سوالی پیرامون کلیت طرح اصلاح قانون انتخابات

زمان مطالعه: < 1 دقیقه

افلاطون مي گويد حتي با وجود يک رهبر خوب نيز توده هاي مردم ممکن است روند هاي نادرستي را طي کنند، چراکه هيچ رهبري وجود ندارد که بدون نقص باشد و در نتيجه براي حفظ موقعيت خود مجبور مي شود شعارهايي را همسو با افکار مردم مطرح کرده و در واقع خود با توده ها همراه شود و باز اين فرضيه مطرح مي شود که چون توده ها غالبا از روي عواطف و هوس تصميم گيري مي کنند، بنابراين رهبران خود به نوعي اسير اين هوس ها مي شوند!
اما نظام جمهوري اسلامي ايران که برآمده از يک اعتقاد ديني و فرهنگي کهن است، در ديباچه قانون اساسي و در فصول مختلف آن سعي نموده است طوري عمل نمايد تا با حضور حداکثري مردم و با نظارت دقيق دستگاه هاي برآمده از آراي مردم نقد و نقص دموکراسي غربي را مرتفع نمايد و خط بطلاني بر تفکراتي چون افلاطون برکشد.
قانون اساسي يک کشور به عنوان قانون مادر، دامن خود را به گونه اي ميگستراند تا توازن و عدالت به گونه اي مساوي بين اشخاص و آحاد ملت تقسيم گردد و همه از مواهب و مزاياي شهروندي استفاده نمايند و ملت براي آينده خويش تصميم و چشم انداز ترسيم نمايد. قانون براي تقسيم آزادي ها همواره بايد به صورت موسع و در خصوص محدودیتها به صورت مضيق تعبير و تفسير گردد تا توده مردم در آسايش و آرامش بيشتر و با احساس کرامتي بالاتر زندگي نمايند.

اما آیا به راستی هم اکنون با اصلاح قانون انتخابات ریاست جمهوری نگرش بالا پابرجا خواهد ماند؟

بدون دیدگاه برای سوالی پیرامون کلیت طرح اصلاح قانون انتخابات

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    دو × دو =