وحدت و یکپارچگی مردم

زمان مطالعه: 4 دقیقه

همه ما به يقين مي دانيم كه اگر نيروهاي لازم و مربوط، جهت پديد آوردن يك شيء مورد نظر، متراكم و متمركز گردد، آسانتر و بهتر لباس هستي و عينيت خارجي خواهد پوشيد. مثلاً اگر بنا شود يك دايره المعارف جامع الاطراف و بزرگي پيرامون عظمت و ابعاد انقلاب اسلامي با همه شگفتيها و رخدادهاي اعجاب انگيزش نوشته شود و يا چنانچه تاريخي گويا و شامل تمامي ايثارگري‌ها و فداكاري‌ها امت اسلامي ايران به نگارش درآيد، اين كار ممكن است از دو طريق صورت پذيرد. نخست اينكه فرد يا افرادي به تنهايي و جداي از همه، دست به چنين كار مهم وبزرگي دست بزنند. دوم اينكه نويسندگان و محققان با همكاري و روي هم ريختن نيروهاي زبده و كاركشته و در پرتو تمركز قدرت فكري و علمي، چنان اثر بزرگ و تاريخي را فراهم آورند بي گمان كار به شكل دسته جمعي و ايجاد يك مركز قوي با هماهنگي‌هاي لازم ما را در رسيدن به آن هدف بزرگ تواناتر و كامرواتر خواهد كرد. البته، همانگونه كه وحدت و تمركز قدرت، ما را در آرمانها و اهداف مقدس، نيرومند و موفق مي‌كند. پراكندگي و اختلاف، همه قواي ما را به تحليل مي برد و دچار ضعف و زبوني مي‌سازد.

اگرچه در پيشرفت مسلمين و پيروزي سريع و برق آساي اسلام، عوامل حفاظتي مؤثر بود ولي از ميان همه علل موفقيت مسلمانان، اسباب گسترش فوق العاده اسلام، اتحاد و اخوت آنها با يكديگر، مهمتر و مؤثرتر بود. مسلمانان در پرتو ايمان به خدا، تعاليم حيات بخش اسلام به چنان وحدتي دست يافتند كه گويا همه يكي بودند و يكي همه.

مسلمين با الهام از قرآن مجيد و پيروي از روش پيامبر بزرگوار اسلام، مصالح امت و جامعه اسلامي را بر مصالح فردي خويش مقدم مي داشتند و آنچه را براي خود مي‌خواستند براي برادران ديني خويش نيز خواستار بودند. اگر كسي مبتلا به دردي بود، همه احساس درد مي نمودند و چنانچه مسلماني به نعمتي متنعم مي‌شد، همگي احساس نعمت و شادي
مي كردند.

رشد سياسي، اجتماعي مسلمانان و ايثار و گذشت آنان به درجه‌اي رسيده بود كه مايه شگفتي و حيرت ديگران گرديد. مسلمين هنگامي كه به چنين حدي از شعور اجتماعي و اخوت اسلامي دست يافتند، به آساني توانستند در برابر قدرت‌هاي بزرگ جهان آن روز، مقاومت كنند و پرچم عدل اسلامي را در بسياري از كشورهاي مجاور به اهتزاز در آورند.

خداوند تبارك و تعالي مي فرمايد: «همگي به ريسمان خدا (قرآن و اسلام و هرگونه وسيله ارتباطي ديگر) چنگ زنيد و پراكنده نشويد و نعمت (بزرگ) خدا را بر خود به ياد آريد كه چگونه دشمن يكديگر بوديد و او در ميان دلهاي شما الفت ايجاد كرد و به بركت نعمت او برادر شديد و شما بر لب حفره‌اي از آتش بوديد، خدا شما را از آنجا برگرفت[1]».

قرآن به نعمت بزرگ اتحاد و برادري اشاره كرده و مسلمانان را به تفكر در وضع اندوه بار گذشته و مقايسه آن با پراكندگي با اين وحدت دعوت مي كند و مي گويد : فراموش نكنيد كه در گذشته چگونه با هم دشمن بوديد. ولي خداوند در پرتو اسلام و ايمان دلهاي شما را به هم مربوط ساخت و شما دشمنان ديروز، برادران امروز شديد.

ديگر اينكه مسئله تأليف قلوب مومنان را به خود نسبت داده، مي گويد: خدا در ميان دلهاي شما الفت ايجاد كرد و با اين تعبير، اشاره به يك معجزه اجتماعي اسلام شده، زيرا اگر سابقه دشمني و عداوت پيشين عرب را به دقت بنگريم و ببينيم كه چگونه كينه‌هاي ريشه دار در طول سال‌هاي متمادي در دل‌هاي آنها انباشته شده بود و چگونه يك موضوع جزئي و ساده، كافي بود آتش جنگ خونيني در ميان آنها بيفروزد مخصوصاً با توجه به انيكه « مردم نادان و بي‌سود و نيمه وحشي معمولاً افرادي لجوج و انعطاف ناپذيرند و به آساني حاضر به فراموش كردن كوچكترين مسائل گذشته نيستند، در اين صورت اهميت اين معجزه بزرگ اجتماعي اسلام آشكار مي‌شود و ثابت مي گردد كه در طي چند سال، از چنان ملت پراكنده و كينه‌توز و نادان و بي خبر، ملتي واحد و متحد و برادر بسازند[2]

امروزه سدهاي صنعتي عظيمي در نقاط مختلف جهان برپا شده كه مبدا توليد بزرگترين نيروهاي صنعتي است و سرزمين‌هاي وسيعي را زير پوشش آبياري و روشنايي خود قرار داده است. اگر درست فكر كنيم، مي‌بينيم اين قدرت عظيم چيزي جز نتيجه به هم پيوستن قدرتهاي ناچيز دانه‌هاي باران نيست و آنگاه به اهميت اتحاد و كوشش‌هاي دسته جمعي انسانها واقف مي‌شويم. در احاديث فراواني كه از پيامبر و پيشوايان بزرگ اسلام به ما رسيده به لزوم و اهميت اين موضوع با عبارات مختلفي اشاره شده است.

رهبر معظم انقلاب اسلامي شاگرد وارسته مكتب علي عليه السلام در اهميت اين موضوع، خطاب به ملت ايران مي گويد: «عزيزان من! آنچه كه ملت و كشور ما را در مقابل توطئه‌هاي بي‌حساب دشمنان و توطئه گران مصونيت بخشيده است، چند عامل مهم بوده است كه يكي از مهمترين آنها وحدت كلمه آحاد ملت است. هر ملتي كه متحد باشد، هر ملتي كه ميان خود تنازع و جدال ويرانگر نداشته باشد، هر ملتي كه با … مسئولان هم به وظايفشان در مقابل ملت عمل كنند و خود را خدمتگذار مردم بدانند، آن ملت در مقابل همه دشمنيها شكست ناپذير خواهد شد. اين يك امر قهري است. ملت ما اين را در طول اين بيست و دو سال تجربه كرده است. ما در ميدانهاي سخت، اين شكست ناپذيري را نشان داديم. هر كس با ملت ايران دشمني مي كند، يكي از بزرگترين دشمني‌هايش عبارت است از اين كه وحدت عظيم ملي و اين همدلي ملت با مسئولان را از بين ببرد يا در آن خدشه‌اي به وجود بياورد. اين دشمني است. بعضي‌ها اين دشمني را مي كنند[3]


[1] – آل عمران – 103

[2] – تفسير نمونه – ناصر مكارم شيرازي

[3] – نماز عيد فطر 1379 – آيت الله سيد علي خامنه‌اي

دسته‌بندی نشده

آزادی (قسمت سوم)

زمان مطالعه: 2 دقیقه

پس از آشنايي اجمالي با مفهوم و موقعيت آزادي در دو قسمت قبل به بررسي اولین قسمت یعنی آزادی معنوی می پردازيم.

آزادي معنوي

انسان موجودي است مركب كه داراي قوا و غرايز گوناگوني است مانند شهوت، غضب، حرص، طمع، عقل، وجدان اخلاقي، … و آزادي خواهي. گرايش انسان و بروز اخلاقيات و عملكرد او محصول غلبه هر يك از قواي نهفته اوست. انسان مي‌تواند افسار اختيار خود را به دست تمناها و آرزوهاي نفساني و حيواني خود بسپارد و تا آنجا به پيش رود كه وجودش در اسارت تعلقاتش قرار گيرد و كوچكترين عزم و اراده‌اي هم در نهاد او نباشد حتي اگر عقل و وجدان و فطرت انساني‌اش هم از درون بر او لهيب زند كوچكترين اثر بخشي خود را هم از دست داده باشد و ديگر قدرت و تصميمي برايش باقي نمانده باشد. در اين صورت هواي نفس، مانند زنجيري است كه پنهان بر گردن و دست و پاي او گذارده شده و بي‌اختيار به هر سو مي كشدش. آزادي معنوي يعني گذشتن از همه اين زنجيرها، آزادي معنوي يعني آزادي از درون، آزادي از حصارهاي حيواني، رهايي از قيود شيطاني و خروج از بندگي جاه و مقام و درهم و دينار. آزادي معنوي يعني اين كه راه اراده و تصميم انسان را حيوانيت او نبندد، بلكه آنچه مانع او مي‌شود تنها مقتضيات شأن انساني و اهداف متعالي‌اش باشد. آزادي كامل معنوي يعني «استقلال، و وابستگي به عقيده و ايمان و ايدئولوژي[1]». در حقيقت آنچه كه تك تك مردم بايد در هر زمان در پي آن باشند، آزادي معنوي است كه موجب تعالي و ترقي اوست. آزادي معنوي باعث تهذيب نفس و خودسازي است و مي‌دانيم اكثر جوامع منحرف، انحرافشان از درون شروع مي‌شود و در حقيقت اين جوامع به دنبال تمايلات نفساني خويش در جستجوي قوانين متناسب با خواسته‌هاي خويشند. از نكات جالب توجه اين است كه باب آزادي معنوي در هيچ دوراني بسته نيست و بر خلاف آزادي سياسي كه متعاقباً خواهيم گفت، با استبداد هيچ عامل خارجي به بند كشيده نمي‌شود و تنها مستبد او غلبه قواي نفساني و شيطاني درون انسان است. آزادي معنوي را مي‌توان پايه تمامي آزادي‌هاي اصولي مردم و سلامتي در جامعه دانست. حضرت عليه السلام اساس آزادي معنوي را تقوي دانسته و در خصوص آن چنين مي‌فرمايد: فان تقوي الله مفتاح سداد، و ذخيره معاد، و عتق من كل ملكه و نجاه من كل هلكه[2] يعني: آري بي گمان تقوا، رمز استواري، اندوخته معاد، آزادي از هر بردگي و نجات از هر تباهي است. الدنيا دار ممر لادار مقر والناس فيها رجلان، رجل باع نفسه فاو بقها و رجل ابتاع نفسه فاعتقها[3] يعني: دنيا گذرگاه است، نه جايگاه، كه مردمش را دو چهره است. يكي آنكه در دنيا خود را مي‌فروشد و به سقوط مي‌كشاند ،دو ديگر خويشتن خويش را باز مي‌خرد و آزاد مي كند.

[1] – انسان و ايمان – مرتضي مطهري

[2] – نهج البلاغه – خطبه 221

[3] – نهج البلاغه – حكمت 128

مطالعه بیشتر:

آزادی (قسمت اول)

آزادی ( قسمت دوم)

آزادي (قسمت چهارم)

هم غزه،هم لبنان،جانم فدای اسلام

زمان مطالعه: 2 دقیقه

سازمان ملل متحده به درخواست دولت انگلیس، به منظور بررسی مساله فلسطین و آینده سیاسی آن، در دوم آوریل 1947 م. تشكیل جلسه داد كه حاصل آن، تصویب طرح تقسیم فلسطین در 29 نوامبر 1947م. به دو كشور ودولت یهودی و عربی و یك منطقه بین المللی (بیت المقدس) تحت نظر آن سازمان می شود. از زمان اعلام تأسیس دولت اشغال گر فلسطین تا کنون بیش از شصت سال می گذرد و در تمامی این سالها مردم فلسطین تحت فشارهحمه ها ، شکنجه و آزارها و زندان صهیونیست ها بوده و بسیاری نیز در این مسیر به جرم دفاع از میهن اشغال شده خود به قتل رسیده اند. در خلال این سالها فلسطینیان چشم امیدی به دول عربی داشتند که بدلیل ناامیدی مردم از دولت های عربی برای بازپس گیری فلسطین و با تأسی از انقلاب اسلامی ایران، روندی نوین بنام« انتفاضه »  از قیام و مبارزه علیه اسرائیل را پدید آوردند. انتفاضه با هدف رفع اشغال فلسطین، در پاییز 1987م. با نیرویی قوی پا به عرصه حیات سیاسی گذاشت، به گونه ای كه حكومت های عربی و گروههای فلسطینی را به دنباله روی از خود وادار ساخت، و برای نخستین بار، اسرائیل را با خطری جدی از درون رو به رو کرد. بدین سان، اسرائیل برای نخستین بار، موضعی دفاعی برگزید و مهاجرت یهودیان به اسرائیل كاهش یافت. اسرائیل كوششی گسترده برای مهار انتفاضه آغاز كرد، ولی هیچ یك از این كوشش ها ( مانند تاسیس دولت خودگردان فلسطین ) تاكنون نتوانسته است آن را سركوب یا متوقف كند. یکی از راهکارهای جدید صهیونیست ایجاد فضای تردید در بین مردمی است که تفکر تأسیس انتفاضه را به فلسطینیان منتقل کرد و به همین دلیل شاهدیم در حالی که میزان فشار صهیونیست هر روز بیشتر و جنایات آنها هولناکتر می گردد و جنایت از پس جنایت تکرار می شود و فاجعه ی هولناک نسل کشی غزه آغاز می گردد فاجعه ای که منجر به  شهادت بيش از يكهزار و 450 شهروند فلسطيني و پنج هزار و پانصد نفر زخمي می گردد ،عده ای با تأیید و یا سکوت شکست خوردگانی، منادی شعاری می شوند که دقیقاً در بطن سیاستگذاران صهیونیستی شکل گرفته و به این عده ،در مرکز کشور افشاگر صهیونیستها دیکته می گردد. جای تعجب اینجاست که این تعداد خود را خط امامی دانسته و دقیقا خلاف رهنمود های امام(ره) حرکت می کنند. ظاهراً فراموش کرده اند انقلاب با سحنرانی تاریخی امام و با دفاع از فلسطین در سال 1342 شکل گرفت. فراموش کرده اند سخنان امام(ره) را که می فرمود: فلسطين مغصوب است؛ يهود را بيرون كنيد از فلسطين[1] می فرمود: از مساعدت و همكارى با مردان فداكارى كه در راه آزادى فلسطين مبارزه مى‏كنند غفلت نورزيد.[2] می فرمود: بايد بدانند كه مقصود دوَل بزرگ استعمار از ايجاد اسرائيل، تنها اشغال فلسطين نيست؛ بلكه اگر به آنان فرصت داده شود، تمام كشورهاى عربى- العياذباللَّه- به سرنوشت فلسطين دچار خواهند شد[3] و دهها سخن دیگر که باعث بیداری جهان اسلام گردید. این همه فراموشی زمانی اوج می گیرد که رهبران این عده با برگزاری جلساتی با سورس به دام صهیونیست ها افتاده و اینک این پس لرزه های پیش آمده از برگزاری همان نشست هاست .دشمنان راه امام و رهبری باید بدانند ملت ايران دست دشمنان و زبان عناصر وابسته به بيگانگان را در هر لباس و چهره اي مي شناسد و آن را قاطعانه قطع خواهد کرد. چون «مسئله فلسطين مسئله اسلام است»

 

 


[1] -‏(   صحيفه امام، ج‏1، ص: 387)

[2] – صحيفه امام، ج‏2، ص: 323

[3] – صحيفه امام، ج‏2، ص: 461

دسته‌بندی نشده