رمز ازر به مثابه دارایی

زمان مطالعه: 3 دقیقه

نظام حقوقی ایران با هر نظام دیگری در جهان بسیار متفاوت است و هرچند در نگاه نخست باور بر این باشد که قانون‌گذاری و تعریف حقوق از مبادی قانونی و رسمی و توسط حکومت انجام می‌پذیرد اما فی‌الواقع این نظام فقهی است که حقوق را تعریف و بر قانون مشروعیت می‌بخشد لذا در این اثنا است که توجه به نحله‌های فقهی موجود و مبانی استدلالی از اهمیت خاص برخوردار می‌شود هرچند که شاید این تفاسیر و تعاریف در متن جامعه موردتوجه قرار نگیرد اما به‌راستی در بطن جامه شیء موجود بوده و به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم، آشکار و نهان، آگاهانه و ناآگاهانه مورداستفاده عقل و نقل قرار می‌گیرد و درنتیجه می‌تواند هنجار ساز، فرهنگ‌آفرین و باور ساز باشد.

همان‌گونه که معنی حقوق و قانون باهم متفاوت است و در واقع، امر محدود نمودن حقوق را قانون می‌گویند مال و دارایی نیز باهم متفاوت‌اند، در قانون تعریفی از مال نشده اما با توجه به مواد قانون مدنی می‌توان آن را این‌گونه تعریف کرد، مال چیزی است که مفید بوده و یک نیاز اعم از مادی یا معنوی را رفع کند و همچنین قابل اختصاص یافتن به شخص معینی باشد. مال با دارایی فرق دارد. دارایی مفهوم گسترده‌تری از مال داشته و جنبه منفی اموال و بدهی‌های فرد را هم شامل می‌شود. لذا آن‌گونه که به نظر می‌رسد می‌توان دارایی را اعم از مال تعریف نمود دقیقاً همان رابطه میان حقوق و قانون نیز در این میان وجود دارد.

امروزه دارایی را به پنج گونه مهم تقسیم‌بندی می‌نمایند، ۱- کالای اقتصادی، ۲- ارز، ۳- سهام، ۴- اوراق قرض و ۵- مشتقات اعتباری.

آنچه که امروزه به‌صورت رایج در جامعه رواج دارد این است که رمز ارزها نوعی ارز هستند و این در حالی است که رمز ارز به علت ماهیت خود ارز یعنی پول واقعی محسوب نمی‌شوند و اگر رمز ارز را پول محسوب ننماییم بسیاری از مواضع و احکام در خصوص آن تعدیل میابد، اما به‌راستی رمز ارز چیست؟ و این قسم از دارایی‌ها در کدام‌یک از دسته‌های مذکور قابل جایگذاری است؟

رمز ارز یک محتوای دیجیتالی است که در عالم محسوسات وجود خارجی ندارد اما دارای اعتبار میان بخشی از جامعه است که آن را مورد شناسایی قرار داده‌اند و می‌دانیم درصورتی‌که در یک جامعه موجودیتی مباح مورد شناسایی قرار گیرد، محترم بوده و می‌توان قواعدی را برای آن متصور بود.

درواقع در اباحه فرقی میان اتیان و ترک عمل نیست و شارع در فعل و ترک آن رضایت دارد، لذا اباحه می‌تواند حکمی وضعی، یعنی حق، در مقابل غصب و حرمت تصرّف در مال دیگری باشد، یعنی اگر شخصی به‌عنوان میزبان مالی را برای میهمان تدارک ببیند، استفاده از آن مال که خود نوعی دارایی است برای میزبان مباح است، با این فرض درصورتی‌که در دنیای رقومی (دیجیتالی) شخصی دارایی مباحی را برای انتقال به شخص دیگر تهیه ببیند، تصرف در آن دارایی مباح و در صورت شناسایی آن دارایی توسط جامعه و ارزش‌گذاری مادی یا معنوی برای آن، آن شیء یا محتوای دیجیتالی دارای ارزش خواهد شد و این ارزش قابلیت مبادله را خواهد داشت.

روشن است که این شناسایی ارتباطی با ارز (پول) نداشته و بر مبانی و بنیادی دیگر استوارشده است و فارغ از حاکمیت، دولت، مرزهای سیاسی و جغرافیایی و دیگر تقسیم‌بندی‌های مبتنی بر قدرت دولت‌ها و تنها بر اساس شناسایی ملت‌ها مستقرشده است لذا در این ساختار توقعی برای شناسایی فرایندهای معمول و معلول دولتی نبوده و این دارایی رقومی راهی دیگر را برای توسعه و تبادل خود می‌پیماید.

از جهتی باید دانست با باور به هدایت تکوینی عالم، ما همه به‌سوی تکامل تدریجی در حال طی طریق هستیم و اگر بر این باور باشیم که حکومت جهانی که بر پایه عدل و انصاف برقرار خواهد شد و نقش حکومت‌های فعلی را به کمترین حالت ممکن تقلیل خواهد داد، باید بر این امر نیز صحه گذاشت که می‌بایست وسیله تبادل بشری نیز از ید قدرت حاکمان خارج و به ملت‌ها واگذار گردد، ابزار تبادل مهم‌ترین ابزار ایجاد عدالت و شقاوت است که اگر میان تمامی آحاد و خارج از کنترل دولت‌ها در دسترس قرار گیرد می‌تواند معادلات بین‌المللی را نیز متحول نماید. نوعی اقتدارگریزی مثبت به نفع فرد فرد جامعه انسانی.

با توجه به تعاریف بیان‌شده، نظام فقهی باید بر اساس رویه اصولیون حرکت نموده و بر مبنای اخباریگری در این زمینه مداقه ننماید که البته همین امر نیز در نظام فقهی فعلی نیز جاری و ساری است، لذا درصورتی‌که از منظر فقهی موجودیت رمز ارز را از پول جدا دانسته و آن را صرفاً یک دارایی باارزش قابل‌تبادل در نظر بگیریم بسیاری از شبهات و کاستی‌ها برطرف شده و می‌توان از این ظرفیت بی‌نظیر برای استقرار عدالت و صدور مبانی بنیادین اسلامی استفاده جست که امید است این امر مورد عنایت واقع گردد.

یک نفر ایستاده در نخلستان🌴

زمان مطالعه: 2 دقیقه

انگار سرنوشت آدمی را با نخل (۱) گره‌زده‌اند، صلح و جنگ، شادی و غم، وصال و فراق جملگی با نخل تعریف‌شده است، درختی به‌سان آدمی، با قامتی قد کشیده، ناظر بر تمام احوالات بشر، از ازل تا به ابد، ایستاده در نخلستان ما را می‌نگرد، هابیل را، قابیل را، شیث و یعقوب را، ابراهیم و اسماعیل را، مریم و عیسی را، محمد را، علی را، زینب و حسین را …

نخل درختی است استوار، صبور و بردبار، ثمردهنده، پایدار، اگر سر از تنش جدا کنی چون آدمی می‌میرد، و چون بدو محبت کنی به تو ثمر می‌بخشد، سایه می‌دهد، قوت می‌دهد…

همین ۳۰ سال پیش بود، جنگ میان حق و باطل، دفاع مقدس را می‌گویم، نخلستان شده بوده سنگر، حامی، برج دیدبانی، صدام که دید به‌غیراز رزمنده نخل نیز پای‌کار آمده است، تاریخ را تکرار کرد، سر از بدنش جدا کرد، با او جنگید، شهیدش کرد، اما چه سود که نمی‌دانست خدا فرموده يا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ المُؤمِنينَ عَلَى القِتالِ إِن يَكُن مِنكُم عِشرونَ صابِرونَ يَغلِبوا مِائَتَينِ وَإِن يَكُن مِنكُم مِائَةٌ يَغلِبوا أَلفًا مِنَ الَّذينَ كَفَروا بِأَنَّهُم قَومٌ لا يَفقَهونَ(۲)، حال که به نخل نگاه می‌کنم تاریخ را مرور می‌کنم و بر استقامتش، صبرش و سینه‌اش غبطه می‌خورم، چه تاریخ‌ها، داستان‌ها، وقایع و دیدارها که ندیده و چه پیام‌ها و نجواها که نشنیده است…

خوب که بنگری نخلستان خود اجتماعی است چون شهر، با بیش از ۲۰۰۰ نحله و نوع، انگار زمانی که خدا آدم و نخل را از تیره‌های مختلف آفریده هر دو را در زمین گسترانیده، نخل و آدمی باهم‌اند، همدم‌اند، انیس، جلیس‌اند، دلارام هم‌اند…

نخل را که می‌نگرم با خود میگویم کسی راست خرما ز نخل بلند، که بر نخل خرما رساند کمند(۳)، که رسیدن به ثمر صبر می‌خواهد و همت…

اگر روزی زمینی، باغی، باغچه‌ای، داشته باشم نخلی در او خواهم کاشت و نامی به او خواهم داد…

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱ – واحد شمارش انسان و نخل و شتر، نفر است.

۲ – سوره مبارکه الأنفال آیه ۶۵.

۳ – نظامی » خمسه » شرف نامه » بخش ۲۴ – پاسخ‌نامه دارا از جانب اسکندر.

 

حاکمیت شرکتی چیست؟

زمان مطالعه: 3 دقیقه

باید دانست که حاکمیت شرکتی چیزی کاملاً متفاوت از فعالیت‌های مدیریت عملیاتی روزانه است که توسط مدیران یک شرکت وضع و اعمال می‌شود. حاکمیت شرکتی درواقع یک فرایند جهت‌دهی و کنترل است که نحوه مدیریت هیئت‌مدیره شرکت را تعیین و بر آن نظارت می‌کند.

حاکمیت شرکتی شالوده‌ای از قوانین، سیاست‌ها و عملکردها است که نحوه مدیریت و نظارت بر عملکرد یک شرکت را با سازوکارهایی مشخص بر عهده هیئت‌مدیره شرکت می‌گذارد؛ ازاین‌رو می‌توان گفت حاکمیت شرکتی شامل اصول شفافیت ، پاسخگویی و امنیت به معنای اعم کلمه است.

درواقع حاکمیت شرکتی ضعیف در بهترین حالت منجر به عدم موفقیت یک شرکت در رسیدن به اهداف اعلام‌شده خود می‌شود و در بدترین حالت ممکن است منجر به سقوط شرکت و ضررهای مالی قابل‌توجه سهامداران شود و این در حالی است که حاکمیت شرکتی خوب ضامن سرمایه سهامداران و حاکمیت شرکتی قوی علاوه بر ضمانت سرمایه، ضامن توسعه مطلوب و متوازن نیز هست.

ازاین‌رو  ظهور حاکمیت شرکتی در شرکت‌های کوچک، متوسط و بزرگ می‌تواند به صورت‌های مختلفی باشد و هر شرکت بر اساس سیاست‌های کلان، اهداف و مأموریت‌های تعریف‌شده خود نظامی متفاوت از دیگر شرکت‌ها را برای حکمرانی شرکتی خود برگزیند.

درهرصورت یکی از اساسی‌ترین اصول حاکمیت شرکتی شناخت سهامداران است و این شناخت می‌تواند خود به دو نوع شناخت انشقاقی تقسیم شود، نخست شناخت شخصیت سهامدار از زاویه تأمین‌کننده منابع مالی اولیه و ثانویه و سپس شناخت جایگاه سهامدار و پایبندی به اصل مسئولیت در برابر او که خود را در گزارشات مجامع نشان می‌دهد، می‌باشد.

از این بابت است که در حکمرانی شرکتی سیاست مجاز بودن سهامداران برای انتخاب هیئت‌مدیره امری حیاتی به‌حساب می‌آید و درنتیجه دستورالعمل اصلی هیئت‌مدیره همواره این است که همیشه به دنبال منافع حداکثری سهامداران خود باشد. لذا بر اساس اصول ابلاغی حکمرانی شرکتی هیئت‌مدیره باید مدیرانی را استخدام و بر آن‌ها نظارت کند که توانایی اداره روزمره شرکت را داشته و علاوه بر آن حافظ منافع شرکت در هر حالی باشند، این بدان معنی است که سهامداران به‌صورت مؤثری در نحوه اداره یک شرکت می‌بایست بتوانند سیاست‌های خود را اعمال و بر آن نظارت نمایند و این امر زمانی می‌تواند ظهور کند که ابلاغ‌ها و پیگیری مصوبات مجامع در قالب یک واحد مدیریتی رصد و نظارت شود.

درواقع تأمین منافع سهامداران بخش عمده‌ای از حاکمیت شرکتی را تشکیل می‌دهد. لذا وجود فرایندهای شفاف، تعیین روال‌های قانونمند و پایبندی به مقررات ابلاغی در این موضوع از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است، تشکیل کارگروه‌های متنوعی چون کمیته‌های ریسک، حسابرسی، منابع انسانی، کمیسیون معاملات و کارگروه‌های واکنش سریع تنها بخشی از ابزارهایی است که در حاکمیت شرکتی می‌توان از آن‌ها استفاده نمود، استفاده از خرد جمعی، تقسیم متوازن کارها و مسئولیت‌ها، پاسخگویی و در یک‌کلام شفافیت جزء عناصر جدایی‌ناپذیر حکمرانی شرکتی است.

از دیگر سو می‌توان گفت جنبه فزاینده و مهم در حاکمیت شرکتی، بحث امنیت است. سهامداران، مشتریان و شرکای تجاری باید اطمینان داشته باشند که اطلاعات آن‌ها در سطوح مختلف توسط کاربران غیرمجاز درز پیدا ننموده یا به آن‌ها دسترسی پیدا نکرده و یا حتی مورد بهره‌برداری غیرقانونی قرار نمی‌گیرند. ازاین‌رو اطمینان از ایمنی فرآیندهای انحصاری و حفاظت از اسرار تجاری شرکت از اهمیت بسیار ویژه‌ای برخوردار‌است، زیرا نقض این فرایندها می‌تواند اعتماد عمومی و سهامداری را تضعیف نموده  و به‌شدت تأثیر منفی بر عملکردها بگذارد، باید دانست که از دست دادن اعتماد سرمایه‌گذار، سهامدار، مشتری و یا شریک تجاری به معنای از دست دادن دسترسی به منابعی است که برای رشد شرکت ضروری است، ازاین‌رو همه افراد شاغل و دارای مسئولیت در یک شرکت، از کارمندان سطح ابتدایی تا اعضای هیئت‌مدیره ، باید اصول حاکم بر شرکت را محترم دانسته و به آن پایبند باشند.

یکی دیگر از کارکردها حکمرانی شرکتی، هماهنگ نمودن تمامی اجزای یک شرکت یا شرکت‌های یک مجموعه با یکدیگر است، استفاده از ظرفیت‌های ایجادشده و یا بالفعل نمودن ظرفیت‌های بالقوه از دیگر راهبردهایی است که باید در حاکمیت شرکتی به آن توجه شود، درواقع سازوکارهای اتصال واحدهای متنوع کسب‌وکاری و ایجاد ارتباط میان شخصیت‌های حقوقی متعدد متصل به یک شرکت مادر، از وظایفی است که در حکمرانی شرکتی به آن توجه می‌شود.

در پایان می‌توان به این موضوع اشاره نمود که هدف از حاکمیت شرکتی تسهیل مدیریت مؤثر، کارآفرینانه و محتاطانه به‌گونه‌ای است که بتواند موفقیت درازمدت شرکت را به همراه داشته باشد.