به مناسبت روز جهانی بهداشت

زمان مطالعه: < 1 دقیقه

امروز 64مین سالگرد سازمان جهانی بهداشت است. سازمان جهانی بهداشت یا همان WHO یکی از سازمان های تخصصی سازمان ملل متحد است که وظیفه سیاست گذاری بهداشتی در سطح جهانی را به عهده دارد. این سازمان در سال 1948 در ژنو تاسیس شد و در واقع ماهیت وجودی خود را مدیون سازمان بهداشت جامعه ملل است.

اساسنامهٔ سازمان بهداشت جهانی هدفش را دستیابی مردم به بیشترین سطح سلامت ممکن بیان می‌کند. وظیفهٔ اصلی این سازمان مبارزه با بیماری‌ها مخصوصا بیماری‌های مسری شایع و ارتقای سلامت عمومی مردم جهان است. سازمان بهداشت جهانی یکی از نخستین آژانس‌های سازمان ملل متحد است و اساسنامهٔ آن رسماً در اولین روز بهداشت جهانی (۷ آوریل سال ۱۹۴۸)، زمانی که توسط ۲۶ کشور از اعضای سازمان ملل تصویب شد به کار بسته شد. پیش از این موضوع، فعالیت‌های مذکور و باقی فعالیت‌های سازمان بهداشتِ جامعه ملل، تحت کنترل کمیته‌ای موقتی بود. این کمیتهٔ موقتی حاصل کنفرانس بین‌المللی سلامت (در تابستان سال ۱۹۴۶) بود. عملیات واگذاری مسئولیت‌ها به تصویب مجمع عمومی رسید. سرویس بیماری‌های واگیر OIHP فرانسه نیز به کمیتهٔ موقتی سازمان بهداشت جهانی در ۱ ژانویه ۱۹۴۷ پیوست.

برای اطلاعات بیشتر می توانید به سایت سازمان به آدرس http://www.who.int مراجعه نمایید.

به مناسبت نامه تاریخی امام خمینی به گورباچف

زمان مطالعه: 11 دقیقه

در اولین روز سال 1989 میلادی ـ 11 دی 1367 ـ نامه معروف و تاریخی امام‌خمینی خطاب به میخائیل گورباچف آخرین رئیس‌جمهور شوروی در زمینه مرگ کمونیسم و ضرورت پرهیز روسیه از اتکاء به غرب انتشار یافت.

متن نامه امام خمینی:
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

جناب آقای گورباچف! صدر هیأت رئیسه اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی
با امید خوشبختی و سعادت برای شما و ملت شوروی، از آنجا که پس از روی کار آمدن شما چنین احساس می‌شود که جنابعالی در تحلیل حوادث سیاسی جهان، خصوصاً در رابطه با مسائل شوروی، در دور جدیدی از بازنگری و تحول و برخورد قرار گرفته‌اید، و جسارت و گستاخی شما در برخورد با واقعیات جهان چه‌ بسا منشأ تحولات و موجب به هم خوردن معادلات فعلی حاکم بر جهان گردد، لازم دیدم نکاتی را یادآور شوم. هر چند ممکن است حیطه تفکر و تصمیمات جدید شما تنها روشی برای حل معضلات حزبی و در کنار آن حل پاره‌ای از مشکلات مردمتان باشد، ولی به همین اندازه هم شهامت تجدیدنظر در مورد مکتبی که سالیان سال فرزندان انقلابی جهان را در حصارهای آهنین زندانی نموده بود قابل ستایش است. و اگر به فراتر از این مقدار فکر می‌کنید، اولین مسأله‌ای که مطمئناً باعث موفقیت شما خواهد شد این است که در سیاست اسلاف خود دایر بر «خدازدایی» و «دین‌زدایی» از جامعه، که تحقیقاً بزرگترین و بالاترین ضربه را بر پیکر مردم کشور شوروی وارد کرده است، تجدیدنظر نمایید؛ و بدانید که برخورد واقعی با قضایای جهان جز از این طریق میسر نیست. البته ممکن است از شیوه‌های ناصحیح و عملکرد غلط قدرتمندان پیشین کمونیسم در زمینه اقتصاد، باغ سبز دنیای غرب رخ بنماید، ولی حقیقت جای دیگری است. شما اگر بخواهید در این مقطع تنها گره‌های کور اقتصادی سوسیالیسم و کمونیسم را با پناه بردن به کانون سرمایه‌داری غرب حل کنید، نه تنها دردی از جامعه خویش را دوا نکرده‌اید، که دیگران باید بیایند و اشتباهات شما را جبران کنند؛ چرا که امروز اگر مارکسیسم در روشهای اقتصادی و اجتماعی به بن‌بست رسیده است، دنیای غرب هم در همین مسائل، البته به شکل دیگر، و نیز در مسائل دیگر گرفتار حادثه است.
جناب آقای گورباچف

باید به حقیقت رو آورد. مشکل اصلی کشور شما مسئله مالکیت و اقتصاد و آزادی نیست. مشکل شما عدم اعتقاد واقعی به خداست. همان مشکلی که غرب را هم به ابتذال و بن‌بست کشیده و یا خواهند کشید. مشکل اصلی شما مبارزه طولانی و بیهوده با خدا و مبدأ هستی و آفرینش است.
جناب آقای گورباچف، برای همه روشن است که از این پس کمونیسم را باید در موزه‌های تاریخ سیاسی جهان جستجو کرد؛ چرا که مارکسیسم جوابگوی هیچ نیازی از نیازهای واقعی انسان نیست؛ چرا که مکتبی است مادی، و با مادیت نمی‌توان بشریت را از بحران عدم اعتقاد به معنویت، که اساسی‌ترین درد جامعه بشری در غرب و شرق است، به در آورد.
حضرت آقای گورباچف، ممکن است شما اثباتاً در بعضی جهات به مارکسیسم پشت نکرده‌ باشید و از این پس هم در مصاحبه‌ها اعتقاد کامل خودتان را به آن ابراز کنید؛ ولی خود می‌دانید که ثبوتاً این‌گونه نیست. رهبر چین اولین ضربه را به کمونیسم زد؛ و شما دومین و علی‌الظاهر آخرین ضربه را بر پیکر آن نواختید. امروز دیگر چیزی به نام کمونیسم در جهان نداریم. ولی از شما جداً می‌خواهم که در شکستن دیوارهای خیالات مارکسیسم، گرفتار زندان غرب و شیطان بزرگ نشوید. امیدوارم افتخار واقعی این مطلب را پیدا کنید که آخرین لایه‌های پوسیده هفتاد سال کژی جهان کمونیسم را از چهره تاریخ و کشور خود بزدایید. امروز دیگر دولتهای همسو با شما که دلشان برای وطن و مردمشان می‌تپد هرگز حاضر نخواهند شد بیش از این منابع زیرزمینی و رو زمینی کشورشان را برای اثبات موفقیت کمونیسم، که صدای شکستن استخوان‌هایش هم به گوش فرزندانشان رسیده است، مصرف کنند.
آقای گورباچف وقتی از گلدسته‌های مساجد بعضی از جمهوری‌های شما پس از هفتاد سال بانگ «الله‌اکبر» و شهادت به رسالت حضرت ختمی‌ مرتبت ـ صلی‌الله علیه و آله و سلم ـ به گوش رسید، تمامی طرفداران اسلام ناب محمدی (ص) را از شوق به گریه انداخت. لذا لازم دانستم این موضوع را به شما گوشزد کنم که بار دیگر به دو جهان‌بینی مادی و الهی بیندیشید. مادیون معیار شناخت در جهان‌بینی خویش را «حس» دانسته و چیزی را که ماده ندارد موجود نمی‌دانند. قهراً جهان غیب، مانند وجود خداوند تعالی و وحی و نبوت و قیامت، را یکسره افسانه می‌دانند. در حالی که معیار شناخت در جهان‌بینی الهی اعم از «حس و عقل» می‌باشد، و چیزی که معقول باشد داخل در قلمرو علم می‌باشد گرچه محسوس نباشد. لذا هستی اعم از غیب و شهادت است، و چیزی که ماده ندارد، می‌تواند موجود باشد. و همان‌طور که موجود مادی به «مجرد» استناد دارد، شناخت حسی نیز به شناخت عقلی متکی است.
قرآن مجید اساس تفکر مادی را نقد می‌کند، و به آنان که بر این پندارند که خدا نیست و گرنه دیده می‌شد. لن‌ نومن‌لک حتی نری‌الله جهره(2) می‌فرماید: لاتدرکه الابصار و هو یدرک الابصار و هو اللطیف‌الخبیر.(3)
از قرآن عزیز و کریم و استدلالات آن در موارد وحی و نبوت و قیامت بگذریم، که از نظر شما اول بحث است، اصولاً میل نداشتم شما را در پیچ و تاب مسائل فلاسفه، بخصوص فلاسفة اسلامی، بیندازم. فقط به یکی ـ دو مثال ساده و فطری و وجدانی که سیاسیون هم می‌توانند از آن بهره‌ای ببرند بسنده می‌کنم. این از بدیهیات است که ماده و جسم هر چه باشد از خود بیخبر است. یک مجسمه سنگی یا مجسمه مادی انسان هر طرف آن از طرف دیگرش محجوب است. در صورتی که به عیان می‌بینیم که انسان و حیوان از همه اطراف خود آگاه است. می‌داند کجاست؛ در محیطش چه می‌گذرد؛ در جهان چه غوغایی است. پس، در حیوان و انسان چیز دیگری است که فوق ماده است و از عالم ماده جدا است و با مردن ماده نمی‌میرد و باقی است. انسان در فطرت خود هر کمالی را به طور مطلق می‌خواهد. و شما خوب می‌دانید که انسان می‌خواهد قدرت مطلق جهان باشد و به هیچ قدرتی که ناقص است دل نبسته است. اگر عالم را در اختیار داشته باشد و گفته شود جهان دیگری هم هست، فطرتاً مایل است آن جهان را هم در اختیار داشته باشد. انسان هر اندازه دانشمند باشد و گفته شود علوم دیگری هم هست، فطرتاً مایل است آن علوم را هم بیاموزد. پس قدرت مطلق و علم مطلق باید باشد تا آدمی دل به آن ببندد. آن خداوند متعال است که همه به آن متوجهیم، گرچه خود ندانیم. انسان می‌خواهد به «حق مطلق» برسد تا فانی در خدا شود. اصولاً اشتیاق به زندگی ابدی در نهاد هر انسانی نشانه وجود جهان جاوید و مصون از مرگ است. اگر جنابعالی میل داشته باشید در این زمینه‌ها تحقیق کنید، می‌توانید دستور دهید که صاحبان این‌گونه علوم علاوه بر کتب فلاسفه غرب در این زمینه، به نوشته‌های فارابی(4) و بوعلی‌سینا(5) ـ رحمت‌الله علیهما ـ در حکمت مشاء مراجعه کنند، تا روشن شود که قانون علیت و معلولیت که هرگونه شناختی بر آن استوار است، معقول است نه محسوس؛ و ادراک معانی کلی و نیز قوانین کلی که هرگونه استدلال بر آن تکیه دارد، معقول است نه محسوس، و نیز به کتابهای سهروردی(6) ـ رحمت‌الله علیه ـ در حکمت اشراق مراجعه نموده، و برای جنابعالی شرح کنند که جسم و هر موجود مادی دیگر به نور صرف که منزه از حس می‌باشد نیازمند است؛ و ادراک شهودی ذات انسان از حقیقت خویش مبرا از پدیده حسی است. از اساتید بزرگ بخواهید تا به حکمت متعالیه صدرالمتألهین(7) ـ رضوان‌الله تعالی علیه و حشره‌الله مع‌النبیین و‌الصالحین ـ مراجعه نمایند، تا معلوم گردد که: حقیقت علم همانا وجودی است مجرد از ماده؛ و هرگونه اندیشه از ماده منزه است و به احکام ماده محکوم نخواهد شد.
دیگر شما را خسته نمی‌کنم و از کتب عرفا و بخصوص محی‌الدین ابن‌عربی‌(8) نام نمی‌برم؛ که اگر خواستید از مباحث این بزرگمرد مطلع گردید، تنی چند از خبرگان تیزهوش خود را که در این‌گونه مسائل قویاً دست دارند، راهی قم گردانید، تا پس از چند سالی با توکل به خدا از عمق لطیف باریکتر از موی منازل معرفت آگاه گردند، که بدون این سفر آگاهی از آن امکان ندارد.
جناب آقای گورباچف

اکنون بعد از ذکر این مسائل و مقدمات، از شما می‌خواهم درباره اسلام به صورت جدی تحقیق و تفحص کنید. و این نه به خاطر نیاز اسلام و مسلمین به شما، که به جهت ارزشهای والا و جهان شمول اسلام است که می‌تواند وسیله راحتی و نجات همه ملتها باشد و گره مشکلات اساسی بشریت را باز نماید. نگرش جدی به اسلام ممکن است شما را برای همیشه از مسئله افغانستان و مسائلی از این قبیل در جهان نجات دهد. ما مسلمانان جهان را مانند مسلمانان کشور خود دانسته و همیشه خود را در سرنوشت آنان شریک می‌دانیم. با آزادی نسبی مراسم مذهبی در بعضی از جمهوریهای شوروی، نشان دادید که دیگر این‌گونه فکر نمی‌کنید که مذهب مخدر جامعه است.(9)
راستی مذهبی که ایران را در مقابل ابرقدرتها چون کوه استوار کرده است مخدر جامعه است؟ آیا مذهبی که طالب اجرای عدالت در جهان و خواهان آزادی انسان از قیود مادی و معنوی است مخدر جامعه است؟ آری، مذهبی که وسیله شود تا سرمایه‌های مادی و معنوی کشورهای اسلامی و غیراسلامی، در اختیار ابرقدرتها و قدرتها قرار گیرد و بر سر مردم فریاد کشد که دین از سیاست جدا است مخدر جامعه است. ولی این دیگر مذهب واقعی نیست؛ بلکه مذهبی است که مردم ما آن را «مذهب امریکایی» می‌نامند.
در خاتمه صریحاً اعلام می‌کنم که جمهوری اسلامی ایران به عنوان بزرگترین و قدرتمندترین پایگاه جهان اسلام به راحتی می‌‌تواند خلأ اعتقادی نظام شما را پر نماید. و در هر صورت، کشور ما همچون گذشته به حسن‌ همجواری روابط متقابل معتقد است و آن را محترم می‌شمارد.
والسلام‌ علی‌من‌اتبع الهدی.
11/10/67
روح‌الله الموسوی‌الخمینی

پاسخ گورباچف به پیام امام‌خمینی:
پیام امام‌خمینی در 13 دی 1367 توسط هیأت منتخب ایشان مرکب از آیت‌الله جوادی آملی، محمدجواد لاریجانی و خانم مرضیه حدیده‌چی‌ دباغ، در مسکو به گورباچف تحویل گردید.(10) گورباچف نیز هشت هفته بعد پاسخ رسمی خود را توسط «ادوارد شوارد نادزه» وزیر خارجه وقت شوروی، در تهران تسلیم امام‌خمینی کرد. گورباچف در این پاسخ، برای نامه امام ارج فراوان قائل شده بود ولی از متن جوابیه وی پیدا بود که ابعاد معنوی پیام امام را درک نکرده است. زیرا صرفاً تلاش کرده بود تا از یکسو اقدامات خود در جهت ترویج آزادیهای سیاسی در شوروی را تشریح کند و از سوی دیگر دستاوردهای اقتصادی کمونیسم را از 1917 به بعد توصیف نماید.
«ادوارد شوارد نادزه» وزیر خارجه وقت شوروی روز هفتم اسفند 1367 پاسخ گورباچف را در حسینیه جماران به اطلاع امام‌خمینی رساند. در این دیدار که آقایان علی‌اکبر ولایتی وزیر امورخارجه، محمدجواد لاریجانی، و علیرضا نوبری حیرانی سفیر وقت ایران در مسکو حضور داشتند، وزیر خارجه شوروی ابتدا پیام کتبی میخائیل گورباچف را به امام‌خمینی تسلیم کرد و سپس اظهار داشت:(11)
از حضرت امام بسیار متشکرم از این فرصتی که برای ملاقات با شما به دست آوردم. مأموریت دارم پیام جوابیة میخائیل سرگئی گورباچف را تسلیم حضرت امام کنم. سعی خواهم کرد به طور خیلی مختصر محتوای این پیام را برای شما عنوان نمایم. ابتدا می‌خواستم عرض کنم که خود واقعیات تبادل پیام‌‌ها بین رهبران کشور ما یک پدیده منحصر به فرد در روابط فیمابین است. اعتقاد ما بر این است که شرایطی پیش آمده است تا روابط فیمابین دو کشور ما وارد یک مرحله کیفی جدیدی شود برای همکاریها در تمامی زمینه‌ها.
آقای گورباچف در پیام خود اشاره می‌کنند که پیام جنابعالی خطاب به دبیرکل کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد شوروی از مفاهیم فراوان سرشار است. تمامی اعضای هیأت رهبری شوروی متن پیام جنابعالی را مطالعه کردند. شکی نیست که ما در موارد عمده‌ای اتفاق نظرداریم اما مواردی هست که ما اختلاف نظر داریم، اما این مهم نیست.
پیام شما ملاحظات عمیق راجع به سرنوشت بشریت دارد. آقای گورباچف عقیده دارند که ما در مهمترین مورد اتفاق نظر داریم یعنی انسانها باید یاور یکدیگر باشند تا بشریت فناپذیری به خود بگیرد. چنانچه انسان‌ها متحد نشوند خطر فاجعه برای بشریت وجود دارد، چون امکانات بالقوه برای به وجود آوردن چنین فاجعه توسط خود انسانها ایجاد شده است.
آقای گورباچف معتقد است که مبارزه در راه نیل به یک دنیای عاری از سلاح هسته‌ای و آزاد از زور وظیفه تمامی ملتهاست. و اما راجع به سیاست خارجی اتحاد شوروی، هدف ما تعمیم رجحان ارزشهای مشترک برای تمامی ملتها و برتری این ارزشها بر تمامی منافع دیگر چه طبقه‌ای و چه ملی است.
آقای گورباچف به شما می‌نویسد که حرفهای امام راجع به حسن نیت رهبری ایران جهت داشتن روابط حسنه و حسن همجواری با اتحاد شوروی با واکنش خوب از طرف رهبران شوروی مواجه شده است. ما دارای یک مرز بسیار طولانی هستیم همچنین دارای سنن دیرینة مناسبات و روابط فرهنگی بین دو ملت هستیم. ما اساس خوبی داریم برای استمرار مناسبات بر پایه جدید. یعنی بر پایه اصول احترام متقابل، تساوی حقوق و عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر.
آقای گورباچف می‌نویسد که در سیاست بین‌المللی، ما پیرو یک اصل اساسی هستیم یعنی اصل احترام به آزادی انتخاب برای هر انسان و هر ملت. نتیجتاً کشور ما و تمامی ملت ما از انقلاب بزرگ شما حسن‌ استقبال کرده است. استبداد شاهنشاهی در ایران مردم خود را استثمار کرده و از روش های واقعاً بربریت استفاده می‌کرده و شرافت و آبروی ملت خود را پایمال کرده برای جلب رضایت نیروهای خارجی. انقلاب شما انتخاب ملت شما بوده است و ما از این همیشه پشتیبانی کرده و می‌کنیم.
آقای گورباچف در پیام خود می‌نویسند که ملت ما نیز انتخاب خود را به عمل آورده و این در سال 1917 بود. در رهگذر ما، هم مشکلات بزرگی بود و هم موفقیت‌های چشمگیری بوده. هم اشتباهات وخیمی بوده است و هم نقض حقوق بشر بوده که ما با این اشتباهات خود را اصلاح می‌کنیم و آن را محکوم می‌کنیم. علی‌رغم تمامی مشکلات، ما از دستاوردهای خود توانستیم دفاع کنیم چون انتخاب مردم راست بوده است. می‌خواستم به استحضارتان برسانم که مسئلة آزادی انتخاب در دستور روز زندگی بین‌المللی کنونی نیز هست. ما برای خود سئوالی داریم چرا که باید راه برای ادامة رهگذر پیدا کنیم: آیا این راه ما راه کهنه و دگماتیک است یا راه جدید و انقلابی؟ انتخاب ما به نفع راه دوم است، ما در کشورمان انقلاب داریم؟ اما یک انقلاب مسالمت‌آمیز بدون سنگرها و بدون توسل به زور، ما می‌خواستیم که حضرت امام بدانند که در کشور ما روند تجدید و بازسازی ادامه دارد. بازسازی اقتصادی و سیاسی، تجدید ارزیابی‌های ما و طرز تفکر ما و تجدید نظریاتی که ما قبلاً داشتیم.
آقای گورباچف اشاره می‌کند که تحولات عظیمی در جهان، اخیراً پدید آمده و فکر می‌کنیم می‌شود گفت که ما در آستانة یک نظام جدید اقتصادی و سیاسی قرار داریم. توافق‌های بسیار مهم به امضا رسیده است یک کلاس از سلاحهای هسته‌ای از بین می‌رود.
دورنمای خوبی برای از بین بردن سلاح شیمیایی باز شده است و همین‌طور دورنمای خوبی برای جلوگیری از تقابل نظامی دولت‌ها، اما این هدیة امپریالیستها نیست، این ارادة ملتهاست و ارادة زمان است. چارة دیگری وجود ندارد، مسابقة تسلیحاتی و آوردن آن به فضا منجر به فاجعة بشریت خواهد بود. در مناطق مختلف دنیا مناقشات خونین دارند به پایان می‌رسند.
ما از خاتمه جنگ ایران و عراق با صراحت حسن استقبال می‌کنیم، برای همکاری با شما جهت استحکام صلح در خاورمیانه و نزدیک و تمامی جهان آمادگی داریم. حضور وسیع نظامی در خلیج‌فارس مورد نگرانی ما است. منظورم حضور نظامی کشورهای خارج از منطقه است. این پدیده بسیار خطرناک است و باید آن را به اتمام رساند.
ما می‌خواهیم با موفقیت در امر حل و فصل عادلانة مناقشه افغانستان نیز با شما همکاری خوبی داشته باشیم، بگذاریم که مردم افغانستان سرنوشت خود را خودشان بدون دخالت از خارج تعیین نمایند.
شواردنادزه افزود: یک نکتة دیگر از پیام آقای گورباچف اینکه: ایشان اظهار آمادگی می‌کنند برای گسترش همکاریهای اقتصادی و همکاری در زمینه‌هایی که ما قبلاً همکاریهای خوبی داشته بودیم. ما برای برقراری و ادامة تماسها بین انسانها، نمایندگان محافل اجتماعی و روحانیون نیز آمادگی داریم. آنها از این دعوت جنابعالی استفاده خواهند کرد.
در پایان، فرستادة ویژة رهبر شوروی گفت: این بود محتوای اصلی پیام آقای گوباچف. ایشان بهترین آرزوها و سلام خود را به جنابعالی می‌رسانند و خواهان طول عمر جنابعالی به نفع و سعادت ایران هستند.

در خاتمه امام خمینی فرمودند:

«ان‌شاء الله سلامت باشند، ولی به ایشان بگویید که من می‌خواستم جلوی شما یک فضای بزرگتر باز کنم. من می‌خواستم دریچه‌ای به دنیای بزرگ، یعنی دنیای بعد از مرگ که دنیای جاوید است را برای آقای گورباچف باز نمایم و محور اصلی پیام من آن بود. امیدوارم بار دیگر ایشان در این زمینه تلاش نمایند.»

[حضرت امام از خروج نیروهای شوروی از افغانستان استقبال کردند، و بر حسن همجواری و توسعه مناسبات قوی در ابعاد مختلف در مقابله با شیطنت‌های غرب و خروج نیروهای بیگانه از خلیج‌فارس تأکید و آرزو کردند تا مردم شوروی و ایران همیشه در صلح و آرامش زندگی کنند.]

پانوشت:

1ـ به نقل از صحیفه امام، ج 21، ص 220
2ـ بخشی از آیة 55 سورة بقره: قوم حضرت موسی به ایشان گفت: «ما به تو ایمان نمی‌آوریم مگر اینکه خدا را آشکارا ببینیم.»
3ـ سورة انعام آیة 103: «او[خدا] را هیچ چشمی درک نمی‌کند و او بینندگان را درک می‌کند، و او نامرئی و آگاه است.»
4ـ ابونصر فارابی (فوت 339 هـ ق) از بزرگترین فیلسوفان ایرانی است. او زبان عربی و فلسفه را در بغداد فرار گرفت و کتابهای ارسطو را مطالعه کرد. پس از آن به حلب و دمشق رفت و به تألیف پرداخت. فارابی به سبب شرحی که برآثار ارسطو نوشته است به «المعلم الثانی» مشهور شده است و مقام او را بعد از ارسطو قرار داده‌اند. فارابی در همة علوم عهد خود استاد و صاحب تألیف است.
5ـ شیخ‌الرئیس ابوعلی سینا (فوت 428 هـ ق) پزشک و فیلسوف و نویسندة ایرانی که مقام وزارت داشت از بزرگترین حکیمان و عالمان جهان به شمار می‌آید. سینا آثار متعددی دارد و در حدود 240 کتاب و رساله از او نام می‌برند که بسیاری از آنها به زبانهای مختلف ترجمه شده است. از معروفترین آثار او، کتاب شفا، قانون، اشارات، نجات و دانشنامة علایی است. ابوعلی‌سینا در علوم حکمت و فلسفه و طب و ریاضی استادی داشت.
6ـ شیخ شهاب‌الدین سهروردی (مقتول به سال 587 هـ ق) از بزرگترین فیلسوفان ایران است. در شهر«سهرورد» متولد شد و نزد شیخ مجدالدین جبلی استاد فخر رازی حکمت و فقه آموخت و در فنون فلسفه استاد گشت. چون در بعضی موارد نظر سهروردی با عقاید قدما اختلاف داشت و اصطلاحات دین زرتشت را به کار می‌برد، او را به الحاد متهم کردند و همین امر باعث شد که علمای حلب، صلاح‌الدین ایوبی، فرمانروای مصر و شام را به قتل او وادار سازند. شهاب‌الدین سهروردی فیلسوفی عارف و صاحب 49 کتاب و رساله است.
7ـ صدرالدین محمدبن‌ابراهیم شیرازی معروف به ملاصدرا (فوت 1050 هـ ق) از فیلسوفان و حکیمان قرن یازدهم در شیراز متولد شد و پس از مرگ پدر به اصفهان سفر کرد و نزد میرداماد و شیخ بهایی به تحصیل پرداخت. پس از آن چند بار به زیارت مکه رفت. ملاصدرا افکار فلسفی دقیق داشت و تألیفاتش در حکمت، مرجع و مأخذ اهل علم بوده است. مهمترین آثار او به زبان عربی است. ملاصدرا را می‌توان از افتخارهای عصر صفویه به شمار آورد.
8ـ محی‌الدین بن عربی یکی از بزرگترین حکما و فلاسفة اسلامی است که آثار او به‌عنوان مأخذ و منبع، مورد استفادة فلاسفه و حکمای بعد از او قرار گرفته است.
9ـ لنین، پایه‌گذار کمونیسم در اتحاد جماهیر شوروی، دین را افیون جامعه می‌دانست که بعداً این نظریه حتی از سوی خود کمونیستها نیز باطل اعلام گردید.
10ـ آیت‌الله جوادی آملی پس از بازگشت از این سفر شرح مبسوطی بر پیام امام خمینی به گورباچف نوشت که با عنوان «آوای توحید» از سوی مؤسسة تنظیم و نشر آثار امام خمینی به چاپ رسید.
11ـ به نقل از صحیفه امام، ج 21، ص 298

منبع

 

به مناسبت پذیرش کنوانسیون امحای کلیه اشکال تبعیض علیه زنان در مجمع عمومی سازمان ملل متحد

زمان مطالعه: 15 دقیقه

کنوانسیون امحای کلیه اشکال تبعیض علیه زنان یک معاهده بین‌المللی است که در ۱۸ دسامبر ۱۹۷۹ مورد پذیرش مجمع عمومی سازمان ملل متحد قرار گرفت و در ۳ سپتامبر ۱۹۸۱ (سی روز پس از تودیع بیستمین سند تصویب یا الحاق) به اجرا درآمد. تاکنون تنها پنج کشور ایران، سومالی، سودان، نائورو و تونگا به این کنوانسیون ملحق نشده‌اند. دو کشور ایالات متحده آمریکا و پالائو کنوانسیون را امضاء کرده اند ولی هنوز به آن نپیوسته اند. قطر آخرین کشوری است که در ۲۹ آوریل ۲۰۰۹ به این کنوانسیون پیوسته است. این کنوانسیون مهمترین معاهده ملل متحد در مورد تبعیض جنسیتی است و تبعیض جنسیتی را اینگونه تعریف می‌کند:

«قائل شدن به هرگونه تمایز، استثناء یا محدودیت بر مبنای جنسیت … در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، مدنی و یا هر زمینه دیگر»

متن این معاهده توسط سازمان ملل متحد به فارسی ترجمه شده است که در زیر می توانید بخوانید، ایضاً نقد این کنوانسیون  که از سخنرانی حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی  اقتباس شده است را نیز می توانید در اینجا مطالعه نمایید.

كنوانسيون‌ رفع‌ هر گونه‌ تبعيض‌ عليه‌ زنان‌

مصوب‌ 18 دسامبر 1979 ميلادي‌ (مطابق‌ با 28/9/1358 شمسي‌)

مجمع‌ عمومي‌ سازمان‌ ملل‌ متحد

 

مقدمه‌

دول‌ عضو كنوانسيون‌ حاضر، با عنايت‌ به‌ اينكه‌ منشور ملل‌ متحد برپايبندي‌ به‌ حقوق‌ اساسي‌ بشر، كرامت‌ و ارزش‌ هر فرد انساني‌ و برابري‌ حقوق‌ زن‌ و مرد تأكيد دارد.

با عنايت‌ به‌ اينكه‌ اعلاميه‌ جهاني‌ حقوق‌ بشر اصل‌ قابل‌ قبول‌ نبودن‌ تبعيض‌ را تأييد نموده‌، اعلام‌ مي‌دارد كه‌ كليه‌ افراد بشر آزاد به‌ دنيا آمده‌ و از نظر منزلت‌ و حقوق‌ يكسان‌ بوده‌ و بدون‌ هيچگونه‌ تمايزي‌، از جمله‌ تمايزات‌ مبتني‌ بر جنسيت‌، حق‌ دارند از كليه‌ حقوق‌ و آزاديهاي‌ مندرج‌ در اين‌ اعلاميه‌ بهره‌مند شوند،

با عنايت‌ به‌ اينكه‌ دول‌ عضو ميثاقهاي‌ بين‌المللي‌ حقوق‌ بشر متعهد به‌ تضمين‌ حقوق‌ برابر زنان‌ و مردان‌ در بهره‌مندي‌ از كليه‌ حقوق‌ اساسي‌، اجتماعي‌، فرهنگي‌، مدني‌ و سياسي‌ مي‌باشند،

با در نظر گرفتن‌ كنوانسيونهاي‌ بين‌المللي‌ كه‌ تحت‌ نظر سازمان‌ ملل‌متحد و سازمانهاي‌ تخصصي‌ به‌ منظور پيشبرد تساوي‌ حقوق‌ زنان‌ و مردان‌ منعقد گرديده‌اند،

همچنين‌ با عنايت‌ به‌ قطعنامه‌ها، اعلاميه‌ها و توصيه‌هايي‌ كه‌ توسط‌ ملل‌متحد و سازمانهاي‌ تخصصي‌ براي‌ پيشبرد تساوي‌ حقوق‌ زنان‌ و مردان‌ تصويب‌ شده‌ است‌،

در عين‌ حال‌، با نگراني‌ از اينكه‌ به‌ رغم‌ اين‌ اسناد متعدد، تبعيضات‌ عليه‌ زنان‌ همچنان‌ به‌ طور گسترده‌ ادامه‌ دارد،

با يادآوري‌ اينكه‌ تبعيض‌ عليه‌ زنان‌ ناقض‌ اصول‌ برابري‌ حقوق‌ و احترام‌ به‌ كرامت‌ انساني‌ است‌ و مانع‌ شركت‌ زنان‌ در شرايط‌ مساوي‌ با مردان‌ در زندگي‌ سياسي‌، اجتماعي‌، اقتصادي‌ و فرهنگي‌ كشور و نيز گسترش‌ سعادت‌ جامعه‌ و خانواده‌ شده‌ و شكوفايي‌ كامل‌ قابليت‌ها و استعدادهاي‌ زنان‌ در خدمت‌ به‌ كشور و بشريت‌ را دشوارتر مي‌نمايد،

با نگراني‌ از اينكه‌ در شرايط‌ فقر و تنگدستي‌ زنان‌ از حداقل‌ امكان‌ دسترسي‌ به‌ مواد غذايي‌، بهداشت‌، تعليم‌ و تربيت‌ و فرصتهاي‌ شغلي‌ و ساير نيازها برخوردارند،

با اعتقاد بر اينكه‌ تأسيس‌ نظام‌ نوين‌ اقتصاد بين‌الملل‌ براساس‌ مساوات‌ و عدالت‌ در تحقق‌ پيشبرد برابري‌ بين‌ مردان‌ و زنان‌ نقش‌ مهمي‌ را ايفاء مي‌نمايد،

با تأكيد بر اينكه‌ ريشه‌كن‌ كردن‌ آپارتايد، اشكال‌ مختلف‌ نژادپرستي‌، تبعيض‌نژادي‌، استعمار، استعمارنو، تجاوز، اشغال‌ و سلطه‌ و دخالت‌ خارجي‌ در امور داخلي‌ دولتها مستلزم‌ تحقق‌ كامل‌ حقوق‌ مردان‌ و زنان‌ مي‌باشد،

با تأييد بر اينكه‌ تحكيم‌ صلح‌ و امنيت‌ بين‌المللي‌، تشنج‌زدايي‌ بين‌المللي‌، همكاري‌هاي‌ متقابل‌ دول‌ صرف‌ نظر از نظام‌هاي‌ اجتماعي‌ و اقتصادي‌ آنان‌، خلع‌ سلاح‌ كامل‌ و عمومي‌ و بويژه‌ خلع‌ سلاح‌ اتمي‌ تحت‌ نظارت‌ و كنترل‌ دقيق‌ و مؤثر بين‌المللي‌، تأكيد بر اصول‌ عدالت‌، مساوات‌ و منافع‌ متقابل‌ در روابط‌ بين‌ كشورها و احقاق‌ حق‌ مردم‌ تحت‌ سلطه‌ استعمار و بيگانه‌ و اشغال‌ خارجي‌ به‌ دستيابي‌ به‌ حق‌ تعيين‌ سرنوشت‌ و استقلال‌ و همچنين‌ احترام‌ به‌ حاكميت‌ ملي‌ و تماميت‌ ارضي‌ باعث‌ توسعه‌ و پيشرفت‌ اجتماعي‌ خواهد شد و در نتيجه‌ به‌ دستيابي‌ به‌ مساوات‌ كامل‌ بين‌ مردان‌ و زنان‌ كمك‌ خواهد كرد،

با اعتقاد بر اينكه‌ توسعه‌ تمام‌ و كمال‌ يك‌ كشور، رفاه‌ جهاني‌ و برقراري‌ صلح‌ مستلزم‌  شركت‌ يكپارچه‌ زنان‌ در تمام‌ زمينه‌ها در شرايط‌ مساوي‌ با مردان‌ است‌،

با يادآوري‌ سهم‌ عمده‌ زنان‌ در تحقق‌ رفاه‌ خانواده‌ و پيشرفت‌ جامعه‌، كه‌ تا كنون‌ كاملاً شناسايي‌ نشده‌ است‌، اهميت‌ اجتماعي‌ مادري‌ و نقش‌ والدين‌ در خانواده‌ و در تربيت‌ كودكان‌، و با آگاهي‌ از اينكه‌ نقش‌ زنان‌ در توليد مثل‌ نبايد اساس‌ تبعيض‌ قرار گيرد بلكه‌ تربيت‌ كودكان‌ مستلزم‌ تقسيم‌ مسئوليت‌ بين‌ زن‌ و مرد و جامعه‌ به‌ طور كلي‌ مي‌باشد،

با اطلاع‌ از اينكه‌ تغيير در نقش‌ سنتي‌ مردان‌ و زنان‌ در جامعه‌ و خانواده‌ براي‌ دستيابي‌ به‌ مساوات‌ كامل‌ ميان‌ زنان‌ و مردان‌ ضروري‌ است‌،

با عزم‌ بر اجراي‌ اصول‌ مندرج‌ در اعلاميه‌ محو تبعيض‌ عليه‌ زنان‌ و در اين‌ راستا اتخاذ اقدامات‌ ضروري‌ براي‌ از ميان‌ برداشتن‌ اين‌ گونه‌ تبعيض‌ها در اشكال‌ و صور آن‌، بر مقررات‌ زير توافق‌ كرده‌اند:

بخش‌ 1

ماده‌ 1

از نظر اين‌ كنوانسيون‌، عبارت‌: «تبعيض‌ عليه‌ زنان‌»، به‌ معني‌ قائل‌ شدن‌ هر گونه‌ تمايز، استثناء يا محدوديت‌ براساس‌ جنسيت‌ است‌ كه‌ بر به‌ رسميت‌ شناختن‌ حقوق‌ بشر زنان‌ و آزاديهاي‌ اساسي‌ آنها و بهره‌مندي‌ و اعمال‌ آن‌ حقوق‌، برپايه‌ مساوات‌ با مردان‌، صرف‌نظر از وضعيت‌ تأهل‌ آنها، در تمام‌ زمينه‌هاي‌ سياسي‌، اقتصادي‌، اجتماعي‌، فرهنگي‌، مدني‌ و ديگر زمينه‌ها اثر مخرب‌ دارد يا اصولاً، هدفش‌ از بين‌ بردن‌ اين‌ وضعيت‌ است‌.

ماده‌ 2

دولتهاي‌ عضو، تبعيض‌ عليه‌ زنان‌ را به‌ هر شكل‌ محكوم‌ مي‌نمايند و موافقت‌ مي‌نمايند بدون‌ درنگ‌، به‌ طرق‌ مقتضي‌، سياست‌ رفع‌ تبعيض‌ عليه‌ زنان‌ را تعقيب‌ نمايند و بدين‌ منظور، بر امور زير تعهد مي‌نمايند:

الف‌: گنجاندن‌ اصل‌ مساوات‌ زن‌ و مرد در قانون‌ اساسي‌ يا ديگر قوانين‌ متناسب‌ داخلي‌ خود، اگر تا كنون‌ چنين‌ كاري‌ انجام‌ نشده‌ و حصول‌ اطمينان‌ از تحقق‌ عملي‌ اين‌ اصل‌، از طريق‌ وضع‌ قانون‌ (منظور قوانين‌ عادي‌ لازم‌الاجراست‌) و طرق‌ مناسب‌ ديگر.

ب‌: اتخاذ تدابير قانوني‌ و غيره‌ از جمله‌ وضع‌ ضمانت‌ اجراهاي‌ مناسب‌ به‌ منظور جلوگيري‌ از اعمال‌ تبعيض‌ عليه‌ زنان‌.

ج‌: حمايت‌ قانون‌ از حقوق‌ زنان‌ براساس‌ تساوي‌ با مردان‌ و حصول‌ تضمين‌ و اطمينان‌ از حمايت‌ مؤثر زنان‌ عليه‌ هر نوع‌ تبعيض‌، از طريق‌ دادگاههاي‌ صالح‌ ملي‌ و ديگر مؤسسات‌ عمومي‌.

د: خودداري‌ از انجام‌ هر گونه‌ اقدام‌ و عمل‌ تبعيض‌آميز عليه‌ زنان‌ و تضمين‌ اينكه‌ مقامات‌ و مؤسسات‌ عمومي‌ بر طبق‌ اين‌ تعهد عمل‌ نمايند.

ه‌: اتخاذ هر گونه‌ اقدام‌ مناسب‌ براي‌ رفع‌ تبعيض‌ عليه‌ زنان‌ توسط‌ هر فرد، سازمان‌ يا مؤسسه‌.

و: اتخاذ تدابير لازم‌، از جمله‌ تدابير قانونگذاري‌، براي‌ تغيير يا لغو قوانين‌، مقررات‌، عادات‌ و عملكردهايي‌ كه‌ نسبت‌ به‌ زنان‌ تبعيض‌آميز هستند.

ز: نسخ‌ كليه‌ مقررات‌ كيفري‌ داخلي‌ كه‌ تبعيض‌ عليه‌ زنان‌ را در بردارند.

ماده‌ 3

دولتهاي‌ عضو در همه‌ زمينه‌ها، مخصوصاً در زمينه‌هاي‌ سياسي‌، اجتماعي‌، اقتصادي‌ و فرهنگي‌، تمام‌ اقدامات‌ لازم‌ از جمله‌ قانونگذاري‌ را اعمال‌ خواهند كرد، تا از توسعه‌ و پيشرفت‌ كامل‌ زنان‌ اطمينان‌ حاصل‌ كنند و در نتيجه‌، برخورداري‌ زنان‌ را از حقوق‌ بشر و آزاديهاي‌ اساسي‌ بر پايه‌ تساوي‌ با مردان‌ تضمين‌ كنند.

ماده‌ 4

1. پذيرش‌ تدابير ويژه‌ موقتي‌ كه‌ به‌ منظور تسريع‌ برابري‌ موقت‌ ميان‌ مردان‌ و زنان‌ توسط‌ دولتهاي‌ عضو صورت‌ مي‌گيرد نبايد به‌ عنوان‌ تبعيض‌ به‌ نفع‌ زنان‌ آنچنان‌ كه‌ در اين‌ كنوانسيون‌ تعريف‌ شده‌ است‌ تلقي‌ گردد ولي‌ به‌ هيچوجه‌ نبايد منتج‌ به‌ حفظ‌ استانداردهاي‌ جداگانه‌ يا نامساوي‌ بشود، اين‌ اقدامات‌ و تدابير هنگامي‌ كه‌ اهداف‌ برابري‌ فرصتها و برخورد مساوي‌ زنان‌ با مردان‌ حاصل‌ شد متوقف‌ خواهد گرديد.

2. همچنين‌ اقدامات‌ ويژه‌اي‌ كه‌ توسط‌ دولتهاي‌ عضو صورت‌ مي‌گيرد از جمله‌ تدابيري‌ كه‌ در اين‌ كنوانسيون‌ وجود دارد و هدف‌ آن‌ حمايت‌ از ايفاي‌ نقش‌ مادري‌ زنان‌ است‌ نبايد تبعيض‌آميز تلقي‌ گردد.

ماده‌ 5

دولتهاي‌ عضو، اقدامات‌ مقتضي‌ زير را به‌ عمل‌ خواهند آورد:

الف‌: تغيير الگوهاي‌ رفتاري‌ اجتماعي‌ و فرهنگي‌ مردان‌ و زنان‌ به‌ منظور دستيابي‌ به‌ برانداختن‌ تعصبات‌، عادات‌ و ديگر روشهاي‌ عملي‌ كه‌ بر طرز تفكر پست‌نگري‌ يا برتربيني‌ يك‌ جنس‌ نسبت‌ به‌ جنس‌ ديگر يا نقش‌ كليشه‌اي‌ زنان‌ و مردان‌ مبتني‌ است‌.

ب‌: حصول‌ اطمينان‌ از اينكه‌ تعليم‌ و تربيت‌ خانواده‌، شامل‌ درك‌ صحيح‌ از مادري‌ به‌ عنوان‌ يك‌ وظيفه‌ اجتماعي‌ و شناسايي‌ مسئوليت‌ مشترك‌ زن‌ و مرد در تربيت‌ و رشد كودكان‌ مي‌شود.

اين‌ امر را هم‌ بايد درك‌ كرد كه‌ منافع‌ كودكان‌ در همه‌ موارد از اولويت‌ برخوردار است‌.

ماده‌ 6

دولت هاي‌ عضو بايد به‌ هر نوع‌ اقدام‌ مقتضي‌ از جمله‌ وضع‌ قانون‌ دست‌ بزنند تا از هر گونه‌ معامله‌ بر روي‌ زنان‌ و بهره‌برداري‌ از فحشاي‌ آنها جلوگيري‌ نمايند.

بخش‌ 2

ماده‌ 7

دولتهاي‌ عضو كنوانسيون‌ موظف‌اند اقدامات‌ مقتضي‌ براي‌ رفع‌ تبعيض‌ عليه‌ زنان‌ در زندگي‌ سياسي‌ و عمومي‌ كشور، اتخاذ نموده‌ و مخصوصاً اطمينان‌ دهند كه‌ در شرايط‌ مساوي‌ با مردان‌، حقوق‌ زير را براي‌ زنان‌ تأمين‌ كنند:

الف‌: حق‌ رأي‌ دادن‌ در همه‌ انتخابات‌ و همه‌پرسي‌هاي‌ عمومي‌ و صلاحيت‌ انتخاب‌ شدن‌ در همة‌ ارگانهاييكه‌ با انتخابات‌ عمومي‌ برگزيده‌ مي‌شوند.

ب‌: حق‌ شركت‌ در تعيين‌ سياست‌ دولت‌ و اجراي‌ آنها و به‌ عهده‌ گرفتن‌ پست‌هاي‌ دولتي‌ و انجام‌ وظايف‌ عمومي‌ در تمام‌ سطوح‌ دولتي‌.

ج‌: حق‌ شركت‌ در سازمانها و انجمن‌هاي‌ غيردولتي‌ مربوط‌ به‌ زندگي‌ عمومي‌ و سياسي‌ كشور.

ماده‌ 8

دولت هاي‌ عضو بايد اقدامات‌ مناسب‌ و مقتضي‌ براي‌ اطمينان‌ و تضمين‌ اين‌ امر فراهم‌ آورند كه‌ زنان‌ در شرايط‌ مساوي‌ با مردان‌ و بدون‌ هيچگونه‌ تبعيض‌ بتوانند نمايندگي‌ دولت‌ خود را در سطح‌ بين‌المللي‌ احراز كنند و در كارهاي‌ سازمانهاي‌ بين‌المللي‌ مشاركت‌ داشته‌ باشند.

ماده‌ 9

1. دولتهاي‌ عضو، به‌ زنان‌ حقوق‌ مساوي‌ با مردان‌ در زمينه‌ كسب‌، تغيير و يا حفظ‌ تابعيت‌ مي‌دهند، مخصوصاً دولتها بايد اطمينان‌ دهند و تضمين‌ كنند، كه‌ نه‌ ازدواج‌ زن‌ با يك‌ مرد خارجي‌ و نه‌ تغيير تابعيت‌ شوهر در طي‌ دوران‌ ازدواج‌، خودبخود، موجب‌ تغيير تابعيت‌ زن‌، بي‌ تابعيت‌ شدن‌ او يا تحميل‌ تابعيت‌ شوهر بر او نمي‌شوند.

2. دولتهاي‌ متعاهد بايد در رابطه‌ با تابعيت‌ كودكان‌ به‌ زن‌، حق‌ مساوي‌ با مرد اعطاء كنند.

بخش‌ 3

ماده‌ 10

دولت هاي‌ عضو تمام‌ اقدامات‌ لازم‌ براي‌ رفع‌ هر گونه‌ تبعيض‌ عليه‌ زنان‌ و تضمين‌ حقوق‌ مساوي‌ آنان‌ با مردان‌ در زمينه‌ آموزش‌ مخصوصاً در موارد زير را اتخاذ مي‌نمايند:

الف‌: شرايط‌ مساوي‌ براي‌ هدايت‌ شغلي‌ و حرفه‌اي‌، دسترسي‌ به‌ تحصيل‌، اخذ مدرك‌ از مؤسسات‌ آموزشي‌ در همه‌ سطوح‌ مختلف‌ در مناطق‌ روستايي‌ و شهري‌، اين‌ تساوي‌ بايد شامل‌ دوره‌هاي‌ پيش‌دبستاني‌ آموزش‌ عمومي‌، فني‌، حرفه‌اي‌ و آموزش‌ عالي‌ فني‌ و نيز هر شيوه‌ ديگر كارآموزي‌ شغلي‌ بشود.

ب‌: امكان‌ دسترسي‌ به‌ برنامه‌ درسي‌، آزمونها، كادر آموزشي‌، اماكن‌ تحصيلي‌ و تجهيزات‌ آموزشي‌ كه‌ در همه‌ آنها از كيفيت‌ و معيارهاي‌ مساوي‌ با مردان‌ برخوردار باشد.

ج‌: محو هر نوع‌ مفهوم‌ تقليدي‌ و كليشه‌اي‌ از نقش‌ زنان‌ و مردان‌ در تمام‌ سطوح‌ و تمام‌ اشكال‌ مختلف‌ آموزشي‌ با تشويق‌ آموزش‌ مختلط‌ پسر و دختر و ديگر انواع‌ روشهاي‌ آموزشي‌ كه‌ دستيابي‌ به‌ اين‌ هدف‌ را ممكن‌ سازد مخصوصاً با تجديدنظر در متون‌ كتب‌ درسي‌ و برنامه‌هاي‌ مدارس‌ و تعديل‌ و تطبيق‌ روشهاي‌ آموزشي‌.

د: اعطاي‌ فرصت‌ يكسان‌ براي‌ استفاده‌ از بورسها و ديگر مزاياي‌ تحصيلي‌.

ه‌: فرصتهاي‌ يكسان‌ براي‌ دستيابي‌ به‌ برنامه‌هاي‌ تداوم‌ آموزش‌، از جمله‌ برنامه‌هاي‌ عملي‌ سوادآموزي‌ بزرگسالان‌ و حرفه‌اي‌ مخصوصاً برنامه‌هايي‌ كه‌ هدف‌ آنها كاهش‌ هر چه‌ سريعتر فاصله‌ آموزشي‌ موجود بين‌ زنان‌ و مردان‌ است‌.

و: كاهش‌ تعداد دختران‌ دانش‌آموزي‌ كه‌ ترك‌ تحصيل‌ مي‌كنند و برنامه‌ريزي‌ براي‌ زنان‌ و دختراني‌ كه‌ قبلاً ترك‌ تحصيل‌ كرده‌اند.

ز: دادن‌ فرصت‌ مناسب‌ به‌ زنان‌ براي‌ شركت‌ فعال‌ در ورزش‌ و تربيت‌ بدني‌.

ح‌: دسترسي‌ به‌ آموزشهاي‌ خاص‌ تربيتي‌ كه‌ سلامتي‌ و تندرستي‌ خانواده‌ را تضمين‌ مي‌نمايد و از جمله‌ اطلاعات‌ و مشورتهاي‌ مربوط‌ به‌ تنظيم‌ خانواده‌.

ماده‌ 11

1. دولتهاي‌ عضو بايد اقدامات‌ مقتضي‌ را براي‌ رفع‌ تبعيض‌ عليه‌ زنان‌ در زمينه‌ اشتغال‌ انجام‌ دهند و اطمينان‌ دهند كه‌ بر مبناي‌ تساوي‌ مردان‌ و زنان‌، حقوق‌ يكسان‌ مخصوصاً در موارد زير براي‌ زنان‌ رعايت‌ مي‌شود:

الف‌: حق‌ كار(اشتغال‌) به‌ عنوان‌ يك‌ حق‌ لاينفك‌ حقوق‌ انساني‌

ب‌: حق‌ امكانات‌ شغلي‌ يكسان‌، از جمله‌ اجراي‌ ضوابط‌ يكسان‌ در مورد انتخاب‌ شغل‌

ج‌: حق‌ انتخاب‌ آزادانه‌ حرفه‌ و شغل‌، حق‌ ارتقاي‌ مقام‌، برخورداري‌ از امنيت‌ شغلي‌ و تمام‌ امتيازات‌ و شرايط‌ خدمتي‌ و حق‌ استفاده‌ از دوره‌هاي‌ آموزشي‌ حرفه‌اي‌ و بازآموزي‌ از جمله‌ كارآموزي‌ و شركت‌ در دوره‌هاي‌ آموزشي‌ و شركت‌ در دوره‌هاي‌ آموزشي‌ پيشرفته‌ و آموزشي‌ مرحله‌اي‌.

د: حق‌ دريافت‌ مزد مساوي‌، استفاده‌ از مزايا و برخورداري‌ از رفتار مساوي‌ در مشاغل‌ و كارهايي‌ كه‌ ارزش‌ يكسان‌ دارند همچنين‌ رفتار مساوي‌ در ارزيابي‌ كيفيت‌ كار.

ه‌: حق‌ برخورداري‌ از تأمين‌ اجتماعي‌ مخصوصاً در موارد بازنشستگي‌، بيكاري‌، بيماري‌، دوران‌ ناتواني‌ و پيري‌ و ساير موارد از كارافتادگي‌. هم‌ چنين‌ حق‌ استفاده‌ از مرخصي‌ استحقاقي‌ (با دريافت‌ حقوق‌).

و: حق‌ برخورداري‌ از بهداشت‌ و ايمني‌ شرايط‌ كار از جمله‌ برخورداري‌ از ايمني‌ و سلامتي‌ براي‌ توليد مثل‌.

2. به‌ منظور جلوگيري‌ از تبعيض‌ عليه‌ زنان‌ به‌ دليل‌ ازدواج‌، يا بارداري‌ و تضمين‌ حق‌ مسلم‌ آنان‌ براي‌ كار، دولتهاي‌ عضو اقدامات‌ مناسب‌ ذيل‌ را معمول‌ خواهند داشت‌:

الف‌: ممنوعيت‌ اخراج‌ به‌ خاطر حاملگي‌ يا مرخصي‌ زايمان‌ و اعمال‌ تبعيض‌ در اخراج‌ به‌ لحاظ‌ وضعيت‌ زناشويي‌ با برقراري‌ ضمانت‌ اجرا براي‌ تخلف‌ از اين‌ امر.

ب‌: دادن‌ مرخصي‌ دوران‌ زايمان‌ با پرداخت‌ حقوق‌ با مزاياي‌ اجتماعي‌ مناسب‌ بدون‌ از دست‌ رفتن‌ شغل‌، سمت‌ يا مزاياي‌ اجتماعي‌.

ج‌: تشويق‌ و حمايت‌ لازم‌ براي‌ ارائه‌ خدمات‌ اجتماعي‌ به‌ نحوي‌ كه‌ والدين‌ را قادر سازد تا تعهدات‌ خانوادگي‌ را با مسئوليت‌هاي‌ شغلي‌ هماهنگ‌ سازند و در زندگي‌ عمومي‌ شركت‌ جويند، مخصوصاً از طريق‌ تشويق‌ به‌ تأسيس‌ و توسعه‌ تسهيلات‌ مراقبت‌ از كودكان‌.

د: حمايت‌ ويژه‌ از زنان‌ در دوران‌ بارداري‌ در مشاغلي‌ كه‌ ثابت‌ شده‌ براي‌ آنها زيان‌آور است‌.

3. قوانين‌ حمايتي‌ در رابطه‌ با موضوعات‌ مطروحه‌ در اين‌ ماده‌ بايد متناوباً در پرتو پيشرفتهاي‌ علمي‌ و تكنيكي‌ مورد بازنگري‌ قرار گيرند و در صورت‌ ضرورت‌، اصلاح‌ و نسخ‌ يا تمديد شوند.

ماده‌ 12

1. دولتهاي‌ عضو بايد اقدامات‌ لازم‌ را براي‌ محو تبعيض‌ عليه‌ زنان‌ در زمينه‌ مراقبت‌هاي‌ بهداشتي‌ به‌ عمل‌ آورند و براساس‌ تساوي‌ بين‌ زن‌ و مرد دسترسي‌ به‌ خدمات‌ بهداشتي‌ از جمله‌ خدمات‌ بهداشتي‌ مربوط‌ به‌ تنظيم‌ خانواده‌ را تضمين‌ نمايند.

2. دولتهاي‌ عضو، علاوه‌ بر مقررات‌ بند يك‌ ماده‌ خدمات‌ لازم‌ را براي‌ زنان‌ در دوران‌ بارداري‌، زايمان‌ و دوران‌ پس‌ از زايمان‌ تأمين‌ نموده‌ و در صورت‌ لزوم‌ خدمات‌ رايگان‌ در اختيار آنها قرار خواهند داد و همچنين‌ در دوران‌ بارداري‌ و شيردادن‌، تغذيه‌ كافي‌ به‌ آنها خواهند رساند.

ماده‌ 13

دولتهاي‌ عضو بايد اقدامات‌ مقتضي‌ براي‌ محو تبعيض‌ عليه‌ زنان‌ در ديگر زمينه‌هاي‌ زندگي‌ اقتصادي‌ و اجتماعي‌ به‌ عمل‌ آورند و بر مبناي‌ تساوي‌ زن‌ و مرد حقوق‌ يكسان‌ را براي‌ آنها مخصوصاً در موارد زير تأمين‌ نمايند.

الف‌: حق‌ استفاده‌ از مزاياي‌ خانوادگي‌

ب‌: حق‌ استفاده‌ از وامهاي‌ بانكي‌، رهن‌ و ديگر اعتبارات‌ بانكي‌

ج‌: حق‌ شركت‌ در فعاليت‌هاي‌ تفريحي‌، ورزشي‌ و كليه‌ جنبه‌هاي‌ زندگي‌ فرهنگي‌

ماده‌ 14

1. دول‌ عضو مشكلات‌ خاص‌ زنان‌ روستايي‌ را مدنظر قرار داده‌ و به‌ نقش‌ مهمي‌ كه‌ اين‌ زنان‌ در جهت‌ حيات‌ اقتصادي‌ خانواده‌هاي‌ خود از جمله‌ كار در بخش‌هاي‌ غيرمالي‌ اقتصادي‌ به‌ عهده‌ دارند، توجه‌ خاص‌ مبذول‌ خواهند داشت‌ و كليه‌ اقدامات‌ مقتضي‌ را به‌ عمل‌ خواهند آورد تا مفاد كنوانسيون‌ نسبت‌ به‌ زنان‌ در مناطق‌ روستايي‌ اجرا گردد.

2. دول‌ عضو كليه‌ اقدامات‌ مقتضي‌ را جهت‌ رفع‌ تبعيض‌ از زنان‌ در مناطق‌ روستايي‌ به‌ عمل‌ خواهند آورد تا اين‌ زنان‌ براساس‌ تساوي‌ مردان‌ و زنان‌ در برنامه‌هاي‌ توسعه‌ روستايي‌ شركت‌ نموده‌ و از آن‌ بهره‌مند گردند و بخصوص‌ از حقوق‌ زير برخوردار شوند:

الف‌: شركت‌ در تدوين‌ و اجراي‌ برنامه‌هاي‌ توسعه‌ در كلية‌ سطوح‌.

ب‌: دسترسي‌ به‌ تسهيلات‌ بهداشتي‌ كافي‌ از جمله‌ اطلاعات‌، مشاوره‌ و خدمات‌ تنظيم‌ خانواده‌.

ج‌: استفاده‌ مستقيم‌ از برنامه‌هاي‌ تأمين‌ اجتماعي‌.

د: استفاده‌ از انواع‌ دوره‌ها و برنامه‌هاي‌ آموزشي‌ رسمي‌ و غيررسمي‌ از جمله‌ سوادآموزي‌ عملي‌ و نيز بهره‌مندي‌ از خدمات‌ محلي‌ و فوق‌العاده‌ به‌ منظور بالا بردن‌ كارآيي‌ فني‌ آنان‌.

ه‌: تشكيل‌ گروهها و تعاوني‌هاي‌ خودياري‌ به‌ منظور بدست‌ آوردن‌ امكان‌ دستيابي‌ مساوي‌ به‌ فرصت‌هاي‌ اقتصادي‌ از طريق‌ اشتغال‌ يا خوداشتغالي‌.

و: شركت‌ در كليه‌ فعاليت‌هاي‌ محلي‌.

ز: دسترسي‌ به‌ وام ها و اعتبارات‌ كشاورزي‌، تسهيلات‌ بازاريابي‌، تكنولوژي‌ مناسب‌ و استفاده‌ يكسان‌ از زمين‌ و برخورداري‌ از رفتار مساوي‌ در چارچوب‌ اصلاحات‌ ارضي‌ و روستايي‌ و نيز در برنامه‌هاي‌ جايگزيني‌ زمين‌.

ح‌: بهره‌مندي‌ از شرايط‌ زندگي‌ مناسب‌، بويژه‌ مسكن‌، بهداشت‌، آب‌ و برق‌، ارتباطات‌ و حمل‌ و نقل‌.

بخش‌ 4

ماده‌ 15

1. دولت هاي‌ عضو، تساوي‌ زنان‌ را با مردان‌ در برابر قانون‌ مي‌پذيرند.

2. دولتهاي‌ عضو، در امور مدني‌، همان‌ اهليت‌ قانوني‌ را كه‌ مردان‌ دارند به‌ زنان‌ داده‌ و امكانات‌ مساوي‌ براي‌ اجراي‌ اين‌ اهليت‌ را در اختيار آنها قرار مي‌دهند. مخصوصاً دولتهاي‌ عضو به‌ زنان‌ حقوق‌ مساوي‌ با مردان‌ را در انعقاد قرارداد و ادارة‌ اموال‌ مي‌دهند و در تمام‌ مراحل‌ دادرسي‌ در دادگاهها و محاكم‌ با آنها رفتار يكسان‌ خواهند داشت‌.

3. دولتهاي‌ عضو قبول‌ مي‌كنند كه‌ هر گونه‌ قرار داد يا اسناد خصوصي‌ ديگر از هر نوع‌ كه‌ به‌ منظور محدود كردن‌ صلاحيت‌ قانوني‌ زنان‌ تنظيم‌ شده‌ باشد باطل‌ و بلا اثر تلقي‌ مي‌شود.

4. دولتهاي‌ عضو مي‌پذيرند كه‌ در رابطه‌ با قانون‌ رفت‌ و آمد اشخاص‌ و انتخاب‌ مسكن‌ و محل‌ اقامت‌، زن‌ و مرد از حق‌ مساوي‌ برخوردار باشند.

ماده‌ 16

1. دولتهاي‌ عضو بايد اقدامات‌ لازم‌ را براي‌ رفع‌ تبعيض‌ عليه‌ زنان‌ در همه‌ امور مربوط‌ به‌ ازدواج‌ و روابط‌ خانوادگي‌ به‌ عمل‌ آورند و مخصوصاً برپايه‌ تساوي‌ حقوق‌ مرد و زن‌ امور زير را تضمين‌ كنند:

الف‌: حق‌ يكسان‌ براي‌ انعقاد ازدواج‌

ب‌: حق‌ يكسان‌ براي‌ انتخاب‌ آزادانه‌ همسر و انعقاد ازدواج‌ براساس‌ رضايت‌ آزاد و كامل‌ طرفين‌.

ج‌. حقوق‌ و مسئوليت‌هاي‌ يكسان‌ در دوران‌ ازدواج‌ و هنگام‌ انحلال‌ آن‌.

د: حقوق‌ و مسئوليتهاي‌ يكسان‌ به‌ عنوان‌ والدين‌، قطع‌ نظر از وضعيت‌ زناشويي‌ آنها، در موضوعات‌ مربوط‌ به‌ فرزندان‌، در تمام‌ موارد، منافع‌ كودكان‌ در اولويت‌ است‌.

ه‌: حقوق‌ مساوي‌ براي‌ تصميم‌گيري‌ آزادانه‌ و مسئولانه‌ در زمينه‌ تعداد فرزندان‌ و فاصله‌ زماني‌ بارداري‌ و دسترسي‌ به‌ اطلاعات‌، آموزش‌، و وسايلي‌ كه‌ آنها را براي‌ اعمال‌ اين‌ حقوق‌ قادر سازند.

و: حقوق‌ و مسئوليت‌ يكسان‌ در رابطه‌ با ولايت‌، حضانت‌، قيومت‌ كودكان‌ و فرزندخواندگي‌ يا هر گونه‌ عناوين‌ و مفاهيم‌ مشابهي‌ كه‌ در قوانين‌ داخلي‌ وجود دارد. در تمام‌ موارد، منافع‌ كودكان‌ در اولويت‌ است‌.

ز: حقوق‌ شخصي‌ يكسان‌ به‌ عنوان‌ شوهر و زن‌ از جمله‌ حق‌ انتخاب‌ نام‌ خانوادگي‌، حرفه‌ و شغل‌.

ح‌: حقوق‌ يكسان‌ براي‌ هر يك‌ از زوجين‌ در رابطه‌ با مالكيت‌، اكتساب‌، مديريت‌، سرپرستي‌، بهره‌برداري‌ و در اختيار داشتن‌ اموال‌ خواه‌ مجاني‌ و يا با داشتن‌ هزينه‌.

2. نامزد كردن‌ و تزويج‌ كودكان‌، قانوناً بلا اثر خواهد بود و هر گونه‌ اقدام‌ لازم‌، از جمله‌ وضع‌ قانون‌ جهت‌ تعيين‌ حداقل‌ سن‌ براي‌ ازدواج‌ و ثبت‌ اجباري‌ ازدواج‌ در يك‌ دفتر رسمي‌ بايد اتخاذ شود.

بخش‌ 5

ماده‌ 17

1. به‌ منظور بررسي‌ پيشرفت‌ حاصله‌ در اجراي‌ مفاد اين‌ كنوانسيون‌ كميته‌ محو تبعيض‌ عليه‌ زنان‌ (كه‌ من‌ بعد از آن‌ به‌ عنوان‌ كميته‌ ياد خواهد شد) شامل‌ هجده‌ نفر در زمان‌ لازم‌الاجرا شدن‌ و پس‌ از تصويب‌ يا پيوستن‌ سي‌ و پنجمين‌ كشور عضو بيست‌ و سه‌ نفر از خبرگان‌ داراي‌ شهرت‌ اخلاقي‌ والا و صلاحيت‌ در زمينه‌اي‌ مربوط‌ به‌ كنوانسيون‌ تشكيل‌ مي‌شود. اين‌ خبرگان‌ توسط‌ دول‌ عضو از ميان‌ اتباع‌ كشورهايشان‌ انتخاب‌ مي‌شوند و در صلاحيت‌ شخصي‌ خود خدمت‌ مي‌كنند. در انتخاب‌ اين‌ اشخاص‌ به‌ توزيع‌ عادلانه‌ جغرافيايي‌ و به‌ حضور اشكال‌ مختلف‌ تمدن‌ و نظامهاي‌ عمده‌ حقوقي‌ توجه‌ مي‌شود.

2. اعضاي‌ كميته‌ با رأي‌ مخفي‌ و از فهرست‌ افرادي‌ كه‌ توسط‌ دول‌ عضو نامزد شده‌اند انتخاب‌ مي‌شوند، هر دولت‌ عضو مي‌تواند يك‌ نفر از اتباع‌ خود را نامزد نمايد.

3. نخستين‌ انتخابات‌ شش‌ماه‌ پس‌ از لازم‌الاجرا شدن‌ اين‌ كنوانسيون‌ برگزار خواهد شد. حداقل‌ سه‌ ماه‌ قبل‌ از تاريخ‌ هر انتخابات‌ دبيركل‌ ملل‌ متحد طي‌ نامه‌اي‌ از دول‌ عضو مي‌خواهد تا ظرف‌ دو ماه‌ نامزدهاي‌ خود را معرفي‌ كنند. دبيركل‌ فهرست‌ اسامي‌ نامزدها را به‌ ترتيب‌ حروف‌ الفبا و با ذكر كشور نامزد كننده‌ هر يك‌، تهيه‌ و براي‌ دول‌ عضو ارسال‌ خواهد داشت‌.

4. انتخاب‌ اعضاي‌ كميته‌ در جلسه‌ دول‌ عضو كه‌ توسط‌ دبيركل‌ در مقر ملل‌ متحد برگزار خواهد شد، انجام‌ مي‌شود. در اين‌ جلسه‌، كه‌ حد نصاب‌ تشكيل‌ آن‌ حضور دو سوم‌ دول‌ عضو مي‌باشد، اشخاص‌ انتخاب‌ شده‌ براي‌ عضويت‌ در كميته‌ آن‌ دسته‌ از نامزدهايي‌ خواهند بود كه‌ بيشترين‌ تعداد آراء و همزمان‌ اكثريت‌ مطلق‌ آراء نمايندگان‌ دول‌ عضو حاضر و رأي‌ دهنده‌ در جلسه‌ را به‌ دست‌ آورند.

5. اعضاي‌ كميته‌ براي‌ يك‌ دوره‌ چهار ساله‌ انتخاب‌ مي‌شوند. لكن‌ دورة‌ عضويت‌ 9 نفر از اعضاي‌ منتخب‌ در اولين‌ انتخابات‌ در پايان‌ دو سال‌ به‌ اتمام‌ مي‌رسد. بلافاصله‌ پس‌ از اولين‌ انتخابات‌ اسامي‌ اين‌ 9 عضو به‌ قيد قرعه‌ توسط‌ رئيس‌ كميته‌ انتخاب‌ خواهد شد.

6. انتخاب‌ 5 عضو ديگر كميته‌ مطابق‌ با بندهاي‌ 2، 3 و 4 اين‌ ماده‌ و به‌ دنبال‌ سي‌ و پنجمين‌ تصويب‌ يا الحاق‌ صورت‌ خواهد گرفت‌. دورة‌ عضويت‌ دو نفر از اعضاي‌ فوق‌ در پايان‌ دو سال‌ خاتمه‌ خواهد يافت‌ و اسامي‌ اين‌ دو نفر به‌ قيد قرعه‌ توسط‌ رئيس‌ كميته‌ انتخاب‌ خواهد شد.

7. به‌ منظور اشغال‌ پست‌هاي‌ خالي‌ احتمالي‌، دولتي‌ كه‌ فعاليت‌ كارشناس‌اش‌ به‌ عنوان‌ عضو كميته‌ متوقف‌ شده‌ است‌، كارشناس‌ ديگري‌ را از بين‌ اتباع‌ خود براي‌ عضويت‌ در كميته‌ مشروط‌ به‌ تأييد انتخاب‌ خواهد كرد.

8. اعضاي‌ كميته‌ با تأييد مجمع‌ عمومي‌ و بر طبق‌ ضوابط‌ و شرايطي‌ كه‌ آن‌ مجمع‌ مقرر مي‌دارد و با در نظر گرفتن‌ اهميت‌ مسئوليت‌هاي‌ كميته‌ از سازمان‌ ملل‌متحد مقرري‌ دريافت‌ خواهند كرد.

9. دبيركل‌ ملل‌ متحد تسهيلات‌ و كارمندان‌ لازم‌ را به‌ منظور تحقق‌ و انجام‌ مؤثر وظايف‌ كميته‌ در چارچوب‌ اين‌ كنوانسيون‌ تأمين‌ خواهد نمود.

ماده‌ 18

1. دول‌ عضو متعهد مي‌شوند گزارشي‌ براي‌ بررسي‌ كميته‌ در مورد اقدامات‌ تقنيني‌، قضايي‌ و اجرايي‌ و ساير اقدامات‌ متخذه‌ در راستاي‌ اجراي‌ مفاد اين‌ كنوانسيون‌ و پيشرفتهاي‌ حاصله‌ در اين‌ رابطه‌ به‌ دبيركل‌ ملل‌متحد ارائه‌ كنند.

الف‌: يك‌ سال‌ پس‌ از لازم‌الاجرا شدن‌ كنوانسيون‌ براي‌ آن‌ دولت‌.

ب‌: پس‌ از آن‌ حداقل‌ هر چهار سال‌ يكبار و علاوه‌ بر آن‌ هر زماني‌ كه‌ كميته‌ درخواست‌ كند.

2. اين‌ گزارشها مي‌تواند مبين‌ عوامل‌ و مشكلاتي‌ كه‌ بر ميزان‌ اجراي‌ تعهدات‌ تحت‌ اين‌ كنوانسيون‌ اثر مي‌گذارد باشد.

ماده‌ 19

1. كميته‌ آيين‌نامه‌ اجرايي‌ خود را تصويب‌ خواهد نمود.

2. كميته‌ مسئولان‌ خود را براي‌ يك‌ دوره‌ دو ساله‌ انتخاب‌ خواهد كرد.

ماده‌ 20

1. كميته‌ به‌ منظور بررسي‌ گزارش هايي‌ كه‌ مطابق‌ با ماده‌ 18 اين‌ كنوانسيون‌ ارائه‌ شده‌ هر ساله‌ به‌ مدتي‌ كه‌ از دو هفته‌ تجاوز نكند تشكيل‌ جلسه‌ مي‌دهد.

2. جلسات‌ كميته‌ معمولاً در مقر سازمان‌ ملل‌متحد يا در هر محل‌ مناسب‌ ديگري‌ كه‌ به‌ تصميم‌ كميته‌ تعيين‌ مي‌شود برگزار خواهد شد.

ماده‌ 21

1. كميته‌ همه‌ ساله‌ از طريق‌ شوراي‌ اقتصادي‌ و اجتماعي‌ گزارشي‌ در مورد فعاليت‌هاي‌ خود به‌ مجمع‌ عمومي‌ تسليم‌ مي‌نمايد و مي‌تواند براساس‌ گزارشها و اطلاعات‌ واصله‌ از دول‌ عضو پيشنهادات‌ و توصيه‌هاي‌ كلي‌ ارائه‌ دهد. اين‌ پيشنهادات‌ و توصيه‌هاي‌ كلي‌ همراه‌ با نظرات‌ احتمالي‌ دول‌ عضو در گزارش‌ كميته‌ درج‌ مي‌گردد.

2. دبيركل‌ ملل‌متحد گزارشهاي‌ كميته‌ را جهت‌ اطلاع‌ به‌ كميسيون‌ مقام‌ زن‌ ارسال‌ مي‌نمايد.

ماده‌ 22

مؤسسات‌ تخصصي‌ مجاز خواهند بود كه‌ از طريق‌ نمايندگانشان‌ اجراي‌ موادي‌ از كنوانسيون‌ حاضر را كه‌ در حوزه‌ فعاليت‌هاي‌ آنها جاي‌ مي‌گيرند مورد بررسي‌ قرار دهند.

كميته‌ ممكن‌ است‌ از مؤسسات‌ تخصصي‌ دعوت‌ كند تا گزارشهايي‌ درباره‌ نحوه‌ اجراي‌ كنوانسيون‌ در زمينه‌هايي‌ كه‌ به‌ حوزة‌ فعاليت‌ آنها مربوط‌ مي‌شود ارائه‌ نمايند.

بخش‌ 6

ماده‌ 23

هيچ‌چيز در اين‌ كنوانسيون‌ بر مقرراتي‌ كه‌ براي‌ دستيابي‌ زنان‌ و مردان‌ به‌ برابري‌ مفيدتر و مؤثرتر وجود دارد تأثير نخواهد گذاشت‌، اين‌ مقررات‌ مي‌تواند شامل‌ موارد زير باشد:

الف‌: قوانين‌ يك‌ دولت‌ عضو، يا

ب‌: هر كنوانسيون‌، پيمان‌ يا موافقت‌ نامه‌ بين‌المللي‌ ديگري‌ كه‌ براي‌ آن‌ دولت‌ لازم‌الاجرا است‌.

ماده‌ 24

دول‌ عضو متعهد مي‌گردند كليه‌ اقدامات‌ لازم‌ در سطح‌ ملي‌ را كه‌ هدف‌ از آن‌ تحقق‌ كامل‌ حقوق‌ به‌ رسميت‌ شناخته‌ شده‌ در اين‌ كنوانسيون‌ مي‌باشد، به‌ عمل‌ آورند.

ماده‌ 25

1. اين‌ كنوانسيون‌ براي‌ امضاي‌ كليه‌ دول‌ مفتوح‌ مي‌باشد.

2. دبيركل‌ ملل‌ متحد به‌ عنوان‌ امين‌ اين‌ كنوانسيون‌ تعيين‌ مي‌شود.

3. تصويب‌ اين‌ كنوانسيون‌ منوط‌ به‌ طي‌ مراحل‌ تصويب‌ قانوني‌ است‌. اسناد تصويب‌ نزد دبيركل‌ ملل‌متحد به‌ امانت‌ گذارده‌ خواهد شد.

4. اين‌ كنوانسيون‌ جهت‌ الحاق‌ دول‌ مفتوح‌ مي‌باشد. الحاق‌ با سپردن‌ سند الحاق‌ به‌ دبيركل‌ ملل‌متحد محقق‌ مي‌شود.

ماده‌ 26

1. دول‌ عضو مي‌توانند در هر زمان‌ طي‌ نامه‌اي‌ خطاب‌ به‌ دبيركل‌ ملل‌متحد درخواست‌ تجديد نظر در اين‌ كنوانسيون‌ را نمايند.

2. مجمع‌ عمومي‌ ملل‌متحد در مورد اقدامات‌ احتمالي‌ بعدي‌ در مورد چنين‌ درخواستي‌ تصميم‌ خواهد گرفت‌.

ماده‌ 27

1. اين‌ كنوانسيون‌ سي‌ روز پس‌ از تاريخي‌ كه‌ بيستمين‌ سند تصويب‌ يا الحاق‌ آن‌ نزد دبيركل‌ ملل‌ متحد به‌ امانت‌ گذارده‌ شد، لازم‌ الاجرا مي‌گردد.

2. پس‌ از به‌ وديعه‌ سپردن‌ بيستمين‌ سند تصويب‌ يا الحاق‌، براي‌ هر دولتي‌ كه‌ اين‌ كنوانسيون‌ را تصويب‌ مي‌كند يا به‌ آن‌ ملحق‌ مي‌گردد، كنوانسيون‌ مذكور از سي‌امين‌ روز تاريخي‌ كه‌ سند تصويب‌ يا الحاق‌ آن‌ به‌ دولت‌ به‌ امانت‌ گذارده‌ شده‌ لازم‌الاجرا مي‌گردد.

ماده‌ 28

1. دبيركل‌ ملل‌متحد متن‌ تحفظ‌ كشورها، در هنگام‌ تصويب‌ يا الحاق‌ را دريافت‌ نموده‌ و آن‌ را ميان‌ كليه‌ دول‌ توزيع‌ مي‌نمايد.

2. تحفظاتي‌ كه‌ با هدف‌ و منظور اين‌ كنوانسيون‌ سازگار نباشد مجاز نخواهد بود.

3. تحفظات‌ از طريق‌ تسليم‌ يادداشتي‌ به‌ دبيركل‌ ملل‌متحد در هر زمان‌ قابل‌ پس‌ گرفتن‌ است‌. نامبرده‌ همه‌ دولتها را از اين‌ موضوع‌ مطلع‌ خواهد كرد. لغو تحفظ‌ از روزي‌ كه‌ يادداشت‌ دريافت‌ شود معتبر است‌.

ماده‌ 29

1. هر گونه‌ اختلاف‌ در تفسير يا اجراي‌ اين‌ كنوانسيون‌ بين‌ دو يا چند دولت‌ عضو كه‌ از طريق‌ مذاكره‌ حل‌ نگردد بنا به‌ تقاضاي‌ يكي‌ از طرفين‌ به‌ داوري‌ ارجاع‌ مي‌گردد. چنانچه‌ ظرف‌ شش‌ ماه‌ از تاريخ‌ درخواست‌ داوري‌، طرفين‌ در مورد نحوه‌ و تشكيلات‌ داوري‌ به‌ توافق‌ نرسند، يكي‌ از طرفين‌ مي‌تواند خواستار ارجاع‌ موضوع‌ به‌ ديوان‌ بين‌المللي‌ دادگستري‌ مطابق‌ با اساسنامه‌ ديوان‌ گردد.

2. هر دولت‌ عضو مي‌تواند به‌ هنگام‌ امضاء يا تصويب‌ اين‌ كنوانسيون‌ يا الحاق‌ به‌ آن‌ اعلام‌ كند كه‌ خود را موظف‌ به‌ اجراي‌ بند يك‌ ماده‌ نمي‌داند. دول‌ عضو ديگر در قبال‌ دولتي‌ كه‌ به‌ بند يك‌ اين‌ ماده‌ اعلام‌ تحفظ‌ نموده‌ است‌، ملزم‌ به‌ اجراي‌ بند يك‌ نمي‌باشند.

3. هر دولت‌ عضوي‌ كه‌ بر طبق‌ بند 2 اين‌ ماده‌ اعلام‌ تحفظ‌ نموده‌ باشد مي‌تواند در هر زمان‌ از تحفظ‌ خود از طريق‌ اعلام‌ رسمي‌ به‌ دبيركل‌ ملل‌متحد صرف‌نظر نمايد.

ماده‌ 30

اين‌ كنوانسيون‌ كه‌ متون‌ عربي‌، چيني‌، انگليسي‌، فرانسه‌، روسي‌ و اسپانيولي‌ آن‌ داراي‌ اعتبار يكسان‌ مي‌باشند، نزد دبيركل‌ ملل‌متحد به‌ امانت‌ گذارده‌ مي‌شود.