غدیر

زمان مطالعه: < 1 دقیقه

جزوه اي كودكانه براي آشنايي هرچه بيشتر كودكان با اين واقعه عظيم و مهم اسلامي

هجرت پيامبر اكرم صلي الله عليه و اله و سلم و خروج آن حضرت از مكه معظمه نقطه عطفي در تاريخ اسلام به شمار مي آيد و بعد از اين هجرت، حضرت سه بار به مكه سفر كرده اند.بار اول در سال هشتم پس از صلح حديبيه به عنوان عمره وارد مكه شدند و طبق قراردادي كه با مشركين بسته بودند فوراً بازگشتند.بار دوم در سال نهم به عنوان فتح مكه وارد اين شهر شدند، و پس از پايان برنامه ها و برچيدن بساط كفر و شرك و بت پرستي به طائف رفتند و هنگام بازگشت به مكه آمده و عمره بجا آوردند و سپس به مدينه بازگشتند.سومين و آخرين بار بعد از  هجرت كه پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم وارد مكه شدند در سال دهم هجري بعنوان حجه الوداع بود كه حضرت براي اولين بار به طور رسمي اعلان حج دادند تا همه مردم در حد امكان حاضر شوند.

در اين سفر دو مقصد اساسي در نظر بود، و آن عبارت بود از دو حكم مهم از قوانين اسلام كه هنوز براي مردم به طور كامل و رسمي تبيين نشده بود: يكي حج، و ديگري مسئله خلافت و ولايت و جانشيني بعد از پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم و …

براي بارگزاري مقاله اينجا را كليك كنيد

استاد استاد

زمان مطالعه: < 1 دقیقه

الان بيش از 40 روزه كه استاد پيش اساتيد داره استادي مي كنه و در اين مدت چيز هاي بسيار زيادي ياد گرفته براي همين حالا قرار شده كه استاد به مرور زمان چيزهايي رو كه ياد گرفته براي ما بيان كنه تا ما هم يواش يواش استاد شيم!

1- هيچ وقت تا لازم نشده وارد ماهيت مطالب نشيد.

دسته‌بندی نشده

آزادی(قسمت دوم)

زمان مطالعه: 3 دقیقه

خدا انسان را آفريد و برايش شريعت فرستاد. در شريعت به مقتضاي زمان ارسال رسل، مجموعه‌اي از قوانين، از امرها و نهي‌ها را مقرر داشت – و البته بناي عقلا نيز در قانونگذاري چنين است – و اگر پيامبران الهي در بيان شريعت خود شيوه‌اي بهتر تصور مي كردند، حتماً به بيان آن مي‌پرداختند. و آن مسير بهتر را به پيروان خود مي‌آموختند. همين سكوت آنان دليلي بر نبودن شيوه بهتر است. بيان امر و نهي‌هاي الهي، بيان حدود و ثغور آزادي تعريف شده بشر توسط خداوند تبارك و تعالي است. خداوند تبارك و تعالي همراه خلقت بر خلاف ديگر مخلوقاتش كه ما از آنها سراغ داريم، آزادي انسان را نيز خلق كرد. از زبان هيچ پيامبر و يا امامي نرسيده است كه انسان در ابتداي خلقت از آزادي برخوردار نبود و بعداً به او اعطا شد، يا اينكه انسان اوليه اجازه استفاده از نعمتهاي خداوندي را نداشت مگر آنكه بعد از هر بار اجازه گرفتن، مجاز به بهره برداري از نعمتهاي الهي بود و يا اينكه هر كس در هر كاري بايد از او اجازه بگيرد، در حالي كه مي دانيم از افتخارات بشر بر ديگر مخلوقات عجين بودن آزادي با خلقتش است. اگرچه خوردن ميوه ممنوعه تخطي از امر خدا بود، لكن نمادي گويا از اراده و آزادي انسان در ابتداي خلقت است. آنجا كه ذات باري تعالي انسان را خلق مي كند و  بر او، امر و نهي هم مي‌كند، به تعبيري ضمن اعلام نعمت آزادي حدود و ثغور آزادي را از منظر الهي كه البته به دليل اشرافيت بر بشر جز خير و صلاح نيست بازگو مي‌نمايد. ولي آدم، به واسطه برخورداري از همين نعمت از فرمان او تخلف مي‌كند و اين دليلي بسيار متقن بر برخورداري انسان از نعمت آزادي است.

حضرت عليه السلام در ضمن خطبه‌ نود به شرح و توصيف اين ماجرا چنین مي پردازد “چون خداوند زمين خود را آماده ساخت و فرمان خويش را به اجرا رسانيد، آدم عليه السلام را از ميان خلق برگزيد، و او را نخستين آفريدگان خود (از جنس بشر) قرار داد، وي را در بهشت خود جاي داد، و روزي فراوان به او اعطا فرمود، و آنچه را كه لازم بود از ارتكاب آن نهي كرده و به وي فهماند كه اقدام بر اين امر، ورود در نافرماني اوست و مقام و منزلت او را در (نزد خدا) به خطر مي افكند. اما آدم عليه السلام به انجام آنچه از ارتكاب آن نهي شده بود اقدام كرد تا چيزي را كه علم خدا به آن تعلق گرفته بود وقوع يابد.”

پس ملاحظه مي‌شود كه ابتداي آزادي در مقابل امر ذات باري تعالي است، گرچه تخطي از امر او باشد و از همانجا شروع مي شود و به دليل همين نعمت آزادي، مي‌تواند هم اطاعت امر كند و هم معصيت، مي‌تواند هم در راه راست قدم نهد و هم نسبت به حقيقت اصلي كفر ورزد.

آزادي انسان در مقابل انسان

در گذشته مرسوم بود كه انسانها را در جنگ به اسارت مي‌گرفتند و يا از طرق مختلف مثل هجوم و يا شبيخون مي‌ربودند و وجود آنان را به عنوان بخشي از ثروت خويش قلمداد مي كردند و به همين دليل به خود اين اجازه را مي‌دادند كه آنها را بخرند و يا بفروشند. اين گروه از مردم جامعه از كمترين نعمت‌هاي آزادي برخوردار بودند و از حقوق اوليه انساني محروم مي‌ماندند، و بسياري از آنان از وضع بد زندگي و زير فشار كارهاي طاقت فرسا جان خود را از دست مي‌دادند.

اسلام با وضع يك سري قوانين، برخي راه‌هاي به اسارت گرفتن انسانها را از بين برد و كم كم موجبات آزادگي تدريجي آنان را به وجود آورد و بعدها با رشد فكري بشر، خريد و فروش انسانها را به شكل خاص آن از بين رفت، لكن بردگي مدرني پيش آمد كه حقيقت آن همان معنا و مفهوم گذشته بود.

در اسلام خواسته شده است تا انسانها، انسان ديگري را ارباب خود نگيرند و نيز خود را به عنوان رب بر ديگري تحميل نكنند، اسلام به انسان آموخت تا نه مرعوب ديگران باشد و نه تحت سلطه و سيطره ديگران قرار گيرد. از حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام نقل است كه: «لاتكن عبد غيرك و قد جعلك الله حراً»(نهج البلاغه-نامه 31) يعني: برده ديگران مباش كه خداوند تو را آزاد آفريده است.

غلام همت آنم كه زير چرخ كبود                                     زهر چه رنگ تعلق پذيرد آزاد است

و از طرف ديگر در افكار و انديشه‌هاي خويش انتخاب گر است، به گونه‌اي كه حتي به اسارت افكار خويش نرود، چه رسد به اينكه در جوامع و حكومتها، انديشه‌هاي متفاوتي وجود دارد و مي‌آموزد كه مردم به صرف اينكه انديشه متعلق به خودشان است نمي‌توانند آن را مورد وثوق قرار دهند مگر آنكه از پايه و منطق استواري برخوردار باشد.

مطالعه بيشتر:

آزادي (قسمت اول)

آزادی (قسمت سوم)

آزادی (قسمت چهارم)

دسته‌بندی نشده