ثبت مستند و پیگیری حقوقی خسارات جنگ، ضرورتی ملی است

زمان مطالعه: 2 دقیقه
در پی تجاوز آشکار رژیم صهیونیستی به خاک ایران، یک وکیل دادگستری، بر لزوم مستندسازی جامع خسارات جنگ تأکید کرد و خواستار پیگیری حقوقی از مجامع بین‌المللی برای حمایت از قربانیان و مطالبه غرامت شد.
محمد نعناکار، وکیل پایه یک دادگستری، در گفت‌وگو با خبرنگار قضایی خبرگزاری فارس با تأکید بر مسئولیت نهادهای حقوقی و دستگاه‌های مسئول در قبال تجاوز آشکار رژیم صهیونیستی به خاک جمهوری اسلامی ایران، خواستار ثبت جامع و مستند خسارات مادی و معنوی ناشی از این جنگ شد.وی با اشاره به نقض آشکار اصول بنیادین حقوق بین‌الملل، از جمله اصل منع توسل به زور مندرج در منشور ملل متحد، تصریح کرد: در چنین شرایطی، ضروری است دستگاه‌های ذی‌ربط با بهره‌گیری از استانداردهای بین‌المللی، تمامی ابعاد خسارات وارده شامل زیان‌های اقتصادی، تخریب زیرساخت‌ها، آسیب‌های وارده به غیرنظامیان، خسارات فرهنگی، زیست‌محیطی و روانی را به‌طور دقیق مستندسازی و ثبت کند.نعناکار همچنین بر لزوم استفاده از ظرفیت‌های موجود در حقوق بین‌الملل بشردوستانه، به‌ویژه کنوانسیون‌های چهارگانه ژنو ۱۹۴۹ و پروتکل‌های الحاقی آن تأکید کرد و افزود: این اسناد بین‌المللی صراحتاً دولت‌های متجاوز را نسبت به حفاظت از جان و مال غیرنظامیان، محیط زیست و تأسیسات حیاتی در زمان جنگ مسئول می‌دانند.وی با اشاره به موارد متعدد نقض حقوق بشر از جمله حق حیات، حق آموزش، حق سلامت و بهره‌مندی از محیط زیست سالم، اظهار داشت: این حقوق که در اسنادی چون اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق‌های بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی و اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تضمین شده‌اند، طی این تجاوز هدف قرار گرفته‌اند. از این رو، جمهوری اسلامی ایران می‌تواند با استناد به اصل مسئولیت بین‌المللی دولت‌ها، از طریق مراجع بین‌المللی نظیر دیوان بین‌المللی دادگستری (ICJ) و دیوان کیفری بین‌المللی (ICC)، نسبت به پیگیری حقوقی اقدام کند.
این وکیل دادگستری در ادامه خواستار تدوین لوایح ملی، تشکیل نهادهای مستقل برای پیگیری حقوقی و جبران خسارات جنگ و حمایت از قربانیان شد و تأکید کرد که اقدامات داخلی باید هم‌افزا با مسیرهای بین‌المللی دنبال شوند.او افزود: ضروری است دستگاه‌های مسئول با همکاری کارشناسان حقوق بین‌الملل و استفاده از تجارب کشورهای مشابه، پرونده‌های مستند، دقیق و قابل دفاع تهیه کنند تا در محاکم بین‌المللی یا مذاکرات دو یا چندجانبه مورد استفاده قرار گیرد.نعناکار همچنین با تأکید بر اهمیت بهره‌گیری از آموزه‌های حقوقی گذشته، تصریح کرد: در عین حالی که نگاه ما به مقاومت و پیروزی نهایی در گفتمان عاشورایی و ظهور آخرالزمانی است، غفلت از پیگیری‌های حقوقی می‌تواند فرصت‌های مهمی را از کشور سلب کند. بنابراین، مسیر حقوقی باید با قاطعیت و پشتوانه علمی و مستند دنبال شود.وی سخنان خود را با این امید به پایان رساند که با برنامه‌ریزی دقیق، همدلی ملی و استفاده از ظرفیت‌های حقوق بین‌الملل، راه برای احقاق حقوق ملت ایران هموار شود.

ممیزی حقوقی در صنعت فناوری؛ از تجربه میدانی تا نگاه فقهی و حقوقی

زمان مطالعه: 2 دقیقه

تجربه من در کار با هلدینگ فناوری اطلاعات و ارتباطات FANAP ، این آموزهها را برایم به ارمغان داشته است که در زیستبوم پویای فناوری اطلاعات، ممیزی حقوقی (Legal Audit) نهتنها ابزاری ضروری برای مدیریت ریسکهای حقوقی است، بلکه یکی از الزامات بنیادی برای تضمین انطباق با الزامات قانونی داخلی و بینالمللی به شمار میرود.

در حوزه شرکتهای فناوریمحور، تعهدات حقوقی متنوع و گاه پیچیدهای وجود دارد؛ از جمله رعایت قوانین ناظر بر حفاظت از دادههای شخصی مانند قانون جرایم رایانهای، آییننامههای اجرایی مرتبط با حریم خصوصی دادهها و نیز مقررات عمومی حفاظت از دادههای اتحادیه اروپا (GDPR). همچنین تنظیم دقیق قراردادهای توسعه نرمافزار، توافقنامههای SLA، سیاستنامههای حفظ حریم خصوصی، و مدیریت حقوق مالکیت معنوی بر کد منبع، پایگاه داده و الگوریتمها از الزامات کلیدی و بعضاً مخاطرهزا است.

بر اساس این تجربیات، دریافتم که ممیزی حقوقی موفق باید مبتنی بر اصول متقن حقوقی و فقهی صورت گیرد؛ اصولی مانند قاعده لزوم در قراردادها، اصل وفاداری و حسن نیت در تعهدات قراردادی، قاعده تقدم قانون خاص بر عام، و اصل شفافیت و پیشبینیپذیری در تنظیم روابط دادهای و قراردادی. ممیزی دقیق، با تکیه بر این مبانی، کلیه مستندات، سیاستها و فرآیندهای حقوقی را بهگونهای نظاممند تحلیل میکند و میزان انطباق عملکرد سازمان با مقررات نهادهای ناظر همچون سازمان نظام صنفی رایانهای و کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه را مورد ارزیابی قرار میدهد.

به اعتقاد من، ممیزی حقوقی نهفقط واکنشی نسبت به ریسکهای فعلی، بلکه اقدامی راهبردی و آیندهنگر است؛ اقدامی برای محافظت از داراییهای نامشهود سازمان، تقویت اعتبار تجاری، تسهیل مسیر جذب سرمایه و ایجاد بستر حقوقی برای رشد در محیطی که از حیث قانونی همواره در حال تغییر و تکامل است.

تحلیل بند ۲۶ سیاستهای کلی برنامه هفتم توسعه با رویکرد نظم حقوقی جمهوری اسلامی ایران

زمان مطالعه: 2 دقیقه

سیاست‌های کلی برنامه پنج‌ساله هفتم توسعه جمهوری اسلامی ایران که با اولویت «پیشرفت اقتصادی توأم با عدالت» از سوی مقام معظم رهبری ابلاغ شده است، واجد نکات بنیادینی در حوزه ساختاری، اقتصادی، فرهنگی و به‌ویژه قضایی است. بند ۲۶ این سیاست‌ها، که در بخش «اداری، حقوقی و قضایی» گنجانده شده، محور تمرکز این نوشتار است. این بند تلاش دارد تا با بازنگری در سازوکارهای قوه قضائیه، این نهاد بنیادین حاکمیتی را متناسب با اقتضائات روز و در راستای عدالت مؤثر و کارآمد بازتعریف کند.

۱. پیشگیری از وقوع جرم و دعاوی:
در ادامه سیاست کیفری پیشگیرانه که در قوانین متعدد از جمله قانون پیشگیری از وقوع جرم (۱۳۹۴) مورد توجه قرار گرفته، بند ۲۶ با تأکید مجدد بر پیشگیری، از دستگاه قضا می‌خواهد تا بار خود را از طریق کاهش ورودی پرونده‌ها سبک کند. این رویکرد می‌تواند با تقویت نهادهای شبه‌قضایی، توسعه آموزش‌های عمومی و ارتقاء فرهنگ حقوقی شهروندان پیاده شود.

۲. هوشمندسازی فرآیندها:
اشاره به هوشمندسازی، فراتر از الکترونیکی شدن خدمات است. تحول دیجیتال در دستگاه قضایی باید با بهره‌گیری از هوش مصنوعی، کلان‌داده، اتوماسیون پرونده‌ها و تحلیل پیشگویانه در دادرسی همراه باشد. این تحول نیازمند تدوین ضوابط حقوق فناوری و حفظ اصول دادرسی منصفانه است.

۳. اجرای کامل حدنگار:
طرح کاداستر، ابزاری برای شفاف‌سازی مالکیت‌ها و کاهش دعاوی ثبتی است. با اجرای کامل آن، بستر بسیاری از منازعات ملکی و فسادهای ثبتی از بین خواهد رفت. این موضوع علاوه بر کاهش بار دستگاه قضا، گامی اساسی در راستای حکمرانی شفاف املاک است.

۴. حمایت قضایی از سرمایه‌گذاری و امنیت اقتصادی:
در شرایطی که فضای کسب‌وکار نیازمند ثبات حقوقی است، ورود قوه قضائیه به عنوان تضمین‌کننده امنیت سرمایه‌گذاری، تحولی راهبردی است. ایجاد شعب تخصصی اقتصادی، آموزش قضات در حوزه حقوق تجارت و تنظیم‌گری فعال در تعارضات اقتصادی، از پیش‌نیازهای این بند است.

۵. توسعه روش‌های غیرقضایی حل‌وفصل اختلافات:
ترویج داوری، میانجی‌گری، شوراهای حل اختلاف و ظرفیت‌های مردمی همچون سمن‌ها و ریش‌سفیدان محلی، می‌تواند نقش مهمی در کاهش اطاله دادرسی ایفا کند. استفاده از این ظرفیت‌ها نیازمند ارتقاء آموزش‌های حقوقی و نهادسازی جدید است.

۶. تقویت منابع قوه قضائیه:
استقلال دستگاه قضا، وابسته به استقلال مالی و تأمین منابع انسانی متخصص است. تأکید بر تثبیت سهم بودجه‌ای، تلاشی برای رهایی این نهاد از وابستگی مالی به دولت و تضمین بهره‌وری آن در مسیر تحقق عدالت است.

۷. ارتقاء علمی و اخلاقی ضابطان:
ضابطان دادگستری به عنوان بازوی اجرایی فرآیند کیفری، نقش تعیین‌کننده‌ای در تحقق عدالت دارند. آموزش مستمر، نظارت کیفی و تدوین آیین‌نامه‌های اخلاقی و رفتاری برای آنان ضروری است.

۸. کاهش عناوین مجرمانه و مجازات زندان:
سیاست جرم‌زدایی و حبس‌زدایی از مصادیق عدالت ترمیمی است. تجدیدنظر در قوانین کیفری، استفاده از جایگزین‌های حبس و حذف جرائم غیرضرور، راهبردی در راستای کاهش جمعیت کیفری و ارتقاء کارآمدی دستگاه عدالت است.

بند ۲۶ سیاست‌های کلی برنامه هفتم توسعه، به درستی بر تحول ساختاری، محتوایی و فناورانه قوه قضائیه تأکید دارد. اجرای واقعی و نه صرفاً شعاری این بند، می‌تواند اعتماد عمومی به عدالت، کارآمدی نظام دادرسی و هماهنگی میان توسعه اقتصادی و حقوقی کشور را تقویت کند. تحقق این اهداف، نیازمند اراده سیاسی، تدوین قوانین مکمل، و ایجاد سازوکارهای نظارتی و اجرایی دقیق است.