رمزینه غیرمعوض!

زمان مطالعه: ۲ دقیقه

رمزینه غیرمعوض یا همان (Non-fungible token) گونه‌ای جدید از رمز پایه‌ها هستند که برخلاف رمز ارزها (₿) قابلیت استخراج نداشته و برای اعتبارسنجی و اصالت‌سنجی محصولات (کالا و خدمات) مورد استفاده قرار می‌گیرند، رمزینه‌های غیرمعوض می‌توانند برای بسیاری از محصولات و مدارک (اسناد حقوقی) مورد استفاده قرار گیرند مثلاً می‌توان از آن‌ها برای رمزینه کردن دارایی‌هایی چون سهام و اوراق قرضه استفاده نمود و یا محصولات را بر اساس آن شناسنامه‌دار کرده و به‌جای نقل‌وانتقال محصول مورد نظر، رمزینه غیرمعوض آن را مورد تبادل قرار داد، درهرصورت رمزینه‌ غیرمعوض (NFT) از منظر حقوقی سندی دیجیتالی است که دارنده آن، مالک محصول و سند تطابق داده شده با آن رمزینه، شناخته می‌شود و با انتقال آن از یک شخص به شخص دیگر این مالکیت نیز در قالب‌های گوناگون منتقل می‌گردد.

رمزینه‌های غیرمعوض، سند دیجیتالی اموال شناخته می‌شوند.

ابزارهای رمزینه غیرمعوض می‌تواند تمامی دارایی‌های مادی و معنوی موجود در عالم را تحت پوشش خود قرار داده و بسیاری از پیچیدگی‌های شناسایی و نقل‌وانتقال این نوع مالکیت‌ها را بر اساس زیرساخت‌های زنجیره بلوکی مرتفع سازد، درواقع عدم امکان جعل، انکار و تردید در این نوع بهامهرهای رمزینه شده‌ی غیرمعوض اموال، بستری مهیا خواهد کرد تا مالکان آثار و محصولات و اسناد بدون دغدغه در خصوص اصالت‌سنجی و صیانت فیزیکی از اسناد و مدارک مالکیت خود، اقدام به انتقال این‌گونه دارایی‌ها نمایند، باید توجه داشت این ابزار شفافیت در عملکرد را به شدت ارتقاء می‌بخشد و از سندسازی به شدت جلوگیری می‌نماید.

بر این اساس از منظر حقوقی می‌توان تمام مالکیت‌ها را رمزنگاری نموده و بر بستر زنجیره بلوکی آن‌ها را برای عرضه، ارائه نمود، حال فرقی نمی‌کند که دارایی دارای ما‌به‌ازای فیزیکی در دنیای محسوسات است یا صرفاً یک دارایی معنوی و فکری در دنیای غیرمحسوسات، آنچه مهم است این است که مالکیت خالقین آثار به شیوه‌ای انکارناپذیر قابلیت ثبت دارایی خود را دارا خواهد شد.

در این میان دارنده رمزینه غیرمعوض می‌تواند مالکیت خود را با قبضِ (استیلاء بر مبیع) بهامهر تخصیص داده‌شده به محصول موردنظر اثبات و از منافع مال خود به هر نحو برخوردار گردد، به طور مثال با انتقال یک رمزینه غیرمعوض می‌توان مالکیت یک موسیقی، اثر هنری، مالکیت حق نشر یک اثر چاپی یا مالکیت یک مال منقول یا غیرمنقول فیزیکی مانند خانه و زمین را به شخص دیگری منتقل نمود.

رمزینه‌های غیرمعوض یا همان (NFT)ها را می‌توان برای مقاصد بسیار گوناگونی استفاده نمود، این استفاده می‌تواند در انواع عقود معوض و غیرمعوض مورداستفاده قرار گیرد و یا به عنوان تضامین در دادگاه‌ها، بانک‌ها و مراجع قانونی و شخصی مورد توجه قرار گیرد و یک انقلاب و دگرگونی در حوزه حقوق به وجود آورد، تحولات حقوقی از زمانی که دارایی‌های رقومی پا به عرصه زیست اجتماعی نهاده است همواره با دگردیسی‌های متفاوتی روبرو بوده تا به آنجا که غالباً در کشورهای مبتنی بر قوانین و مقررات نوشته محور، یک عقب‌ماندگی مفهومی و عملیاتی فی‌مابین حقوق‌دانان، مهندسان و استفاده کننده‌گان از ابزارهای دیجیتالی خلق شده بر لبه فناوری به وجود آمده است که امید است با کاهش این شکاف، شاهد استفاده‌های مثمر ثمر و مؤثر این‌گونه ابزارها در زمینه‌های متفاوت باشیم.

۲ دیدگاه برای رمزینه غیرمعوض!

  1. هومن گفت:

    درود دکتر نعناکار عزیز.
    سپاس از مطلب مفید شما.
    توضیح بفرمایید اینکه اولین توییت از این طریق فروخته شده، دقیقا مالکیت چه چیز انتقال پیدا کرده؟
    وقتی پلتفرم و اکانت صاحب دیگری دارد و هر زمان که بخواهد می‌تواند آن را از بین ببرد، چگونه می‌توان بخشی از محتوای تولید شده در آن را ارزش به حساب آورد؟
    و اینکه چگونه می‌توان مالکیت دارایی‌های نامشهود و انتفاع از آنها را از این طریق منتقل کرد؟
    و در نهایت آیا این سازوکار قابل اتکا و پیگیری در نظام حقوقی موجود هست یا نه؟
    سپاس مجدد از شما

    • سلام دوست عزیز
      در خصوص فروش اولین توییت یا اولین اثر هنری (نقاشی دیجیتال) مطالب فراوانی در اینترنت است که می‌توانید به آن‌ها رجوع بفرمایید.
      در خصوص پلتفرم، اگر با ساختار زنجیره بلوکی آشنا باشید متوجه خواهید شد که این ساختار متمرکز نیست که بتوان بر آن اعمال حاکمیت نمود و شاید این‌یکی از مزایای چنین سامانه‌ای باشد.
      در خصوص انتقال اسناد مالکیت دارایی‌های نامشهود، همان‌گونه که این دارایی‌ها در فضای فیزیکی (مخصوصا استاندارد شماره ۱۷ حسابداری و قواعد حمایت از مالکیت فکری در دو حوزه ادبی و صنعتی) و با اسناد قابل استناد است با استفاده از ابزار توکنایز نیز می‌توان اعتبار آن‌ها را ثابت نمود.
      در نظام حقوقی ایران منعی در خصوص گسترش چنین ساختاری وجود ندارد مخصوصاً با استناد به قانون تجارت الکترونیکی و تعریف داده‌پیام و داده‌پیام مطمئن می‌توان چنین ساختاری را گسترش داد هرچند که پذیرش آن توسط عامه مورد بحث و نیازمند فرهنگ‌سازی است.
      موفق باشید

  2. دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    پانزده + 7 =