زمان مطالعه: 2 دقیقه
جنگ پدیده ای تاریخی است و برای تعریف آن دو نظر وجود دارد:
- نظریه اول: جنگ ذات انسان است، زیرا گفته می شود انسان ذاتاً شرور است، مثل هابس که معتقد است اگر جنگ نکنید با شما جنگ خواهند کرد و از اینرو معتقدند بشر به دو دسته تقسیم می گردند: الف) نژاد برتر. ب) نژاد بربر.
جنگ وسیله است برای رام نمودن انسانهای دون زیرا که از انسان های برتر تبعیت نمی کنند، برای همین است که ارسطو به اسکندر می گوید بعد از حمله به ایران، ایرانیان را برده خود نماید.
نظریه بالا همچنان امروزه و در دنیای معاصر نیز مطرح می گردد، به طور مثال هیتلر گفته است به موجب طبیعت ما برتر هستیم و یا پریزیدنت بوش گفته است فرهنگ آمریکایی فرهنگ برتر است.
این نظریات امروزه به گونه ای متفاوت ظهور نموده، به طور مثال فوکویاما بعد از فروپاشی شوروی سابق بیان نمود، آخرین نسخه اداره بشر نسخه لیبرال دموکراسی است. همچنین نومحافظه کاران عقیده دارند رسالت آنان ایجاب می کند فرهنگ آمریکایی را بر دنیا حاکم نمایند، لذا برای این منظور آمریکایی ها برای غالب نمودن فرهنگ خود از عالی ترین تجهیزات نظامی استفاده مینمایند، بدین منظور آمریکایی ها دشمنی ساختند به نام تروریسم (War on Global terrorism) از این رو واقعه ۱۱ سپتامبر به صورت مشکوکی اتفاق می افتد.
- نظریه دوم: جنگ محصول دو علت است:
- فزون طلبی
- انحرافی که علمای دین در ادیان ایجاد نمودند.
در هر حال می توان بیان نمود از منظر غرب جنگ را می توان به ۳ دوره تقسیم نمود:
- تا جنگ جهانی اول
- فروپاشی دوم یا پایان جنگ سرد
- پس از پایان جنگ سرد
تا زمان جنگ جهانی اول تمام متفکران جنگ را می ستایند، سن آگوستین، ارسطو و افلاطون از این نظریه دفاع می کنند و همچنین ماکیاول معتقد بود حکمران نباید هیچگاه از جنگ غفلت کند، همچنین هگل بیان می داشت نزاع بین ایده ها امری قهری است و نیچه نیز معتقد بود باید به مسیحیت به این جهت که دعوت به فروتنی می نماید باید تازید.
از اینرو است که امروزه صلح باید به عنوان ابزاری برای جنگ ها نوین پیگیری گردد و کوتاه ترین صلح ها بیش از طولانی ترین جنگ ها است، جنگ چنان در دید آنان مقدس است که هر هدفی را مقدس می کند و همگان را به آن تشویق می نماید، کانت معتقد است صلح حالت طبیعی نیست بلکه این جنگ است که حالتی طبیعی دارد؛ لذا تنها چیزی که موجب تغییر موضع غرب به جنگ شد، جنگ اول و دوم بود که در این جنگ ده ها میلیون از خودشان را کشتند.
بند ۴ ماده ۲ منشور، توسل به زور در روابط بین الملل ممنوع است، همچنین تهدید نیز ممنوع است، لذا سنگ بنای سازمان ملل قصد ممنوعیت توسل به زور در روابط بین الملل است.
لذا جنگ ممنوع می گردد مگر در دو حالت: ۱- مجوز شورای امنیت. ۲- دفاع مشروع.
در دفاع مشروع نیز سه حالت متصور است: ۱- ضرورت داشته باشد. ۲- تجاوز صورت پذیرفته باشد. ۳- متناسب با تجاور باشد.