عوامل مؤثر در وحدت و اتحاد از نگاه امیرالمؤمنین علیه السلام
1 – حضرت علی عليه السلام در اين خصوص ميفرمايد: « فان الله سبحانه بعث محمداً صلي الله عليه و آله تديراً للعالمين، و مهينا علي المرسلين فلما مضي صلي الله عليه و آله تنازع المسلمون الامرين بعده » خداوند سبحان محمد (ص) را فرستاد تا مردم جهان را بيم دهد و گواه بر پيامبران باشد، چون رسول الله (ص) درگذشت مسلمانان در امر خلافت به نزاع پرداختند.
2 – حضرت علی عليه السلام در ضمن خطبهاي ميفرمايد: من در ميان مردمي گرفتار شدهام كه نه فرمانم را اطاعت مي كنند و نه دعوتم را اجابت مي نمايند. اي بي پدران در ياري كردن پروردگارتان منتظر چه هستيد. سپس مي فرمايد: «اما دين يجمعكم ولا حميه تحمشكم ؟» شما نه دين داريد كه به رابطه آن گرد هم جمع شويد؟ و نه تعصب و غيرتي كه به انگيزه آن بر دشمن بتازيد. ميبينيم كه حضرت عليه السلام دين را يكي از محورهاي وحدت و يكپارچگي ميداند و آن را عامل وحدت مي شمارد.
3 – كتاب و قانون مدون الهي
4 – امام و رهبر از مصاديق بارز وحدت مضامين است كه امت در محور وجودش به هم پيوند مي خورند و مردم در گرداگرد شما يكپارچه و هدفمند مي شوند. حضرت عليه السلام در تشريح اين موضوع ميفرمايد: « و انما انا قطب الوحي: تدور علي و الا بمكاني، فاذا فارفته استحار مدارها، و اضطرب ثقالها » يعني: در حالي كه واقعيت جز اين نيست كه من قطب آسيابم، چرخهاي كشور بايد بر محورم هموار بچرخد و من در جاي خويش ثابت بمانم. اگر لحظهاي جايگاهم را رها كنم، مدارش سرگردان مي شود و سنگ زيرين آن به لغزش مي گرايد. وحدت و برادري در ميان قبايل كينه توز عرب اهميت موضوع فوق از نظر دانشمندان و مورخان حتي دانشمندان و مورخان مسلمان مخفي نمانده و همگي با اعجاب فراوان از آن ياد كردهاند. به عنوان نمونه: (جان ديون پورت) دانشمند معروف انگليسي مي نويسد: «محمد (ص) يك نفر عرب ساده، قبايل پراكنده كوچك و برهنه و گرسنه كشور خودش را مبدل به يك جامعه فشرده و با انضباط نمود و در ميان ملل روي زمين آنها را با صفات و اخلاق تازهاي معرفي كرد و در كمتر از سي سال، طرز و روش امپراطور قسطنطنيه را مغلوب كرد و سلاطين ايران را از بين برد. سوريه و بين النهرين و مصر را تسخير كردو دامنه فتوحاتش را از اقيانوس اطلس تا كرانه درياي خزر تا رود سيحون بسط داد .» توماس كارل ميگويد: «خداوند، عرب را به وسيله اسلام از تاريكيها به سوي روشناييها هدايت فرمود، از ملتي خموش كه نه صدايي از آن ميآمد و نه حركتي از آنان محسوس بود، ملتي به وجود آورد كه از گمنامي به سوي شهرت، از سستي به سوي بيداري، از پستي به سوي فراز و از عجز و ناتواني به سوي نيرومندي سوق داده شده، نورشان از چهار سوي جهان تابيد. از اعلان اسلام يك قرن بيشتر نگذشته بود كه مسلمانان يك پا در هندوستان و پاي ديگر در آندلس نهادند و بالاخره در همين مدت كوتاه اسلام بر نصف دنيا نورافشاني كرد. «دكتر گوستاولوبون» به اين حقيقت اين چنين اعتراف كرده است: «تا زماني اين حادثه حيرت انگيز يعني زمان (اسلام) كه دفعتاً نژاد عرب را با لباس جهانگيري و خلق معاني به ما نشان داد، هيچ يك از قسمتهاي عربستان نه جزء تاريخ تمدن شمرده مي شد و نه از حيث علم يا مذهب نشاني از آن بود .»
5 – عواطف و احساسات از جمله موارد اتحاد خشنودي و رضايتمندي و يا نقطه مقابل آن يعني خشم و غضب ملت است. حضرت عليه السلام نيز احساسات را از عوامل وحدت بخش يك جامعه شناخته و ميفرمايد: « ايها الناس، انما يجمع الناس الرضا و السخط، و انما عقر ناقه ثمود رجل واحد فعمهم الله بالعذاب لما عموه بالرضا » يعني: اي مردم، محور اجتماع انبوه مردم خشنودي و خشم است. آري، تنها يك فرد بود كه ناقه ثمود را پي كرد اما چون ثموديان هم كارش را پسنديدند خداوند همه را سزاوار عذاب ساخت. ملاحظه مي شود كه حضرت عليه السلام خشنودي و خشم را يكي از محورهاي اجتماع ميداند، الحال اين اتحاد مي تواند در مسير مثبت و سازنده آن طرح گردد و يا در مسيري كه قوم ثمود انتخاب كردند، لذا اين سخني درست نيست كه اتحاد و يكپارچگي فقط در جوامع سازنده مطرح است، بلكه با تمسك به همين اتحاد در طول تاريخ قوانيني ضد بشري، مجاز شمرده مي شود و نشانگر اثرات منفي وحدت در هر جامعه است. بنتبراين از تاثيرات مؤثر مردم در حفظ حكومت و پيشرفت آن وجود وحدت بين شهروندان است و مي تواند از عوامل بسيار مؤثر ترقي باشد.
