يا الحاق‌ صورت‌ خواهد گرفت‌. دورة‌ عضويت‌ دو نفر از اعضاي‌ فوق‌ در پايان‌ دو سال‌ خاتمه‌ خواهد يافت‌ و اسامي‌ اين‌ دو نفر به‌ قيد قرعه‌ توسط‌ رئيس‌ كميته‌ انتخاب‌ خواهد شد.

7. به‌ منظور اشغال‌ پست‌هاي‌ خالي‌ احتمالي‌، دولتي‌ كه‌ فعاليت‌ كارشناس‌اش‌ به‌ عنوان‌ عضو كميته‌ متوقف‌ شده‌ است‌، كارشناس‌ ديگري‌ را از بين‌ اتباع‌ خود براي‌ عضويت‌ در كميته‌ مشروط‌ به‌ تأييد انتخاب‌ خواهد كرد.

8. اعضاي‌ كميته‌ با تأييد مجمع‌ عمومي‌ و بر طبق‌ ضوابط‌ و شرايطي‌ كه‌ آن‌ مجمع‌ مقرر مي‌دارد و با در نظر گرفتن‌ اهميت‌ مسئوليت‌هاي‌ كميته‌ از سازمان‌ ملل‌متحد مقرري‌ دريافت‌ خواهند كرد.

9. دبيركل‌ ملل‌ متحد تسهيلات‌ و كارمندان‌ لازم‌ را به‌ منظور تحقق‌ و انجام‌ مؤثر وظايف‌ كميته‌ در چارچوب‌ اين‌ كنوانسيون‌ تأمين‌ خواهد نمود.

ماده‌ 18

1. دول‌ عضو متعهد مي‌شوند گزارشي‌ براي‌ بررسي‌ كميته‌ در مورد اقدامات‌ تقنيني‌، قضايي‌ و اجرايي‌ و ساير اقدامات‌ متخذه‌ در راستاي‌ اجراي‌ مفاد اين‌ كنوانسيون‌ و پيشرفتهاي‌ حاصله‌ در اين‌ رابطه‌ به‌ دبيركل‌ ملل‌متحد ارائه‌ كنند.

الف‌: يك‌ سال‌ پس‌ از لازم‌الاجرا شدن‌ كنوانسيون‌ براي‌ آن‌ دولت‌.

ب‌: پس‌ از آن‌ حداقل‌ هر چهار سال‌ يكبار و علاوه‌ بر آن‌ هر زماني‌ كه‌ كميته‌ درخواست‌ كند.

2. اين‌ گزارشها مي‌تواند مبين‌ عوامل‌ و مشكلاتي‌ كه‌ بر ميزان‌ اجراي‌ تعهدات‌ تحت‌ اين‌ كنوانسيون‌ اثر مي‌گذارد باشد.

ماده‌ 19

1. كميته‌ آيين‌نامه‌ اجرايي‌ خود را تصويب‌ خواهد نمود.

2. كميته‌ مسئولان‌ خود را براي‌ يك‌ دوره‌ دو ساله‌ انتخاب‌ خواهد كرد.

ماده‌ 20

1. كميته‌ به‌ منظور بررسي‌ گزارش هايي‌ كه‌ مطابق‌ با ماده‌ 18 اين‌ كنوانسيون‌ ارائه‌ شده‌ هر ساله‌ به‌ مدتي‌ كه‌ از دو هفته‌ تجاوز نكند تشكيل‌ جلسه‌ مي‌دهد.

2. جلسات‌ كميته‌ معمولاً در مقر سازمان‌ ملل‌متحد يا در هر محل‌ مناسب‌ ديگري‌ كه‌ به‌ تصميم‌ كميته‌ تعيين‌ مي‌شود برگزار خواهد شد.

ماده‌ 21

1. كميته‌ همه‌ ساله‌ از طريق‌ شوراي‌ اقتصادي‌ و اجتماعي‌ گزارشي‌ در مورد فعاليت‌هاي‌ خود به‌ مجمع‌ عمومي‌ تسليم‌ مي‌نمايد و مي‌تواند براساس‌ گزارشها و اطلاعات‌ واصله‌ از دول‌ عضو پيشنهادات‌ و توصيه‌هاي‌ كلي‌ ارائه‌ دهد. اين‌ پيشنهادات‌ و توصيه‌هاي‌ كلي‌ همراه‌ با نظرات‌ احتمالي‌ دول‌ عضو در گزارش‌ كميته‌ درج‌ مي‌گردد.

2. دبيركل‌ ملل‌متحد گزارشهاي‌ كميته‌ را جهت‌ اطلاع‌ به‌ كميسيون‌ مقام‌ زن‌ ارسال‌ مي‌نمايد.

ماده‌ 22

مؤسسات‌ تخصصي‌ مجاز خواهند بود كه‌ از طريق‌ نمايندگانشان‌ اجراي‌ موادي‌ از كنوانسيون‌ حاضر را كه‌ در حوزه‌ فعاليت‌هاي‌ آنها جاي‌ مي‌گيرند مورد بررسي‌ قرار دهند.

كميته‌ ممكن‌ است‌ از مؤسسات‌ تخصصي‌ دعوت‌ كند تا گزارشهايي‌ درباره‌ نحوه‌ اجراي‌ كنوانسيون‌ در زمينه‌هايي‌ كه‌ به‌ حوزة‌ فعاليت‌ آنها مربوط‌ مي‌شود ارائه‌ نمايند.

بخش‌ 6

ماده‌ 23

هيچ‌چيز در اين‌ كنوانسيون‌ بر مقرراتي‌ كه‌ براي‌ دستيابي‌ زنان‌ و مردان‌ به‌ برابري‌ مفيدتر و مؤثرتر وجود دارد تأثير نخواهد گذاشت‌، اين‌ مقررات‌ مي‌تواند شامل‌ موارد زير باشد:

الف‌: قوانين‌ يك‌ دولت‌ عضو، يا

ب‌: هر كنوانسيون‌، پيمان‌ يا موافقت‌ نامه‌ بين‌المللي‌ ديگري‌ كه‌ براي‌ آن‌ دولت‌ لازم‌الاجرا است‌.

ماده‌ 24

دول‌ عضو متعهد مي‌گردند كليه‌ اقدامات‌ لازم‌ در سطح‌ ملي‌ را كه‌ هدف‌ از آن‌ تحقق‌ كامل‌ حقوق‌ به‌ رسميت‌ شناخته‌ شده‌ در اين‌ كنوانسيون‌ مي‌باشد، به‌ عمل‌ آورند.

ماده‌ 25

1. اين‌ كنوانسيون‌ براي‌ امضاي‌ كليه‌ دول‌ مفتوح‌ مي‌باشد.

2. دبيركل‌ ملل‌ متحد به‌ عنوان‌ امين‌ اين‌ كنوانسيون‌ تعيين‌ مي‌شود.

3. تصويب‌ اين‌ كنوانسيون‌ منوط‌ به‌ طي‌ مراحل‌ تصويب‌ قانوني‌ است‌. اسناد تصويب‌ نزد دبيركل‌ ملل‌متحد به‌ امانت‌ گذارده‌ خواهد شد.

4. اين‌ كنوانسيون‌ جهت‌ الحاق‌ دول‌ مفتوح‌ مي‌باشد. الحاق‌ با سپردن‌ سند الحاق‌ به‌ دبيركل‌ ملل‌متحد محقق‌ مي‌شود.

ماده‌ 26

1. دول‌ عضو مي‌توانند در هر زمان‌ طي‌ نامه‌اي‌ خطاب‌ به‌ دبيركل‌ ملل‌متحد درخواست‌ تجديد نظر در اين‌ كنوانسيون‌ را نمايند.

2. مجمع‌ عمومي‌ ملل‌متحد در مورد اقدامات‌ احتمالي‌ بعدي‌ در مورد چنين‌ درخواستي‌ تصميم‌ خواهد گرفت‌.

ماده‌ 27

1. اين‌ كنوانسيون‌ سي‌ روز پس‌ از تاريخي‌ كه‌ بيستمين‌ سند تصويب‌ يا الحاق‌ آن‌ نزد دبيركل‌ ملل‌ متحد به‌ امانت‌ گذارده‌ شد، لازم‌ الاجرا مي‌گردد.

2. پس‌ از به‌ وديعه‌ سپردن‌ بيستمين‌ سند تصويب‌ يا الحاق‌، براي‌ هر دولتي‌ كه‌ اين‌ كنوانسيون‌ را تصويب‌ مي‌كند يا به‌ آن‌ ملحق‌ مي‌گردد، كنوانسيون‌ مذكور از سي‌امين‌ روز تاريخي‌ كه‌ سند تصويب‌ يا الحاق‌ آن‌ به‌ دولت‌ به‌ امانت‌ گذارده‌ شده‌ لازم‌الاجرا مي‌گردد.

ماده‌ 28

1. دبيركل‌ ملل‌متحد متن‌ تحفظ‌ كشورها، در هنگام‌ تصويب‌ يا الحاق‌ را دريافت‌ نموده‌ و آن‌ را ميان‌ كليه‌ دول‌ توزيع‌ مي‌نمايد.

2. تحفظاتي‌ كه‌ با هدف‌ و منظور اين‌ كنوانسيون‌ سازگار نباشد مجاز نخواهد بود.

3. تحفظات‌ از طريق‌ تسليم‌ يادداشتي‌ به‌ دبيركل‌ ملل‌متحد در هر زمان‌ قابل‌ پس‌ گرفتن‌ است‌. نامبرده‌ همه‌ دولتها را از اين‌ موضوع‌ مطلع‌ خواهد كرد. لغو تحفظ‌ از روزي‌ كه‌ يادداشت‌ دريافت‌ شود معتبر است‌.

ماده‌ 29

1. هر گونه‌ اختلاف‌ در تفسير يا اجراي‌ اين‌ كنوانسيون‌ بين‌ دو يا چند دولت‌ عضو كه‌ از طريق‌ مذاكره‌ حل‌ نگردد بنا به‌ تقاضاي‌ يكي‌ از طرفين‌ به‌ داوري‌ ارجاع‌ مي‌گردد. چنانچه‌ ظرف‌ شش‌ ماه‌ از تاريخ‌ درخواست‌ داوري‌، طرفين‌ در مورد نحوه‌ و تشكيلات‌ داوري‌ به‌ توافق‌ نرسند، يكي‌ از طرفين‌ مي‌تواند خواستار ارجاع‌ موضوع‌ به‌ ديوان‌ بين‌المللي‌ دادگستري‌ مطابق‌ با اساسنامه‌ ديوان‌ گردد.

2. هر دولت‌ عضو مي‌تواند به‌ هنگام‌ امضاء يا تصويب‌ اين‌ كنوانسيون‌ يا الحاق‌ به‌ آن‌ اعلام‌ كند كه‌ خود را موظف‌ به‌ اجراي‌ بند يك‌ ماده‌ نمي‌داند. دول‌ عضو ديگر در قبال‌ دولتي‌ كه‌ به‌ بند يك‌ اين‌ ماده‌ اعلام‌ تحفظ‌ نموده‌ است‌، ملزم‌ به‌ اجراي‌ بند يك‌ نمي‌باشند.

3. هر دولت‌ عضوي‌ كه‌ بر طبق‌ بند 2 اين‌ ماده‌ اعلام‌ تحفظ‌ نموده‌ باشد مي‌تواند در هر زمان‌ از تحفظ‌ خود از طريق‌ اعلام‌ رسمي‌ به‌ دبيركل‌ ملل‌متحد صرف‌نظر نمايد.

ماده‌ 30

اين‌ كنوانسيون‌ كه‌ متون‌ عربي‌، چيني‌، انگليسي‌، فرانسه‌، روسي‌ و اسپانيولي‌ آن‌ داراي‌ اعتبار يكسان‌ مي‌باشند، نزد دبيركل‌ ملل‌متحد به‌ امانت‌ گذارده‌ مي‌شود.

به مناسبت تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر

زمان مطالعه: 9 دقیقه

امروز 10 دسامبر 2011 است در سال 1948 در چنین روزی اعلامیه جهانی حقوق بشر مورد تصویب قرار گرفت که اینک در سراسر جهان به عنوان روز بین‌المللی حقوق بشر شناخته می‌گردد.
یکی از دستاوردهای بزرگ سازمان ملل متحد ایجاد مجموعه ای کامل از قوانین حقوق بشر مورد حمایت همگانی و بین‌المللی بود که همه ملت‌ها بتوانند آن را بپذیرند و به آن بپیوندند. سازمان ملل متحد مجموعه ای گسترده از حقوق بین‌الملل پذیرفته شده از جمله حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و حقوق سیاسی و مدنی را تدوین کرده است. این سازمان همچنین ساز و کارهایی برای ترویج و حفاظت از این حقوق و کمک به دولت‌ها در اجرای مسئولیت‌های خود به وجود آورده است.
بنیاد و اساس این مجموعه قوانین، منشور سازمان ملل متحد و اعلامیه جهانی حقوق بشر است که به ترتیب سال‌های 1945 و 1948 به تصویب مجمع عمومی رسیدند. سازمان ملل از آن زمان قوانین حقوق بشر را به تدریج گسترش داده تا معیارهای ویژه برای زنان، کودکان، معلولان، اقلیت‌ها، کارگران مهاجر و سایر گروه های آسیب پذیر را در بر گیرد که اینک حقوقی دارند که از آن در برابر روش‌های تبعیض آمیزی حمایت می‌کند که مدت‌ها در جوامع بسیاری رایج بوده‌اند.
این حقوق از طریق تصمیم‌های تاریخی مجمع عمومی گسترش یافته، تصمیم‌هایی که به تدریج عمومیت و جهان شمولی، یکپارچگی و پیوستگی خود را با توسعه و دموکراسی تثبیت کرده‌اند.
فعالیت‌های آموزشی، مردم جهان را از حقوق مسلم خود آگاه کرده ، در همان حال نظام‌های قضایی و کیفری ملی متعددی از طریق برنامه های آموزشی و مشورت فنی سازمان ملل اصلاح و بهتر شده‌اند. نهادهای سازمان ملل برای نظارت بر پیروی از معاهدات حقوق بشر، بین کشورهای عضو، اعتبار و انسجام قابل توجهی به دست آورده‌اند.
کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل به منظور تقویت و هماهنگی تلاش‌های سازمان ملل برای حفاظت و حمایت از کلیه حقوق بشر تمام افراد در سراسر جهان فعالیت می‌کند. دبیر کل، حقوق بشر را موضوع اصلی تعیین کرده است که فعالیت سازمان ملل را در زمینه های اصلی صلح و امنیت، توسعه، کمک بشر دوستانه و امور اقتصادی و اجتماعی منسجم و هماهنگ می‌کند. کلیه نهادها و کارگزاری های تخصصی سازمان ملل عملاً تا حدی در حمایت از حقوق بشر شرکت کرده‌اند.

متن اعلامیه جهانی حقوق بشر
برگردان : علی رضا مجلسی

دیباچه

از آنجا که بازشناسی حرمت ذاتی آدمی و حقوق برابر و سلب ناپذیر تمامی اعضای خانواده ی بشری بنیان آزادی، عدالت و صلح در جهان است،

از آنجا که بی اعتنایی و تحقیر حقوق انسان به انجام اعمال وحشیانه انجامیده به طوری که وجدان آدمی را در رنج افکنده است، و [از آنجا که] پدید آمدن جهانی که در آن تمامی ابناء بشر از آزادی بیان و عقیده برخوردار باشند و به رهایی از هراس و نیازمندی رسند، به مثابه عالیترین آرزوی عموم انسانها اعلام شده است، از آنجا که بایسته است تا آدمی، به عنوان آخرین تدبیر، ناگزیر از شوریدن علیه بیدادگری و ستمکاری نباشد، به حفظ حقوق بشر از طریق حاکمیت قانون همت گمارد، از آنجا که بایسته است تا روابط دوستانه میان ملتها گسترش یابد، از آنجا که مردمان «ملل متحد» در «منشور»، ایمان خود به اساسی ترین حقوق انسانها، در حرمت و ارزش نهادن به شخص انسان را نشان داده و در حقوق برابر زن و مرد هم قسم شده اند و مصمم به ارتقای توسعه اجتماعی و بهبود وضعیت زندگی در فضای آزادترند، از آنجا که «ممالک عضو»، در همیاری با «ملل متحد»، خود را متعهد به دستیابی به سطح بالاتری از حرمت جهانی برای حقوق بشر و آزادی های زیربنایی و دیده بانی آن کرده اند، از آنجا که فهم مشترک از چنین حقوق و آزادیها از اهم امور برای درک کامل چنین تعهدی است، بنابراین، هم اکنون، «مجمع عمومی»، این «اعلامیه جهانی حقوق بشر» را به عنوان یک استانده ی مشترک و دستاورد تمامی ملل و ممالک اعلان میکند تا هر انسان و هر عضو جامعه با به خاطرسپاری این «اعلامیه»، به جد در راه تعلیم و آموزش آن در جهت ارتقای حرمت برای چنین حقوق و آزادیهایی بکوشد و برای اقدامهای پیشبرنده در سطح ملی و بین المللی تلاش کند تا [همواره] بازشناسی مؤثر و دیدهبانی جهانی [این حقوق ] را چه در میان مردمان «ممالک عضو» و چه در میان مردمان قلمروهای تحت فرمان آنها [تحصیل و] تأمین نماید.

ماده 1 : تمام ابنای بشر آزاد زاده شده و در حرمت و حقوق با هم برابرند. عقلانیت و وجدان به آنها ارزانی شده و لازم است تا با یکدیگر برادرانه رفتار کنند.

ماده 2: همه انسانها بی هیچ تمایزی از هر سان که باشند، اعم از نژاد، رنگ، جنسیت، زبان، مذهب، عقاید سیاسی یا هر عقیده ی دیگری، خاستگاه اجتماعی و ملی، [وضعیت] دارایی، [محل] تولد یا در هر جایگاهی که باشند، سزاوار تمامی حقوق و آزادیهای مصرح در این «اعلامیه»اند. به علاوه، میان انسانها بر اساس جایگاه سیاسی، قلمروقضایی و وضعیت بین المللی مملکت یا سرزمینی که فرد به آن متعلق است، فارغ از اینکه سرزمین وی مستقل، تحت قیمومت، غیرخودمختار یا تحت هرگونه محدودیت در حق حاکمیت خود باشد، هیچ تمایزی وجود ندارد.

ماده3: هر فردی سزاوار و محق به زندگی، آزادی و امنیت فردی است.

ماده4: هیچ احدی نباید در بردگی یا بندگی نگاه داشته شود: بردگی و داد و ستد بردگان از هر نوع و به هر شکلی باید باز داشته شده و ممنوع شود.

ماده 5: هیچ کس نمی بایست مورد شکنجه یا بیرحمی و آزار، یا تحت مجازات غیرانسانی و یا رفتاری قرارگیرد که منجر به تنزل مقام انسانی وی گردد.

ماده6: هر انسانی سزاوار و محق است تا همه جا در برابر قانون به عنوان یک شخص به رسمیت شناخته شود.

ماده7: همه در برابر قانون برابرند و همگان سزاوار آن اند تا بدون هیچ تبعیضی به طور مساوی در پناه قانون باشند. همه انسانها محق به پاسداری و حمایت در برابر هرگونه تبعیض که ناقض این «اعلامیه» است. همه باید در برابر هر گونه عمل تحریک آمیزی که منجر به چنین تبعیضاتی شود، حفظ شوند.

ماده8: هر انسانی سزاوار و محق به دسترسی مؤثر به مراجع دادرسی از طریق محاکم ذیصلاح ملی در برابر نقض حقوق اولیه ای است که قوانین اساسی یا قوانین عادی برای او برشمرده و به او ارزانی داشته اند.

ماده9: هیچ احدی نباید مورد توقیف، حبس یا تبعید خودسرانه قرار گیرد.

ماده10: هر انسانی سزاوار و محق به دسترسی کامل و برابر به دادرسی علنی و عادلانه توسط دادگاهی بیطرف و مستقل است تا در برابر هر گونه اتهام جزایی علیه وی، به حقوق و تکالیف وی رسیدگی کند.

ماده11:

1. هر شخصی متهم به جرمی کیفری، سزاوار و محق است تا زمان احراز و اثبات جرم در برابر قانون، در محکمهای علنی که تمامی حقوق وی در دفاع از خویشتن تضمین شده باشد، بیگناه تلقی شود.

۲. هیچ احدی به حسب ارتکاب هرگونه عمل یا ترک عملی که مطابق قوانین مملکتی یا بین المللی، در زمان وقوع آن، حاوی جرمی کیفری نباشد، نمیبایست مجرم محسوب گردد. همچنین نمی بایست مجازاتی شدیدتر از آنچه که در زمان وقوع جرم [در قانون] قابل اعمال بود، بر فرد تحمیل گردد.

ماده12: هیچ احدی نمیبایست در قلمرو خصوصی، خانواده، محل زندگی یا مکاتبات شخصی، تحت مداخله [و مزاحمت] خودسرانه قرار گیرد. به همین سیاق شرافت و آبروی هیچکس نباید مورد تعرض قرار گیرد. هر کسی سزاوار و محق به حفاظت قضایی و قانونی در برابر چنین مداخلات و تعرضاتی است.

ماده13:

۱. هر انسانی سزاوار و محق به داشتن آزادی جابه جایی [حرکت از نقطه ای به نقطه ای دیگر] و اقامت در [در هر نقطه ای] درون مرزهای مملکت است.

۲. هر انسانی محق به ترک هر کشوری، از جمله کشور خود، و بازگشت به کشور خویش است.

ماده14:

۱. هر انسانی سزاوار و محق به پناهجویی و برخورداری از پناهندگی در کشورهای پناه دهنده در برابر پیگرد قضایی است.

۲. چنین حقی در مواردی که پیگرد قضایی منشأیی غیرسیاسی داشته باشد و یا نتیجه ارتکاب عملی مغایر با اهداف و اصول «ملل متحد» باشد، ممکن است مورد استناد قرار نگیرد.

ماده15:

۱. هر انسانی سزاوار و محق به داشتن تابعیتی [ملیتی] است.

۲. هیچ احدی را نمی بایست خودسرانه از تابعیت [ملیت] خویش محروم کرد، و یا حق تغییر تابعیت [ملیت] را از وی دریغ نمود.

ماده16:

۱. مردان و زنان بالغ، بدون هیچ گونه محدودیتی به حیث نژاد، ملیت، یا دین حق دارند که با یکدیگر زناشویی کنند و خانواده ای بنیان نهند. همه سزاوار و محق به داشتن حقوقی برابر در زمان عقد زناشویی، در طول زمان زندگی مشترک و هنگام فسخ آن هستند.

۲. عقد ازدواج نمیبایست صورت بندد مگر تنها با آزادی و رضایت کامل همسران که خواهان ازدواجند.

۳. خانواده یک واحد گروهی طبیعی و زیربنایی برای جامعه است و سزاوار است تا به وسیله ی جامعه و «حکومت» نگاهداری شود.

ماده17:

۱. هر انسانی به تنهایی یا با شراکت با دیگران حق مالکیت دارد.

۲. هیچ کس را نمی بایست خودسرانه از حق مالکیت خویش محروم کرد.

ماده18: هر انسانی محق به داشتن آزادی اندیشه، وجدان و دین است؛ این حق شامل آزادی دگراندیشی، تغییر مذهب [دین]، و آزادی علنی [و آشکار] کردن آئین و ابراز عقیده، چه به صورت تنها، چه به صورت جمعی یا به اتفاق دیگران، در قالب آموزش، اجرای مناسک، عبادت و دیده بانی آن در محیط عمومی و یا خصوصی است.

ماده19: هر انسانی محق به آزادی عقیده و بیان است؛ و این حق شامل آزادی داشتن باور و عقیده ای بدون [نگرانی] از مداخله [و مزاحمت]، و حق جستجو، دریافت و انتشار اطلاعات و افکار از طریق هر رسانه ای بدون ملاحظات مرزی است.

ماده20:

۱. هر انسانی محق به آزادی گردهمایی و تشکیل انجمنهای مسالمت آمیز است.

۲. هیچ کس نمی بایست مجبور به شرکت در هیچ انجمنی شود.

ماده21:

۱. هر شخصی حق دارد که در مدیریت دولت کشور خود، مستقیماً یا به وساطه انتخاب آزادانه نمایندگانی شرکت جوید.

۲. هر شخصی حق دسترسی برابر به خدمات عمومی در کشور خویش را دارد.

۳. اراده ی مردم میبایست اساس حاکمیت دولت باشد؛ چنین اراده ای می بایست در انتخاباتی حقیقی و ادواری اعمال گردد که مطابق حق رأی عمومی باشد که حقی جهانی و برابر برای همه است. رأی گیری از افراد می بایست به صورت مخفی یا به طریقه ای مشابه برگزار شود که آزادی رأی را تأمین کند.

ماده22: هر کسی به عنوان عضوی از جامعه حق دارد از امنیت اجتماعی برخوردار بوده و از طریق تلاش در سطح ملی و همیاری بین المللی با سازماندهی منابع هر مملکت، حقوق سلب ناپذیر اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خویش را برای حفظ حیثیت و رشد آزادانه ی شخصیت خویش، به دست آورد.

ماده23:

۱. هر انسانی حق دارد که صاحب شغل بوده و آزادانه شغل خویش را انتخاب کند، شرایط کاری منصفانه مورد رضایت خویش را دارا باشد و سزاوار حمایت در برابر بیکاری است.

۲. هر انسانی سزاوار است تا بدون رواداشت هیچ تبعیضی برای کار برابر، مزد برابر دریافت نماید.

۳. هر کسی که کار می کند سزاوار دریافت اجری منصفانه و مطلوب برای تأمین خویش و خانواده ی خویش موافق با حیثیت و کرامت انسانی بوده و نیز میبایست در صورت لزوم از حمایتهای اجتماعی تکمیلی برخوردار گردد.

۴. هر شخصی حق دارد که برای حفاظت از منافع خود اتحادیه صنفی تشکیل دهد و یا به اتحادیه های صنفی بپیوندد.

ماده24: هر انسانی سزاوار استراحت و اوقات فراغت، زمان محدود و قابل قبولی برای کار و مرخصی های دوره ای همراه با حقوق است.

ماده25:

۱. هر انسانی سزاوار یک زندگی با استانداردهای قابل قبول برای تأمین سلامتی و رفاه خود و خانواده اش، من جمله تأمین خوراک، پوشاک، مسکن، مراقبت های پزشکی و خدمات اجتماعی ضروری است و همچنین حق دارد که در مواقع بیکاری، بیماری، نقص عضو، بیوگی، سالمندی و فقدان منابع تأمین معاش، تحت هر شرایطی که از حدود اختیار وی خارج است، از تأمین اجتماعی بهره مند گردد.

۲. دوره ی مادری و دوره ی کودکی سزاوار توجه و مراقبت ویژه است. همه ی کودکان، اعم از آن که با پیوند زناشویی یا خارج از پیوند زناشویی به دنیا بیایند، می بایست از حمایت اجتماعی یکسان برخوردار شوند.

ماده26:

۱. آموزش و پرورش حق همگان است. آموزش و پرورش میبایست، دست کم در دروه های ابتدایی و پایه، رایگان در اختیار همگان قرار گیرد. آموزش ابتدایی می بایست اجباری باشد. آموزش فنی و حرفه ای نیز می بایست قابل دسترس برای عموم مردم بوده و دستیابی به آموزش عالی به شکلی برابر برای تمامی افراد و بر اساس شایستگی های فردی صورت پذیرد.

۲. آموزش و پرورش می بایست در جهت رشد همه جانبه ی شخصیت انسان و تقویت رعایت حقوق بشر و آزادی های اساسی باشد. آموزش و پرورش باید به گسترش حسن تفاهم، دگرپذیری [تسامح] و دوستی میان تمامی ملتها و گروههای نژادی یا دینی و نیز به برنامه های «ملل متحد» در راه حفظ صلح یاری رساند.

۳. پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش برای فرزندان خود مقدم اند.

ماده27:

۱. هر شخصی حق دارد آزادانه در حیات فرهنگی اجتماع خویش مشارکت کند، از انواع هنرها برخوردار گردد و در پیشرفت علمی سهیم گشته و از منافع آن بهره مند شود.

۲. هر شخصی به عنوان آفرینشگر، حق حفاظت از منافع مادی و معنوی حاصل از تولیدات علمی، ادبی یا هنری خویش را داراست.

ماده28: هر شخصی سزاوار نظمی اجتماعی و بین المللی است که در آن حقوق و آزادیهای مصرح در این «اعلامیه» به تمامی تأمین و عملی گردد.

ماده29:

۱. هر فردی در برابر جامعه اش که تنها در آن رشد آزادانه و همه جانبه ی او میسر میگردد، مسئول است.

۲. در تحقق آزادی و حقوق فردی، هر کس می بایست تنها تحت محدودیت هایی قرار گیرد که به واسطه ی قانون فقط به قصد امنیت در جهت بازشناسی و مراعات حقوق و آزادی های دیگران وضع شده است تا اینکه پیش شرط های عادلانه ی اخلاقی، نظم عمومی و رفاه همگانی در یک جامعه مردمسالار تأمین گردد.

۳. این حقوق و آزادی ها شایسته نیست تا در هیچ موردی مغایر با هدف ها و اصول «ملل متحد» اعمال شوند.

ماده30: در این «اعلامیه» هیچ چیز نباید به گونه ای تفسیر شود که برای هیچ «حکومت»، گروه یا فردی متضمن حقی برای انجام عملی به قصد از میان بردن حقوق و آزادی های مندرج در این «اعلامیه» باشد.

برای مطالعه بیشتر در این زمینه می توانید فایل ضمیمه را از اینجا دریافت و مطالعه نمایید.

به مناسبت 18 آذر 1370 معرفي عراق به عنوان متجاوز از سوي سازمان ملل متحد

زمان مطالعه: < 1 دقیقه

پيروزي انقلاب اسلامي، موجب تغيير ساختار قدرت در خاورميانه شد و نظام امنيتي ساخته و پرداخته غرب در منطقه را با چالش مواجه کرد. از سوي دیگر، صدام با طمع رهبري جهان عرب و پر کردن خلا قدرت در منطقه و به دست آوردن امتيازات از دست داده در قرارداد 1975، خود را مناسب‌ترين وسيله براي غرب براي دستيابي به اهداف سلطه‌گرانه‌اش معرفي کرد. صدام ابتدا، اقدام به سرکوبي شيعيان عراق نموده و سپس به بمب‌‌گذاري در تأسيسات نفتي ايران توسط گروهک‌هاي ضدانقلاب پرداخت و همزمان در تلويزيون دولتي به بهانه بازپس‌گيري سه جزيره از ايران، حملات مستقيم و غيرمستقيم تبليغاتي را متوجه ايران کرد. در نهایت نیز، وزارت خارجه عراق در 26/6/1359 طي يادداشتي قرارداد 1975 الجزاير را لغو و صدام در برابر دوربين تلويزيون عراق، آن را پاره و در 31 شهريور 1359، حمله سراسري خود را به ايران آغاز کرد. با وجود مشخص بودن تجاوز کار، سازمان ملل به علت فشار ابرقدرت‌ها سال‌ها حق مسلم ايران را پايمال نمود تا اينکه پس از قبول قطعنامه 598 از سوي ايران گروه ناظر نظامي ايران ـ عراق ملل متحد (unimag) تشکيل گرديد. سرانجام پس از 11 سال از آغاز جنگ و سه سال بعد از قبول قطعنامه 598 از سوي ايران، با تلاش‌هاي پي‌گير سياسي مسؤولان نظامي جمهوري اسلامي،‌حقانيت ايران در دفاع مقدس، به اثبات رسيد و خاوير پرز دکوئيار دبيرکل وقت سازمان ملل متحد در 18 آذر 1370 طي يک گزارش رسمي به شوراي امنيت، اعلام کرد که عراق در 31 شهريور 1359 به ايران حمله کرده است. اعلام متجاوز بودن عراق از سوي جامعه بين‌المللي، گرچه بسيار دير اعلام شد، اما از پيروزي‌هاي مهمي است که در تاريخ کشورمان به عنوان حاشيه‌اي بر حماسه عظيم ملت ايران در دفاع مقدس هشت‌ساله خود، ثبت گرديد.