نقش و جایگاه ساترا چیست و کجاست؟

زمان مطالعه: 8 دقیقه

«از دید ما سازمان ساترا غیر قانونی است. اصلا سازمانی به اسم ساترا نه اساسنامه دارد و نه شرح وظایف مشخص دارد و نه در سازمان امور استخدامی تشکیلات دارد و نه هیچی. همه‌اش غیر قانونی است؛ نفس وجود آن از نظر حقوقی غیرقانونی است.»

این‌ها بخشی از گفتگوی وزیر ارتباطات با روزنامه شرق است که درباره ماهیت ساترا مطرح شده؛ نظراتی که به نظر می‌رسد همچنان هم به آنها معتقد است چرا که نامه‌ها و دعوتنامه‌های ساترا در این وزارتخانه کاملا نادیده گرفته می‌شوند. در روزهای گذشته اما حذف ویدیوهای مصاحبه چند نامزد انتخابات ۱۴۰۰ به دستور ساترا از آپارات، باعث شد تا بار دیگر در اذهان عمومی این سوال مطرح شود که ساترا چیست و چرا وجود دارد؟ آیا وجود این رگولاتور که خود بخشی از سازمان صدا و سیماست، واقعا می‌تواند به کسب‌وکارهای این حوزه کمک کند یا بیشتر یک تهدید برای آن‌هاست؟

این روزها نام ساترا بیشتر از پیش شنیده می‌شود؛ دستورات این سازمان به بزرگترین سایت اشتراک ویدیوی ایران یعنی «آپارات» برای حذف برخی ویدیوها که مرتبط با انتخابات ریاست جمهوری پیش رو هستند، مساله‌ای است که بسیاری از کارشناسان و حتی کاربران اصولگرا در شبکه‌های اجتماعی آن را زیر تیغ تیز انتقادات خود گرفتند. آنها معتقدند سانسور کردن ساترا در وهله اول باعث خدشه‌دار شدن آزادی بیان شده و همچنین کاری می‌کند که پلتفرم‌های ایرانی نتوانند در بین مردم با بخت و اقبال مواجه شوند و کاربران به سمت پلتفرم‌های جهانی سوق پیدا کنند.

وزیر ارتباطات امروزه هم سیاست‌های ساترا را مشکل‌ساز می‌بیند و از آنها با کنایه و انتقاد یاد می‌کند،‌مانند توییتی که به تازگی منتشر کرد و از ساترا و تحمل کمش برای شنیدن نظرات انتقاد کرد.

آیا اصلا ساترا قانونی است؟

از زمان تشکیل ساترا تا به امروز، حواشی زیادی درباره این نهاد مطرح شده است؛ عده‌ای بر این باور هستند که ماهیت ساترا یک منشا نامشخص دارد و ماهیت وجودی آن را زیر سوال می‌برند. ساترا این انتقادات را بی‌پاسخ نگذاشته و چندباری درباره آنها صحبت کرده اما واقعیت اینجاست که یک سری موارد تا امروز هم در هاله‌ای از ابهام باقی مانده‌اند.

«محمد جعفر نعناکار» کارشناس حقوق فناوری در گفتگو با دیجیاتو به دست‌نوشته‌‌ای از رهبری اشاره می‌کند که پایه‌گذار ایجاد ساترا بوده است: «با استناد به یک نامه یا استفتا مربوط به ۱۳۹۴ که در آن ذکر شده کنترل صوت و تصویر فراگیر باید در دست صدا و سیما باشد، ساترا به وجود آمده است. مشکل اینجاست که اصلا صوت و تصویر فراگیر تا به امروز یک تعریف جامع و دقیق و قانونی پیدا نکرده که کنترل و مدیریت آن به دست صدا و سیما باشد!»

نعناکار در پاسخ به این پرسش که آیا سعی شده این موضوع در هیچ نهادی تعریف قانونی پیدا کند یا خیر به دیجیاتو می‌گوید: «خیر. معلوم نیست که صوت و تصویر فراگیر در حال حاضر برادکستینگ است یا هر دیتایی را شامل می‌شود. کسی نمی‌داند اگر یک نفر یک پادکست تولید کند یا اصلا یک کانال و صفحه در یک پلتفرم ایجاد کند مشمول این موضوع می‌شود یا خیر. یک سری نامه و تفاسیر خود‌رای در این‌باره صادر شده اما هیچ مرجع مشخصی عناصر درستی درباره آن را تعریف نکرده است. تعریف را خود ساترا داده که معلوم نیست از کجا آمده است.»

جایگاه ساترا به عنوان رگولاتور غلط است

این کارشناس حقوقی در پاسخ به این پرسش که آیا وجود ساترا به عنوان رگولاتور در این مارکت از نظر حقوقی درست است یا خیر به دیجیاتو می‌گوید: «صدا و سیما یک نهادی ایجاد کرده که قرار است صوت و تصویر مجازی را تنظیم سازی کند و بزرگترین تولیدکننده صوت و تصویر خود صدا و سیما است. این دقیقا تعارض منافع است؛ شبیه به یک بازرسی سازمانی است که باید بر خودش بازرسی کند؛ این خلاف منطق و عقل است.»

نعناکار می‌گوید شرکت‌ها یا خصوصی هستند که مربوط به قانون تجارت هستند و یا دولتی هستند که بیش از ۵۱ درصد سهامشان از دست دولت است یا عمومی-دولتی هستند؛ هر سه این مورد باید از مجراهای قانونی ایجاد شوند: «اگر شرکت هستید چند سهامدار دارید و می‌روید روزنامه رسمی و… اگر هم موسسه عمومی غیردولتی باشید ساز و کار خودش را در ماده ۵ خدمات کشوری دارد و اگر هم دولتی باشید باید ردیف بودجه از مجلس داشته باشد و مصوبه هیات وزیران هم وجود داشته باشد. اما ساترا هیچ یک این موارد را ندارد و کلی علامت سوال در آن دارد، معلوم نیست رییس آن از کجا تعیین شده و افراد آن طبق چه قانونی عمل می‌کنند؟ ماجرا بسیار پیچیده است.»

نعناکار با طرح این پرسش که اگر امروز کسی از ساترا شکایت داشته باشد نمی‌داند باید از کجا شکایت کند به دیجیاتو می‌گوید: «بعید است کسی این شکایات را رسیدگی کند.»

او با اشاره به خود سازمان صدا و سیما به عنوان نهاد بالادستی ساترا می‌گوید که خود صدا و سیما از بعد از پیروزی انقلاب تا به امروز هنوز شرح وظایف مشخصی ندارد و هربار مجلس خواسته به این مساله ورود کند، موضوع فراموش شده است: «صدا و سیما خودش را یک نهاد فراقوه می‌داند و از آنجایی که شرح وظایف خاصی ندارد تقریبا می‌تواند هر کاری انجام دهد و آن را جزو اختیارات خود بداند.»

حمایت قوه قضاییه از ساترا

این کارشناس فناوری در پاسخ به این پرسش که آیا حمایت قوه قضاییه با ابلاغیه‌ای که «ابراهیم رییسی» منتشر کرد توانسته به ساترا موجودیت ببخشید یا خیر به دیجیاتو می‌گوید: «زمانی که دولت و بازیگران بزرگتر حوزه به ساترا بی‌اعتنایی می‌کردند و اصلا مجوزهای آن را تحویل نمی‌گرفتند، صدا و سیما نیز با قوه قضاییه به واسطه ارتباطاتی که داشت وارد عمل شد و توانست آن ابلاغیه را صادر کند. پس از آن ابلاغیه بود که ماجرا عوض شد و ساترا سر و شکل دیگری گرفت.»

نعناکار در پاسخ به این پرسش که اساسا چرا پلتفرم‌های VOD و سایت‌هایی مانند آپارات با ساترا علی‌رغم این مشکلات قانونی تفاهم نامه امضا کردند به دیجیاتو می‌گوید: «دلیلش به همین نامه که قوه قضاییه ارسال کرد مرتبط است. به هر حال شخصی کسب‌وکاری در بخش خصوصی ایجاد کرده و کلی برای این کار هزینه کرده و کاربر جذب کرده است. این کسب و کار خصوصی تا جایی می‌تواند در برابر فشارها مقاومت کند و از جایی دیگر مجبور است به این بازی تن دهد چرا که ممکن است با مشکلاتی مواجه شود.»

نعناکار همچنین تاکید دارد که سازمان‌های مردم‌نهادی که پیگیر این موضوعات باشند در ایران وجود ندارد: «نه اتحادیه‌ای وجود دارد و نه انجمنی، هیچ چیزی وجود ندارد که مطالبه‌گری کند و بر اساس قانون اساسی در کشور تامین منافع کند. این موارد اصلا در ایران تعریف نشده است و VODها و پلتفرم‌های اشتراک ویدیو نیز از آن بی‌بهره هستند. یک سازمان نصر داریم که کار خاصی درباره این موارد نمی‌کند.»

این توضیح البته لازم است که از سوی مقابل، برخی از مدیران ساترا بر این باور هستند که آنها روی کار آمدند تا نگذارند پرونده‌های قضایی پیچیده‌ای مانند ماجرای پرونده برنامه اینترنتی ژلوفن برای صاحبان کسب و کارهایی چون آپارات و موارد مشابه به وجود بیاید و مشکلات به جای آنکه به قوه قضاییه برسد در همان وهله اول حل و فصل شوند. نعناکار در پاسخ به این ادعا مثالی می‌زند و می‌گوید: «شاید دم در خانه من یک پل باشد، آیا کسی باید بیاید این پل را خراب کند؟ من شاید از ویلچر استفاده می‌کنم و بخواهم از آنجا رد شوم. اصلا شاید من بخواهم در سایت خودم مطلبی ضد یک شخص خاص بنویسم، آیا باید کسی بیاید به من بگوید تو عقلت نمی‌رسد و من این را برایت پاک می‌کنم تا برایت بد نشود؟»

این کارشناس حقوق فناوری می‌گوید «ساترا از مالیات من و شما و دیگر شهروندان برایش بودجه تعریف شده، اما هیچ یک از این موارد دارای ابهام به آن پاسخ داده نمی‌شود.»

برای فعالیت ساترا باید قانون را عوض کرد

«محمد کشوری» مدیرعامل گروه طیف و کارشناس حوزه ارتباطات نیز در گفتگو با دیجیاتو در پاسخ به این پرسش که وجود ساترا به عنوان یک رگولاتور را چطور ارزیابی می‌کند می‌گوید: «یا باید طبق قانون اساسی رفتار کرد یا باید آن را اصلاح کرد. صدا و سیما الف تا ی تلویزیون و رادیو را بر عهده دارد و طبق قانون اساسی این سازمان باید هم شبکه راه‌اندازی کند هم برنامه پخش کند هم باید خودش به آن نظارت کند. این سازمان طبق قانون به بخش خصوصی این موارد را برون سپاری نمی‌کند و خودش فرستنده می‌خرد و راه می‌اندازد و محتوا پخش می‌کند. در بحث IPTV چرا به بخش خصوصی اجازه داده شده این کار را بکند؟ اگر به بخش خصوصی اجازه داده شده، از قانون خارج شده است و یک قانون جدید لازم داریم، این قانون جدید هیچ جایی وجود ندارد.»

کشوری باور دارد صدا و سیما اگر تصدی‌گری را کنار هم بگذارد و تلویزیون سنتی و جدید را کنار بگذارد و خودش نظارت کند، هرچند این موضوع هم بازهم نیازمند قانون جدید است.

او می‌گوید رگولاتور و نظارت بر محتوا موضوعی ضروری است اما راه و روش‌های مختلف خودش را دارد: «برخی کشورها هستند که نظارت‌شان کاملا پسینی است. مثل روزنامه‌های ما که منتشر می‌شوند و پس از انتشار اگر مشکلی داشته باشد آن روزنامه توقیف می‌شود و یا جریمه می‌شود.»

عواقب نظارت بیش از حد ساترا

مدیرعامل گروه طیف در پاسخ به این پرسش که وجود ساترا به عنوان رگولاتور و سیاست‌هایی که اخیرا برای حذف ویدیوها داشته چه عواقبی خواهد داشت به دیجیاتو می‌گوید: «محتواهایی که به دستور ساترا حذف شده در اینترنت و دیگر سایت‌ها وجود دارد. از یوتیوب گرفته تا اینستاگرام و تلگرام و سایر موارد. این اقدام می‌تواند مانع از پا گرفتن و رشد پلتفرم‌های بومی شود، یک پلتفرم بومی با کلی هزینه بالا می‌آید اما در نهایت کاربر به سمت پلتفرم خارجی کشیده می‌شود و مورد انتقاد هم قرار می‌گیرد.»

کشوری باور دارد که اساسا نوع نظارت باید در کشور در همه ابعاد تغییر پیدا کند: «اصلا بحث را فراتر از این سایت‌ها و VODها ببرید، یک کتاب پیش از انتشار به صدها کلمات داخل آن ممیزی می‌خورد. آیا نویسنده همین کتاب اگر وبسایتی بزند و کتابش را آنجا منتشر کند این ممیزی‌ها را دارد؟ چه بسا خوانندگان بیشتری هم داشته باشد. نوع نظارت باید تغییر کند و بر اساس عرف جامعه پیش برود نه نظر عده‌ای خاص، اگر غیر از این باشد مردم از آن زده می‌شوند. مانند پدری که سختگیرانه فرزند خود را در منزل و با ضوابط خاص و به زور نگه می‌دارد و در نهایت باعث فرار این فرزند از خانه می‌شود.»

پارادایم نظارت باید تغییر کند

کشوری در پاسخ به این پرسش که آیا ساترا می‌تواند هیچ نفعی برای پلتفرم‌ها و سایت‌های اشتراک ویدیو داشته باشد و مانع از ایجاد پرونده‌های حقوقی بزرگ برای آنها بشود یا خیر به دیجیاتو می‌گوید: «نظارت و رگولاتوری در همه چیز لازم است اما ما یک رگولاتور داریم که خودش جزو بازیگران بزرگ حوزه است و این مساله مشکل آفرین است. نگاهمان را کلان کنیم، این طبیعی است که یک پلتفرم با میلیون‌ها محتوا گاهی محتوایی منتشر کند که مشکل ساز باشد و باید ساز و کاری برای این موضوع وجود داشته باشد. جریمه‌های بزرگی برای این پلتفرم‌ها می‌تواند در نظر گرفته شود تا این سیستم درست بشود و با دقت بیشتری به کار خود ادامه دهند. نمی‌شود گفت برای اینکه سرتان بریده نشود ما دستتان را می‌بریم. نباید بهانه کنیم و تمام محتواها را سانسور کنیم و اسمش را بگذاریم کمک به پلتفرم‌ها برای آنکه پایشان به دادگاه باز نشود.»

کشوری تاکید دارد پارادایم حاکم بر نظارت باید تغییر پیدا کند و ابزارهایی که در دست حاکمیت و نهادها است نباید تبدیل به موضوعی شود که هم مردم را دلزده کند و هم به ضرر کسب و کارها منجر شود.

تا انتخابات ۱۴۰۰ حدود یک ماه باقی مانده. باید دید ساترا که مدتی قبل پیش‌نویسی از فعالیت VODها و سایر سایت‌های اشتراک ویدیویی در زمان انتخابات منتشر کرده بود قصد دارد سیاست‌های خود را چگونه ادامه دهد. تا به امروز مشخص شده که لااقل دو ویدیوی انتخاباتی (یکی مصاحبه محمود احمدی نژاد و دیگری ویدیویی مربوط به عباس آخوندی) به دستور ساترا از آپارات حذف شده است. باید در ادامه دید که فضای انتخاباتی امسال چگونه خواهد بود و چه اتفاقاتی در ادامه خواهد افتاد. اما یک موضوع کاملا مشخص است: جهان ارتباطات امروز دیگر چندان با محدودیت آشنا نیست.

رمزینه غیرمعوض!

زمان مطالعه: 2 دقیقه

رمزینه غیرمعوض یا همان (Non-fungible token) گونه‌ای جدید از رمز پایه‌ها هستند که برخلاف رمز ارزها (₿) قابلیت استخراج نداشته و برای اعتبارسنجی و اصالت‌سنجی محصولات (کالا و خدمات) مورد استفاده قرار می‌گیرند، رمزینه‌های غیرمعوض می‌توانند برای بسیاری از محصولات و مدارک (اسناد حقوقی) مورد استفاده قرار گیرند مثلاً می‌توان از آن‌ها برای رمزینه کردن دارایی‌هایی چون سهام و اوراق قرضه استفاده نمود و یا محصولات را بر اساس آن شناسنامه‌دار کرده و به‌جای نقل‌وانتقال محصول مورد نظر، رمزینه غیرمعوض آن را مورد تبادل قرار داد، درهرصورت رمزینه‌ غیرمعوض (NFT) از منظر حقوقی سندی دیجیتالی است که دارنده آن، مالک محصول و سند تطابق داده شده با آن رمزینه، شناخته می‌شود و با انتقال آن از یک شخص به شخص دیگر این مالکیت نیز در قالب‌های گوناگون منتقل می‌گردد.

رمزینه‌های غیرمعوض، سند دیجیتالی اموال شناخته می‌شوند.

ابزارهای رمزینه غیرمعوض می‌تواند تمامی دارایی‌های مادی و معنوی موجود در عالم را تحت پوشش خود قرار داده و بسیاری از پیچیدگی‌های شناسایی و نقل‌وانتقال این نوع مالکیت‌ها را بر اساس زیرساخت‌های زنجیره بلوکی مرتفع سازد، درواقع عدم امکان جعل، انکار و تردید در این نوع بهامهرهای رمزینه شده‌ی غیرمعوض اموال، بستری مهیا خواهد کرد تا مالکان آثار و محصولات و اسناد بدون دغدغه در خصوص اصالت‌سنجی و صیانت فیزیکی از اسناد و مدارک مالکیت خود، اقدام به انتقال این‌گونه دارایی‌ها نمایند، باید توجه داشت این ابزار شفافیت در عملکرد را به شدت ارتقاء می‌بخشد و از سندسازی به شدت جلوگیری می‌نماید.

بر این اساس از منظر حقوقی می‌توان تمام مالکیت‌ها را رمزنگاری نموده و بر بستر زنجیره بلوکی آن‌ها را برای عرضه، ارائه نمود، حال فرقی نمی‌کند که دارایی دارای ما‌به‌ازای فیزیکی در دنیای محسوسات است یا صرفاً یک دارایی معنوی و فکری در دنیای غیرمحسوسات، آنچه مهم است این است که مالکیت خالقین آثار به شیوه‌ای انکارناپذیر قابلیت ثبت دارایی خود را دارا خواهد شد.

در این میان دارنده رمزینه غیرمعوض می‌تواند مالکیت خود را با قبضِ (استیلاء بر مبیع) بهامهر تخصیص داده‌شده به محصول موردنظر اثبات و از منافع مال خود به هر نحو برخوردار گردد، به طور مثال با انتقال یک رمزینه غیرمعوض می‌توان مالکیت یک موسیقی، اثر هنری، مالکیت حق نشر یک اثر چاپی یا مالکیت یک مال منقول یا غیرمنقول فیزیکی مانند خانه و زمین را به شخص دیگری منتقل نمود.

رمزینه‌های غیرمعوض یا همان (NFT)ها را می‌توان برای مقاصد بسیار گوناگونی استفاده نمود، این استفاده می‌تواند در انواع عقود معوض و غیرمعوض مورداستفاده قرار گیرد و یا به عنوان تضامین در دادگاه‌ها، بانک‌ها و مراجع قانونی و شخصی مورد توجه قرار گیرد و یک انقلاب و دگرگونی در حوزه حقوق به وجود آورد، تحولات حقوقی از زمانی که دارایی‌های رقومی پا به عرصه زیست اجتماعی نهاده است همواره با دگردیسی‌های متفاوتی روبرو بوده تا به آنجا که غالباً در کشورهای مبتنی بر قوانین و مقررات نوشته محور، یک عقب‌ماندگی مفهومی و عملیاتی فی‌مابین حقوق‌دانان، مهندسان و استفاده کننده‌گان از ابزارهای دیجیتالی خلق شده بر لبه فناوری به وجود آمده است که امید است با کاهش این شکاف، شاهد استفاده‌های مثمر ثمر و مؤثر این‌گونه ابزارها در زمینه‌های متفاوت باشیم.

به مناسبت ۱۰سالگی اکوسیستم استارتاپی ایران

زمان مطالعه: 2 دقیقه

بیش از یک دهه از فراگیر شدن فعالیت‌های بوم‌سازگان شرکت‌های نوآفرین ایران می‌گذرد و در این مدت بسیاری از علوم و فنون دچار دگرگونی‌های عمیق شده‌اند، علوم انسانی و علی‌الخصوص حقوق نیز از این غافله عقب نمانده و جهش‌هایی در این زمینه داشته است، هرچند ۱۰ سالگی تولد اکوسیستم استارتاپی ایران به‌مثابه کودکی می‌ماند که باید در بسیاری از زمینه‌ها رشد نموده و تجربه‌اندوزی نماید و البته به‌سان کودکی در سن ممیزی است که تنها می‌تواند خوب را از بد تشخیص دهد (و البته گاه نیز این تشخیص بر اساس مبانی صحیح استوار نشده و تشخیصی اشتباه از آب درمیاید)، اما در حال حاضر بیش از ۱۰ آیین‌نامه مصوب به اتکا قوانین بالادستی در خصوص حمایت از شرکت‌های نوپا و بیش از ۱۰۰ها سند در خصوص حمایت از کسب‌وکارهای دانش‌بنیان داریم بااین‌حال به‌صورت جدی نظام قضایی و معماری حقوقی ما از منظر صیانت از کسب‌وکارهای نوپا و استارتاپ‌ها با ضعف‌های شدیدی روبرو است و هنوز با فقر فهم حقوقی از این منظر مواجه و نیازمند ارتقاء سطح بهداشت حقوقی در این زمینه هستیم.

به نظر می‌رسد درصورتی‌که نظام حاکمیتی بخواهد از اقتصاد مبتنی بر نفت عبور و علاوه بر اشتغال‌زایی، اقتصاد دانش‌بنیان را تقویت و بخش خصوصی را برای رسیدن به دستاوردهای ملی و بین‌المللی کمک نماید راهی جز حمایت قانونی و مانع زدایی از قوانین دست‌وپا گیری که بر اساس مبانی اقتصاد بسته دولتی بنانهاده شده است، ندارد، قوانینی که نه‌تنها تضمین‌کننده شکوفایی اقتصاد درون‌زا نیست بلکه سرکوب‌کننده اقتصادهای مبتنی بر کسب‌وکارهای دانش‌بنیان نوپا است.

استارتاپ ها با عنایت به ذات و نوع حیاتشان دارای شرایط ویژه‌ای هستند که تنها خودتنظیم گری و خود اظهاری در آنان با امکان نظارت حداقلی بر آنان امکان شکوفایی و اشتغال‌زایی را مهیا می‌نماید و این بدان معنی است که معماری نظام حقوقی در خصوص مباحثی چون تجارت، بازرگانی، حاکمیت شرکتی، صیانت از مالکیت‌های فکری، بیمه، مالیه عمومی و مانند آن نیازمند تغییرات گسترده‌ای است، تغییراتی که در پس آن کارآمدی و مشارکت عمومی را به دنبال داشته باشد، به‌گونه‌ای که با ارتقاء فرهنگ قانون مداری، تربیت مشاوران حقوقی، وکلا و قضات خبره امکان توسعه کسب‌وکارها و به محصول رساندن ایده‌ها در ابعاد مختلف مهیا گردد.

ایجاد فناوری‌های نوظهور و گذشتن از جامعه سنتی به مدرنیته و همچنین توجه به وضعیت خاص جمهوری اسلامی ایران ایجاب می‌نماید، هر سه قوه مجریه، قضاییه و مقننه خود را به ابزار و دانش روز مجهز نموده و ادبیات مشترکی را با جوانان، اندیشمندان، کارآفرینان و ایده پردازان ایجاد نمایند و همگام با تحولات جهان پیرامون درراه رسیدن به اهداف و قله‌های آینده روشن این سرزمین گام بردارند.

درهرحال به نظر می‌رسد با بیش از یک دهه فعالیت فعالین کسب‌وکارهای نوپا و قوام یافتن اتحادیه‌ها و اصناف و سازمان‌های مردم‌نهاد تخصصی، در سال پیش رو شاهد مدنیت مبتنی بر مدرنیته با نگاهی متشرعانه و همگام با هنجارها و فرهنگ ایرانی برای شکوفایی حقوق در راستای صیانت و حفاظت از دستاوردهای کنشگران اقتصاد خصوصی باشیم.