بررسی حقوقی مصونیت شورای عالی فضای مجازی: مصوبه‌ای دردسرساز یا پایان‌بخشی یک ابهام؟

زمان مطالعه: 6 دقیقه

مستثنی شدن مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی و شورای عالی فضای مجازی از فرایند بررسی شکایت‌ها در دیوان عدالت اداری، با حواشی بسیاری روبه‌رو شده، موضوعی که محل اختلاف کارشناسان حقوقی نیز بوده است. عده‌ای معتقدند که این مصوبه فسادزاست و در مقابل برخی نیز اعتقاد دارند اتفاق تازه‌ای نیفتاده است. محمدجعفر نعناکار در گفت‌وگو با «دیجیاتو» مصوبه مجلس را بن‌بستی حقوقی می‌داند که در نهایت به ضرر مردم تمام می‌شود. از سوی دیگر، ایازی تأکید دارد که امکان اعتراض به مصوبات شورای عالی فضای مجازی در دادگاه‌های عمومی وجود داشته و دیوان عدالت اداری پیش از این هم صلاحیت رسیدگی به مصوبات این نهاد را نداشته است.

نمایندگان مجلس روز گذشته در جریان بررسی طرح اصلاح قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری، ماده‌ای را مصوب کرده‌اند که طبق آن، دیوان عدالت اداری از رسیدگی به شکایات درباره مصوبات شورای عالی فضای مجازی منع شد. این مصوبه از روز گذشته با حواشی بسیاری همراه شده و چهره‌های مختلفی آن را نقد کرده‌اند. برای مثال، آذری جهرمی وزیر ارتباطات سابق، در کانال تلگرامی خود تصمیم مجلس را مصوبه‌ای زیانبار خواند.

اما کارشناسان حقوقی درباره مصوبه مجلس اختلاف نظر دارند: برخی آن را فسادزا و برخی دیگر رسمیت بخشیدن به یک قانون نانوشته می‌دانند.

سازوکار فعالیت دیوان اداری چگونه است؟

محمدجعفر نعناکار، مدیر امور حقوقی و قراردادهای فناپ در گفت‌وگو با دیجیاتو ابتدا به روال قانونگذاری و نهادهای قانونگذار در کشور اشاره کرد و گفت: «در کشور چندین مرجع قانونگذاری داریم که در رأس آن مجلس شورای اسلامی قرار دارد. مصوبات مجلس پس از بررسی در شورای نگهبان، ابلاغ می‌شود. چند شورا نیز از جمله شورای عالی فضای مجازی به‌عنوان نهادی فراقوه‌ای وجود دارند که وظیفه سیاستگذاری دارند و اصولاً نباید قابلیت و امکان قانونگذاری داشته باشند. شورای عالی فضای مجازی تنها می‌تواند سیاست‌های کلان در حوزه فضای مجازی را مصوب و ابلاغ کند: سیاست‌هایی مانند بحث احراز هویت، اینترنت اشیا، ارتباطات میان‌دستگاهی دولتی و مواردی از این دست. با تعیین قواعد کلان چنین موضوع‌هایی، این قواعد در مجلس تبدیل به سندهای پایین‌دستی می‌شوند تا قابلیت قانونگذاری داشته باشند. در واقع، این قواعد برای تبدیل شدن به قانون باید در مجلس بررسی شوند».

از همین رو، نعناکار اعتقاد دارد مصوبات شورای عالی فضای مجازی نباید آن برداشت قانونی را که از قوانین مجلس وجود دارد، داشته باشند: «اگرچه متأسفانه در این چند سال، شورای عالی فضای مجازی، قانونگذاری هم کرده است».

او در پاسخ به پرسش دیجیاتو مبنی بر اینکه پیش از این دیوان عدالت اداری امکان رسیدگی به شکایات درباره مصوبات شورای عالی فضای مجازی را داشته است، به سازوکار فعالیت این دیوان اشاره کرد و گفت: «دیوان عدالت اداری طبق قانون اساسی، مرجع تظلم‌خواهی مردم نسبت به مصوبات حاکمیتی است. اگر آیین‌نامه یا ابلاغیه‌هایی از سوی نهادها و دستگاه‌ها اعلام شود که خلاف قانون باشد، این دیوان به آن رسیدگی می‌کند. در واقع، دیوان عدالت اداری تنها می‌تواند به‌منظور ابطال آیین‌نامه‌ها و ابلاغیه‌های مغایر قانون وارد عمل شود و امکان رسیدگی به قانونی را که توسط مجلس به تصویب رسیده باشد، ندارد».

به گفته نعناکار، این پرسش همواره وجود داشته است که آیا قابلیت اعتراض و ابطال مصوبات شورای عالی فضای مجازی یا انقلاب فرهنگی که قانونگذاری نمی‌کنند و فقط خط مشی ارائه می‌دهند، وجود دارد یا خیر؟

وی در ادامه با بیان اینکه شورای عالی فضای مجازی در واقع نمی‌تواند قانونگذاری کند، اظهار داشت: «براساس رویه‌ای که اتفاق افتاده است، این شورا قانونگذاری هم می‌کند که ذات و بنیاد آن با قانون مجلس تفاوت دارد. بنابراین، اعتبار این مصوبات دست‌کم در حکم ابلاغیه است؛ از همین رو، امکان اعتراض به آن در دیوان عدالت وجود دارد. حال اگر شورای عالی فضای مجازی به‌جای سیاستگذاری کلان، ابلاغیه بدهد، به‌نظر باید همچون قانون اجرا شود. اما این مصوبه از حیث مغایرت با قانون یا شرع در هیچ نهادی بررسی کارشناسانه نشده است و با مصوبه مجلس، امکان نقد یا اعتراض به آن نیز وجود نخواهد داشت».

مصوبه‌ای فسادزا که حقوق مردم را به خطر انداخته است

به اعتقاد این کارشناس حقوقی، مصوبه مجلس به وضعیت بهداشت حقوقی کشور ضربه می‌زند: «با شورایی مواجه شده‌ایم که مانند مجلس نمی‌تواند قانونگذاری کند، اما در عین حال قانونگذاری می‌کند و مصوبات آن نیز در شورای نگهبان از نظر مغایرت با قانون یا شرع پایش نمی‌شود. این امر موجب به خطر افتادن حقوق عده‌ای از مردمی می‌شود که امکان هیچ اعتراضی هم برایشان وجود نخواهد داشت».

این کارشناس حقوق فناوری بر این باور است که منع دیوان عدالت اداری از رسیدگی به شکایات علیه مصوبات شورای عالی فضای مجازی باعث می‌شود با حاکمیتی روبه‌رو شویم که شوراهای فراقوه‌ای دارد که هر کدام تعدادی مصوبه غیر قابل ابطال دارند؛ موضوعی که سبب شده است سیستم به سمت خودکامگی حرکت کند: «از این پس با انبوهی ابلاغیه و قواعدی روبه‌رو خواهیم شد که شورای عالی فضای مجازی آنها را مصوب کرده است، اما با شرع و قانون اساسی تطبیق داده نشده‌اند. اگر هم مصوبه‌ای مشکلی داشته باشد و حق کسی را ضایع کند، نمی‌توان جهت ابطال آن اقدام کرد چرا که لازم‌الاجراست. بنابراین، چنین سیستمی در بطن خود فسادزا می‌شود».

نعناکار با اشاره به اعضای تشکیل‌دهنده شورای عالی فضای مجازی، اظهار داشت: «تصمیماتی که در این شورا گرفته می‌شود، بیشتر سیاسی است تا کارشناسی، زیرا اعضای شورا در حقوق عمومی اصولاً اشخاصی هستند که در سطح سیاست وارد شده‌اند و نه کارشناسی؛ همین امر باعث سیاست‌زدگی می‌شود: از این رو، اگر سیستم طوری مهندسی شود که این شورا بدون انجام کار کارشناسی و تطبیق مصوبات با قانون اساسی و شرع فعالیت کند، باعث می‌شود مصوبات آن به‌مرور زمان از شرع و قانون فاصله بگیرد».

او با اشاره به فعل و انفعالات کشور که هر چند سال یک‌بار طیفی خاص بر سر کار می‌آیند، تأکید کرد: «با این مصوبه مجلس، با انبوهی مصوبه روبه‌رو خواهیم شد که یکدیگر را نقض می‌کنند؛ مصوباتی که عموماً حق افراد عادی جامعه، و نه نهادهای دولتی، را ضایع می‌کنند و هیچ کس هم به‌طور قانونی نمی‌تواند به آنها رسیدگی کند. به‌عبارت دیگر، اگر پویشی هم در مخالفت با این مصوبه اجرا و دنبال ‌شود – حتی اگر حاکمیت هم بخواهد به حرف مردم گوش کند – هیچ مرجعی برای رسیدگی وجود ندارد و با بن‌بستی حقوقی روبه‌رو هستیم».

او در پاسخ به پرسش دیجیاتو مبنی بر اینکه آیا در دادگاه عمومی می‌شود از مصوبات شورای عالی فضای مجازی شکایت کرد، اظهار داشت: «این دادگاه برای اشخاصی خاص است و چنین امکانی برای عموم وجود ندارد».

نعناکار در پایان اظهار داشت: «به احتمال قوی، این مصوبه به تأیید شورای نگهبان نخواهد رسید».

مجلس یک امر بدیهی نانوشته را به قانون تبدیل کرد

رضا ایازی، کارشناس و پژوهشگر حقوق فناوری، با بیان اینکه مصوبه مجلس موضوع تازه‌ای نیست، اظهار داشت: «نمایندگان، تنها یک امر بدیهی را تبدیل به قانون کرده و به منازعات میان حقوقدانان پایان داده‌اند».

وی با اشاره به ماهیت شورای عالی انقلاب فرهنگی و شورای عالی فضای مجازی، گفت: «بر اساس قانون، رهبر در مواقع ضروری می‌تواند حکم حکومتی صادر کند. این دو شورا نیز نه به‌موجب قانون، بلکه با حکم حکومتی امام خمینی و رهبری تشکیل شده‌اند. رهبری در حکم حکومتی تشکیل شورای عالی فضای مجازی اعلام کردند که به مصوبات این شورا ترتیب اثر قانونی داده شود. این یعنی مجلس، دولت، و قوه قضاییه در راستای مصوبات شورای عالی فضای مجازی اقدامات لازم را انجام دهند».

ایازی با تأکید بر فراقوه‌ای بودن شورای عالی فضای مجازی، اعتقاد دارد: «دیوان عدالت اداری نمی‌تواند بر این شورا نظارت کند، زیرا وظیفه این نهاد، تطبیق قانون با حق مردم است؛ در حالی که این شورا بر اساس قانون شکل نگرفته است».

به گفته وی: «مصوبات شورای عالی فضای مجازی ناظر به مردم نیست و بیشتر از جنس سیاستگذاری است. از همین رو، مردم نمی‌توانند در راستای آن تظلم‌خواهی و شکایت کنند. مصوبات این شورا ناظر بر سران قواست و نمی‌تواند برای مردم تعیین تکلیف کند. همچنین، این مصوبه ضمانت اجرایی ندارد و فقط ضرورت دارد و به‌نوعی تقسیم کار ملی می‌کند. خود اعضای شورا نیز تلاش می‌کنند تا مصوباتشان ارتباطی با حقوق عامه مردم نداشته باشد و تصمیماتی از جنس سیاستگذاری بگیرند، نه قانونگذاری».

این کارشناس حقوقی در پاسخ به پرسش دیجیاتو مبنی بر اینکه آیا تا کنون دیوان عدالت اداری به شکایتی از مصوبات شورای عالی فضای مجازی رسیدگی کرده است، گفت: «اگر علیه شورای عالی فضای مجازی در دیوان عدالت اداری شکایتی ثبت شود، این شکایت برگشت می‌خورد و دیوان اعلام می‌کند که صلاحیت بررسی آن را ندارد؛ زیرا دیوان زیر نظر قوه قضاییه است و این قوه خود یکی از ارکان شورای عالی فضای مجازی است. مجلس با حرکت روز گذشته خود، تنها یک امر بدیهی نانوشته را تبدیل به قانون کرده و به منازعات میان حقوقدانان پایان داده است؛ از همین رو، احتمالاً به تأیید شورای نگهبان نیز خواهد رسید».

اما اگر طرحی مانند صیانت یا فیلترینگ اینستاگرام از سوی شورای عالی فضای مجازی مصوب و به وزارت ارتباطات ابلاغ شود، چگونه می‌توان از آن شکایت کرد؟ ایازی در پاسخ به این پرسش دیجیاتو گفت: «مردم می‌توانند در دادگاه‌های عمومی در قالب گرفتن حق دسترسی به اطلاعات و سوءاستفاده از اختیارات، علیه تصویب‌کنندگان این مصوبه شکایت کنند. دادگاه عمومی بر خلاف دیوان عدالت اداری، صلاحیت عام به رسیدگی تمامی اختلافات را دارد».

در پایان به‌نظر می‌رسد تصمیم اخیر مجلس، مصونیت شورای عالی فضای مجازی را بیشتر کرده و حقوق عامه مردم بیش از پیش در خطر است.

خدمات قضایی در پلتفرم‌های بخش خصوصی ارائه می‌شود

زمان مطالعه: 4 دقیقه

APIها (Application Programing Interface) مجموعه‌ای از پروتکل‌ها و فراورده‌های نرم‌افزاری‌اند که برنامه‌نویس‌ها از آن برای استفاده از سامانه‌های موجود بر روی شبکه اینترنت بهره می‌برند. در دسترس بودن API‌های دولتی، اعم از خدمات الکترونیکی دستگاه‌های دولتی، بانک‌ها، قوه قضاییه و حتی شرکت‌های خصوصی، یکی از راه‌های افزایش کسب‌وکارهای اینترنتی و رشد اقتصاد دیجیتالی است. توسعه‌دهندگان برنامه‌های کاربردی اغلب به‌دنبال API‌هایی با قابلیت‌های خاص هستند تا نیاز آنها را تأمین و متناسب با پروتکل‌های همان سایت، اقدام به برنامه‌نویسی متفاوت کنند.

به‌تازگی محمد کاظمی‌فر، رئیس مرکز آمار و فناوری اطلاعات قوه‌ قضاییه، در نشستی با خبرنگاران برای فعالان حوزه استارت‌آپی و توسعه رابطه قوه قضاییه با شرکت‌های استارت‌آپی، خبر خوبی داد. وی در این جلسه گفت: «می‌خواهیم بدانیم که چگونه می‌توان شرکت‌های دانش‌بنیان را با تولید محصولات قضایی درگیر کرد. یکی از کارهایی که در این باره می‌توان انجام داد این است که تعدادی ازAPIهای سرویس‌های خدمات الکترونیکی قضایی را در اختیار کسب‌وکارهای برخط بگذاریم؛ یعنی به‌صورت عمومی زیرساخت نرم‌افزاری خود را در اختیار این کسب‌وکارها قرار دهیم تا آنها بتوانند ابزارهای الکترونیکی مورد نیاز قوه را توسعه دهند».

او در ادامه افزود: «امیدواریم تا نیمه دوم سال، در محیطی که به نام «سندباکس» شناخته می‌شود،API  برخی سرویس‌های الکترونیکی قوه قضاییه به‌صورت عمومی در اختیار شرکت‌های دانش‌بنیان قرار گیرد تا این گروه‌ها بتوانند ابزارهای الکترونیکی مورد نیاز این قوه را تولید کنند». به‌اعتقاد کاظمی‌فر، این اقدام یکی از نوآورانه‌ترین و تحولی‌ترین کاری است که مجموعه‌ای حاکمیتی می‌تواند برای بخش خصوصی انجام دهد.

رشد صنعت دیجیتال

علی بهنام‌زاده، کارشناس فناوری اطلاعات، درباره ثمرات در اختیار قرار دادن APIها به کسب‌وکارها به «ایران» گفت: «API‌ها به کسب‌وکارهای اینترنتی این امکان را می‌دهد تا با هم اطلاعات و سرویس‌های نرم‌افزاری را مبادله کنند. هنگامی که بتوان در بین نرم‌افزارهای مختلف سازمان‌ها تبادل داده و سرویس‌های نرم‌افزاری داشت، انرژی باقی‌مانده صرف کسب‌وکاری می‌شود که پیش از این راه‌اندازی نشده است. API بیشتر دارای ثمرات اقتصادی و کسب‌وکاری است و آزاد‌سازی API‌ها در دنیا باعث شده صنعت دیجیتالی به‌سرعت رشد کند».

بهنام‌زاده افزود: «وقتی حاکمیت تصمیم می‌گیرد داده‌های دستگاه‌های خود را در قالب API آزاد کند، این امر محرک و مشوقی جدی برای تبادل اطلاعات و همکاری‌های بین دستگاهی در دولت و بخش خصوصی است، چرا که بخشی از داده‌ها مانند احراز هویت، استعلام پستی، کد ملی و… دارای ماهیتی حاکمیتی است و فقدان آنها و قرار نگرفتن این اطلاعات از سوی بخش دولتی و حاکمیتی باعث توسعه نیافتن کسب‌وکارهای دیجیتالی می‌شود».

او همچنین ادامه داد: «کسب‌وکارها فقط به API‌های قوه مجریه نیاز ندارند، بلکه به API‌های دیگر قوا و نهادها مانند قوه قضاییه، نیروی انتظامی، شهرداری‌ها، و… هم نیاز دارند. از این رو، این اقدام قوه قضاییه را می‌توان به فال نیک گرفت».
به‌گفته بهنام‌زاده: «با ارائه API‌ها، کاربران خدمات بهتری را تجربه می‌کنند و نیازی نیست که برای دریافت یک خدمت خاص به سامانه همان دستگاه مراجعه کنند. به هر حال، بانک اطلاعاتی که در اختیار توسعه‌دهندگان قرار می‌گیرد، فرصت مناسبی برای کسب‌وکارها ایجاد می‌کند تا بتوانند شرایط کاری خود را بهبود بخشند».

ظهور پلتفرم‌های قضایی

محمدجواد نعناکار، مدیر امور حقوقی و قراردادهای فناپ، نیز به «ایران» گفت: «یکی از بهترین اتفاقاتی که در دوره جدید قوه قضاییه رقم خورده است، همین خبر در دسترس قرار گرفتن بخشی از API‌ها و پرونده‌های مختومه قوه قضاییه برای استارت‌آپ‌هاست. بنابراین، می‌توانیم شاهد پلتفرم‌هایی باشیم که مردم بتوانند از طریق آنها از خدمات قضایی استفاده کنند». نعناکار با بیان اینکه هنوز مشخص نیست قوه قضاییه قرار است کدام بخش از API‌ها را در اختیار استارت‌آپ‌ها قرار دهد، افزود: «این کار در کل اقدامی مهم و رو به جلو در ارائه خدمات قضایی و حقوقی است و باعث می‌شود که پیوند بین علوم فنی و انسانی بیش از پیش رقم بخورد. بنابراین، می‌توانیم شاهد محصولات دانش‌بنیان در این حوزه و نیز ارتقای عدالت اجتماعی باشیم. البته باید کمی صبر کرد تا دید قواعد دسترسی به این API‌ها و سندباکس‌ها چگونه است؛ اما بی‌شک در این فرایند، حریم خصوصی افراد حفظ خواهد شد و شاهد خدمات جدید قضایی خواهیم بود».

نعناکار در ادامه گفت: «این اقدام همچنین باعث می‌شود تا دانشمندان علم داده بتوانند با توجه به API‌های موجود در پرونده‌های تجمیع‌شده در قوه قضاییه، داده‌ها را تحلیل و به گسترش یادگیری ماشینی کمک کنند. با این کار می‌توان متوجه شد که سمت و سوی پرونده‌های قضایی در جامعه، کیفری است یا حقوقی. از سوی دیگر، بر اساس تحلیل داده‌ها قضات هم می‌توانند تصمیمات درستی بگیرند و فرایندهای دادرسی و قانونگذاری را تقویت کنند. از این رو، این اقدام باعث می‌شود تا سطح بهداشت حقوقی جامعه نیز ارتقا یابد. همچنین این اقدام قوه قضاییه، رسیدگی عادلانه‌تر و دسترسی آسان‌تر به خدمات قضایی را برای عموم مردم ممکن می‌سازد».

راه‌اندازی دو اپراتور

نعناکار درباره راه‌اندازی اپراتورهای مربوط به اجرا و پیاده‌سازی API در قوه قضاییه گفت: «به‌نظر می‌رسد با راه‌اندازی مرکز تبادل ملی اطلاعات و اتصال دستگاه‌های اجرایی به این مرکز و وجود سامانه‌های الکترونیکی در دستگاه‌های اجرایی، دسترسی به API‌ها آسان‌تر از پیش باشد. از این رو، قوه قضاییه نیز وارد این حوزه و انجام این کار مثبت شده است. پیش از این نیز امکان تبادل اطلاعات بین دولت و بخش خصوصی فراهم نبود و کسب‌وکارها مجبور بودند برای دریافت اطلاعات و سرویس‌های نرم‌افزاری به‌صورت جداگانه با سایت‌ها تعامل کنند، حال چه موفق می‌شدند چه نمی‌شدند. البته دولت از دو سال پیش تاکنون در تلاش است تا استارت‌آپ‌ها بتوانند به اطلاعات و سرویس‌های نرم‌افزاری دولت و حاکمیت دسترسی داشته باشند و این دسترسی از طریق راه‌اندازی گذرگاه عمومی خدمات دولت (PGSB) در مرکز ملی تبادل اطلاعات میسر شود. حتی قرار بود برای دسترسی، پنجره‌ای واحد برای نمایش API‌ها در سازمان فناوری اطلاعات بر روی سامانه «سروا» به آدرس sarva.iran.gov.ir راه‌اندازی شود تا تنها با یک بار اتصال، امکان ارتباط با تمامی API‌های موجود در این پنجره واحد فراهم شود و توسعه‌دهندگان خدمات الکترونیکی بتوانند از آنها در توسعه برنامه‌های کاربردی در پلتفرم‌های شبکه، نرم‌افزارهای تلفن‌های هوشمند، نرم‌افزارهای قابل نصب بر روی رایانه و… استفاده کنند. قرار بود در این سامانه قابلیت ارائه APIها، راه‌اندازی کسب‌وکار برای استارت‌آپ‌ها و حتی کسب‌وکارهای حرفه‌ای فراهم شود تا آنها بتوانند به درآمدزایی برسند. حتی قرار بود کسب‌وکارهایی هم که در دسترس نیستند، API داشته باشند و از طریق «کارگروه تعامل‌پذیری دولت الکترونیک» درخواست دهند و در صورت تصویب این کارگروه که نمایندگانی از تمام قوا (مقننه، مجریه، و قضاییه)، نیروی انتظامی، مرکز ملی فضای مجازی، اتاق بازرگانی، صنعت، معدن و کشاورزی و نماینده بخش خصوصی (نظام صنفی رایانه‌ای کشور) در آن حضور دارند، دسترسی به داده‌ها ممکن شود».

یکی از مسئولان سازمان فناوری اطلاعات نیز درباره دسترسی استارت‌آپ‌ها به API‌های خدمات عمومی دستگاه‌های اجرایی به «ایران» گفت: «یکپارچه‌سازی اطلاعات ملی دولت هنوز اجازه دسترسی به تمام اطلاعات عمومی را نداده، اما قرار است این کار به بخش خصوصی سپرده و به دو اپراتور مجوز فعالیت داده شود تا اطلاعات و API‌هایی را که استارت‌آپ‌ها نیاز دارند، در اختیار آنها بگذارند. به همین ترتیب، اگر کسب‌وکارها هم اطلاعاتی نیاز داشتند، اپراتورها می‌توانند به «کارگروه تعامل‌پذیری دولت الکترونیک» درخواست دهند تا اجازه قانونی آن صادر شود».

منبع: روزنامه ایران

درآمدی بر بانکداری‌باز

زمان مطالعه: 3 دقیقه

بانکداری‌باز با سه هدف عمده شخصی‌سازی خدمات مالی و اعتباری، ایجاد شفافیت‌های تراکنشی و استفاده از فناوری برای رسیدن به دو مورد پیشین توانسته است جایگاه خود را در اقتصاد عصر حاضر بازنماید.

هرچند بانکداری‌باز به‌عنوان یکی از زیرمجموعه‌های فناوری‌های مالی (فین‌تک) قابل‌پیگیری و بررسی است اما باید توجه داشت به علت ذات موضوع ابعاد حقوقی مختلفی نیز برای آن قابل‌تصور است.

اینکه در بانکداری‌باز تا چه مقدار می‌توان به حریم خصوصی افراد از منظر اقتصادی و مالی وارد شد، تحلیل داده‌ها چگونه است و اینکه احراز هویت و اعتبار سنجی مالی چگونه انجام می‌پذیرد از مواردی است که در کنار پردازش‌های اطلاعات مالی پیچیده، در اختیار قرار دادن اطلاعات و مانند آن می‌تواند حقوق و تکالیف متنوعی را برای خدمات دهندگان، خدمات گیرندگان و دستگاه‌های تنظیم‌گر به ارمغان آورد.

در جهان کنونی آنچه امروزه از منظر حقوقی در این خصوص موردبررسی و واکاوی صورت گرفته است، نتیجه متقنی را به دست نمی‌دهد بلکه کشورهای مختلف بنا بر نوع فرهنگ اقتصادی – مالی خود و حسب مورد توانسته‌اند در حد عده و عده خود مفاهیمی از بانکداری‌باز را به منصه ظهور برسانند.

ارائه خدمات متنوع بانکی بر اساس الگوهای بانکداری‌باز از بعد حقوقی می‌تواند فرصت‌ها و چالش‌های متعددی را ایجاد نماید از دیدگاه مثبت می‌توان به مواردی چون شخصی‌سازی نمودن خدمات، بالا بردن سطح خدمت مالی، قدرت تصمیم‌گیری صحیح‌تر، برخورداری از خدمات مناسب‌تر، تسلط بر داده‌های معتبرتر، برخورداری از خدمات مالیه عمومی عادلانه‌تر و مانند آن اشاره نمود و از طرف دیگر بزرگ‌ترین دغدغه حقوقی در این میان بازبینی در تعریف حریم خصوصی، بازنگری در چارچوب و قواعد بنیادین آن، حفظ این حریم و پایش اطلاعات توسط نهادهای واسط، تأمین امنیت اطلاعات پالایش‌شده و مانند آن است.

هرچند وجود این دغدغه‌ها سدی درراه توسعه فناوری‌های مالی نبوده و نیست و باید اعتراف نمود که نوآوری و فناوری راه و مسیر خود را از میان انبوهی از چالش‌ها پیدا خواهد نمود، اما بررسی این موارد به‌مثابه روشن‌سازی مسیر برای هر دو گروه نظارت‌گر و نظارت شونده می‌تواند بسترهای مناسبی را به جهت شکوفایی این صنعت فراهم آورد.

از دیگر سو مقابله با بانکداری‌باز با سلاح قوانین بانکداری بسته نه‌تنها موجبات بدبینی و عدم اعتماد به این مسیر پیشین را فراهم خواهد نمود بلکه قواعد بانکداری‌باز و حقوق جدید پدیدار آمده از آن می‌توان باعث شکوفایی نظام قدیم بانکداری را مهیا نموده و وجود شعبات دیجیتالی بانکداری در فضای امروز نویدبخش قبولی این دیدگاه نوین توسط نسل قدیم بانکداری است، هرچند تا رسیدن به نقطه مطلوب فاصله بسیار زیاد است اما تبیین اصول حقوقی بانکداری‌باز می‌تواند تا سطح قابل قبولی راه را برای توسعه این نوع از محصولات آماده نموده و منافع آن را برای ذی‌نفعان مهیا نماید.

وجود نهادهای متولی و نظارتی گوناگون مانند بانک مرکزی و اتحادیه‌های مرتبط با صنعت پولی – مالی و همچنین استفاده از ظرفیت‌های اتحادیه‌ها و انجمن‌های خبره با مأموریت‌های مشابه در خصوص تبیین و تبیین مفاهیم می‌تواند تا حد بسیار زیادی راه را برای تصویب قوانین جدید هموار سازد، وجود شورای عالی فضای مجازی و شورای پول و اعتبار و ایجاد کمیته‌های موقت بررسی موضوعات مستحدثه بانکداری نوین من‌جمله بانکداری‌باز و نئوبانک‌های می‌تواند علاوه بر استقرار قانونمند محصولات مالی در بستر اقتصادی جامعه زمینه‌های اشتغال سازی پایدار و بهره‌مندی از فناوری‌های نوین تحلیل داده را نیز در اختیار متولیان امر قرار دهد.

از دیگر سو بحث نظارت نیز در این موضوع از مسائل اساسی است، هم تنظیم‌گری و هم تنظیم شوندگی در کنار خودتنظیم‌گری و دیگر تنظیم‌کنندگی می‌تواند ابزارهای مناسبی را در خصوص مدیریت چنین اموری مهیا نماید و ایضاً می‌تواند از فناوری‌های دیگر به‌عنوان ابزار تنظیم گری بانکداری‌باز استفاده نماید و این چرخه بی‌تردید موجب ارتقاء بهره‌وری و اتکا به داده‌های مالی را فراهم خواهد نمود.

لذا باید توجه نمود یکی از مهم‌ترین اقدامات حقوقی بازنگری در قوانین گذشته و به‌روز نمودن مفاهیم و الگوهای کلیشه‌ای است، باید باور داشت نوآوری و فناوری با تکیه‌بر قواعد حقوقی می‌تواند حقوق و تکالیف آحاد جامعه را تضمین نموده و تعالی زیست انسانی را ارتقاء بخشد و در صورت مقاومت در برابر این جریان منبعث از دانش بی‌تردید سد ایجادی شکسته و در صورت آماده نبودن بسترهای قانونی با معضلات متعدد و متنوعی روبرو خواهیم بود، درنتیجه می‌توان این‌گونه بیان کرد که توسعه زیرساخت‌های حقوقی مخصوصاً حقوق فناوری و فناوری حقوقی می‌تواند بسترهای لازم در خصوص حفاظت از دارایی‌های شخصی اعم از حقیقی و حقوقی را مهیا نموده و تضمین‌کننده فعالیت‌های بانکداری‌باز در عرصه‌های گوناگون باشد.