مجتمع قضایی امور بین‌الملل

زمان مطالعه: 2 دقیقه

همانگونه که دادستان تهران نیز اشاره نموده است، به زودی مجتمع قضایی امور بین‌الملل تشکیل خواهد شد، وجود مجتمع قضایی امور بین‌الملل باعث خواهد شد تا کاستی هایی که در این زمینه داشته ایم تا حدقابل قبولی مرتفع گردد و پرونده های قضایی مرتبط با اتباع بیگانه، قراردادهای بین المللی، تجارت بین المللی و کلا اختلافات حقوقی ناشی از جامعه بین المللی که ممکن است یک طرف آن ایرانی باشد مورد رسیدگی قرار گیرد، حتی این پتانسیل برای مجتمع قضایی امور بین‌الملل وجود دارد تا بتواند به عنوان یک مرجع بین المللی اقدام نماید به گونه ای که تجار سایر کشور ها این مجتمع را صالح به رسیدگی برای اختلافات خود بدانند.

باید توجه نمود در حال حاضر به علت رشد بی سابقه صادرات غیر نفتی ایران، قرارداد های بی شماری نیز با اتباع دیگر کشور ها بسته می شود، که وجود چنین مجتمعی می تواند راه گشای بسیاری از اختلافات حقوقی و قانونی باشد.

بیش از این رسیدگی به جرائم دیگر اتباع کشور ها در دادگاه های عمومی صورت می پذیرفت و همچنین چندین سال قبل چند شعبه مخصوص برای قرارداد های خارجی اختصاص یافته بود که امید است با راه اندازی مجتمع قضایی امور بین‌الملل تمامی این پرونده ها به صورت تخصصی در این مجتمع مورد رسیدگی واقع گردد.

وجود یک دادگاه صالح متخصص در امور بین الملل می تواند جایگاه ایران را در منطقه ارتقاء بخشد و موجبات رشد و تعالی بیش از پیش نظام قضایی را مهیا نماید.استفاده از قضات متخصص و وکلای متخصص در امور بین الملل با توجه به تعلیمات آکادمیکی که در این زمینه در کشور وجود دارد باعث خواهد شد تا زنجیره و پیوند قوه قضائیه با جامعه دانشگاهی بیش از پیش محکم شده و عدالت به صورت بهتری اجرا گردد، لازم به ذکر است که امروزه گرایش های مختلف حقوقی در سطح کارشناسی ارشد و در رابطه با حقوق بین المللی تدریس می گردد که می تواند نیاز جامعه قضایی را تا حدی تامین نماید.

لینک خبر

اصل 142 قانون اساسی

زمان مطالعه: 2 دقیقه
یکی از اصول بسیار مترقی قانون اساسی کشور ما اصل 142 می باشد اصلی که با اندک تغییرات شکلی بعد از تغییرات قانون اساسی همچنان استوار و پابرجاست و موجبات ایجاد نظام عادلانه حقوقی را ایجاد می کند، مطابق این اصل رئیس قوه قضائیه موظف است دارائی های رهبر، رییس جمهور، معاونان رییس جمهور، وزیران و همسر و فرزندان آنان را قبل و بعد از خدمت رسیدگی نماید تا برخلاف حق افزایش نیافته باشد.
از اینرو مجلس طرحی را جهت بررسی اموال و دارائی ها در سال 86 تقدیم مجلس نمود که به علت پاره ای از ابهامات از سوی شواری نگهبان به مجلس برگردانده شد در همین زمان دولت نیز لایحه ای با عنوان “شفاف سازی و رسیدگی به اموال و دارایی مسئولان کشور پس از پیروزی انقلاب اسلامی” به مجلس تقدیم نمود البته این لایحه در دوره های هفتم ، هشتم و نهم برای چندمین بار تقدیم شده بود که متاسفانه به علت خلط بین این لایحه و طرح مجلس، موضوع در میان انبوه موضوعات دیگر به فراموشی سپرده شد.
اصولا هدف عالی طرح مجلس و همچنین لایحه دولت صیانت از مسئولان کشور در برابر اتهام های مالی است به گونه ای که باعث می شد پس از لازم الاجرا شدن طرح مجلس، یکی از شرایط تصدی پست ریاست جمهوری اعلام فهرست اموال و دارایی رئیس جمهور، همسر و فرزندان تحت تکفل وی قرار گیرد نکته ای که از سوی شورای نگهبان قانون اساسی مورد ابهام تشخیص داده شد و به مجلس بازگردانیده شد. در حال حاضر نیز این طرح در مجمع تشخیص مصلحت نظام،شورای نگهبان و مجلس در حال طی نمودن تشریفات قانونی و اصلاح برخی از عبارات است تا بتواند به صورت اتم و اکمل تصویب و اجرایی گردد.
البته باید توجه داشت که بحث های زیادی نیز بر روی تفسیر اصل 142 انجام شده است به گونه ای که برخی معتقد به حصری بودن موضوع و برخی نیز باور بر تمثیلی بودن موضوع دارند، در هر حال دفتر اجرای اصل 142 قانون اساسی امروزه وظیفه رسیدگی به این اصل را داراست که برای نیل به هدف خود از عموم مردم نیز کمک می گیرد و تا کنون گزارش هایی را نیز اعلام نموده است که با دستور رئیس قوه قضائیه برخی از پرونده ها مختومه اعلام گردیده است.
در هر حال در نظام جمهوری اسلامی ایران، مسئولان بالا رتبه بار ها و بارها با رویی گشاده از بررسی اموال خود استقبال نموده اند که این خود نشان از پاکدستی مسئولان دارد، هرچند که این اعلام وظایف دفتر اجرای اصل 142 قانون اساسی را کاهش نخواهد داد و عموم مردم انتظار دارند که مجلس شورای اسلامی، شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام در اقدامی هماهنگ و قوی گام های محکمی را جهت تصویب نهایی طرح مجلس یا لایحه دولت و یا هر قانون دیگری که منجر به شفافیت موضوع اموال و دارائی های مسئولان نظام شود بپردازند.

لینک خبر

نقدی بر مواد 39 و 40 قانون مجازات اسلامی

زمان مطالعه: 3 دقیقه
یکی از مشکلات اساسی جامعه امروز، عدم کارشناسی دقیق کارها و به رسمیت نشناختن کارشناسان در حوزه تخصصی خویش است، به گونه ای که امور توسط کسانی کنترل و برنامه ریزی می شود که صلاحیت واقعی رسیدگی به امر محوله را ندارند.
چندی پیش شاهد ابلاغ قانون مجازات اسلامی بودیم که بعد از سالها بحث ومجادله و مذاکره تصویب شد و قانون قبلی را ملغی الاثر نمود، قانونی که پیش بینی می شد که با پیشرفت علوم نظری و جوامع بشری ارتقاء محسوسی پیدا نماید و علوم و فنون روز در آن مد نظر قرار گیرد و ستونی باشد برای به رخ نشاندن فرهنگ اسلامیِ شیعیِ ایرانی، اما متاسفانه علی رقم نقد های بسیار شاهد هستیم قانونی تصویب شده است که در مواد متعدد دارای ابهامات حقوقی است و از جمله آن مواد 39 و 40 قانون مجازات اسلامی است به گونه ای حتی صدای رئیس قوه را نیز در آورده است، لذا فقط جهت شرح مختصری به همین دو ماده اشاره می گردد.
متن این دو ماده به این شرح است:
ماده 39- در جرائم تعزيري درجه هفت و هشت، در صورت احراز جهات تخفيف چنانچه دادگاه پس از احراز مجرميت تشخيص دهد كه با عدم اجراء مجازات نيز مرتکب، اصلاح مي‌شود در صورت فقدان سابقه كيفري مؤثر و گذشت شاكي و جبران ضرر و زيان يا برقراري ترتيبات جبران آن، مي‌تواند حكم به معافيت از كيفر صادر كند.
ماده 40- در جرائم موجب تعزير درجه شش تا هشت دادگاه مي‌تواند پس از احراز مجرميت متهم با ملاحظه وضعيت فردي، خانوادگي و اجتماعي و سوابق و اوضاع و احوالي كه موجب ارتكاب جرم گرديده در صورت وجود شرايط زير صدور حكم را به مدت شش ماه تا دو سال به تعويق اندازد:
1- وجود جهات تخفيف،
2- پيش‌بيني اصلاح مرتكب،
3- جبران ضرر و زيان يا برقراري ترتيبات جبران،
4- فقدان سابقه كيفري مؤثر.
تبصره- محكوميت مؤثر، محكوميتي است كه محكوم را پس از اجراء حكم، بر اساس ماده (25) اين قانون تبعاً از حقوق اجتماعي محروم مي‌كند.
همانگونه که دیده می شود، در این دو ماده اختیاراتی به قاضی داده شده است که اصولا طبق اصول اسلامی و حتی قانون اساسی غیر قابل اعطا است.
بدواً باید دانست اکثر قضات قوه قضائیه ما به معنای واقعی کلمه قاضی نیستند بلکه ماذون هستند برای حل اختلاف طرفین دعوی آن هم  تنها طبق اصول قانونی و در صورتی که قانون در مواردی مسکوت و یا امری را پیشبینی نکرده باشد، آنها امکان استفاده از فتاوای مشهور را دارند، نشستن بر کرسی قضاوت در اسلام امری خطیر است که اصولا اجازه آن  تنها و تنها در دست امام معصوم و یا جانشینان اوست که بررسی این بحث در این اینجا نمی گنجد، اما مساله ای که در این دو ماده بدان پرداخته شده است اجازه ای است که این اجازه طبق اصول قانون اساسی به رئیس قوه داده نشده است و اختیارات آن در دست رهبر معظم انقلاب اسلامی می باشد. از دیگر سوی سیستم حقوقی کشور ما بر اساس سیستم کدقانون (سیول لا) طراحی شده است برخلاف اکثر کشور های انگلیسی زبان که سیستم حقوقی آنان بر اساس سیستم حقوقی رویه ای(کامن لا) است. از اینرو در ایران نمی توان دست قاضی را چنان باز گذاشت که وی بتواند بر اساس نظر شخصی خود و بر اساس رویه های انضباطی موجود تصمیم بگیرد، بلکه او می بایست بر اساس مر قانون اقدام به انشای رای نماید، لذا اینکه قانون در این مواد دست وی را به گونه ای باز بگذارد که او بتواند راسا و شخصا بر اساس استنباط انضباطی خویش تصمیم بگیرد امری اشتباه و ابهام دار است و این باعث خلط دیدگاه های قضایی در تصمیم گیری شده و شاید حتی بار سنگینی را بر دوش قوه قضائیه جهت سامان دادن این آرا تحمیل نماید.
لذا به نظر می رسد اگر این قانون قبل از تصویب و ابلاغ به صورت باز و آزاد در دسترس جوامع آکادمیک و متخصصین و نظریه پردازان و مستشاران قرار می گرفت می توانست باعث پویایی بیش از پیش آن گردد، هرچند این نکته نیز حایز اهمیت است که قانون جدید تاسیسات بسیار خوبی را نیز در بر دارد و مطالعه آن نشان می دهد که زحمات بسیاری برای تدوین آن کشیده شده است، حال نیز شخصا معتقد هستم در صورت ایجاد همدلی و همکاری میان قوه ای و میان دستگاهی می توان نواقص موجود را هرچه سریعتر مرتفع نمود، به امید آنکه جامعه ای اسلامی و قانونمند در سطوح عالی بین المللی داشته باشیم انشاءالله

لینک خبر