حقوق دریاها – جلسه اول

زمان مطالعه: 2 دقیقه

Law of the Sea

۴۰۲px-Zonmar-en.svg

باید توجه داشت که آبهای آزاد چون متعلق به کسی نیست و همچنین متعلق به همه است میراث مشترک بشری نامیده می شود، باید دانست هر چه از آب های داخلی دور شویم از حاکمیت دولت ساحلی کاسته و به حاکمیت دولت صاحب پرچم (Flag State) اضافه می گردد.

عبور بی ضرر:

عبور پیوسته و سریع را عبور بی ضرر می گویند از این رو عبور کشتی جنگی در حال جاسوسی، در حال جنگ، در حال مانور، کشورهای اشاعه دهنده اصوات، صیادی، کشتی های آلوده کننده، حمل و نقل مسافر، تخلیه کالا و مخل گمرکات، مواد مخدر و مانند آن بی ضرر تلقی نمی گردد و تنها کشتی های جنگی در زمانی می توانند توقف نمایند که شرایط فورس ماژور را داشته باشند؛ همچنین جاسوسی، نفشه برداری و تحقیقات دریایی هم عبور بی ضرر محسوب نمی گردد.

باید توجه نمود در منطقه انحصاری اقتصادی، حق بهره برداری اقتصادی، بهره برداری از کف و بستر دریا تحت حاکمیت دولت ساحلی است، لذا در این میان می توان صیادی نمود و تاسیسات بنا کرد.

آبهای آزاد:

در آبهای آزاد صید آزاد است به شرط آنکه مخل حق و حقوق دیگران نباشد، به طور مثال تجاوز به حقوق دیگران امروزه باعث شده است تا دعوایی میان مالزی و سنگاپور ایجاد گردد که هم اکنون این پرونده در حال بررسی در دیوان بین المللی دریاها است.

مهمترین کنوانسیون مرتبط با حقوق دریاها United nation Convention on Law of the Sea می باشد که مخفف آن unclos است، نکته آنکه دیگر کنوانسیون ها نمی تواند با مفاد این کنوانسیون مغایر باشد، این کنوانسیون در سال ۱۹۸۲ تصویب و در سال ۱۹۹۴ اجرایی گردید، هم اکنون ۱۶۲ کشور به این کنوانسیون ملحق شده اند که آمریکا هنوز آن را امضا ننموده و ایران نیز آن را تصویب رسمی ننموده است.

سازمان های مهم حقوق دریاها:

  1.  سازمان بین المللی دریانوردی: International maritime Organization
  2. کمیسیون حفاظت از صید نهنگ: International whaling Commission
  3. مقام بین المللی دریاها: International seabed Authority

نقد و بررسی مکاتب فلسفی در حقوق بین الملل عمومی – جلسه اول

زمان مطالعه: 2 دقیقه

International Public Law

باید دانست اندیشه های حقوق بین الملل از چین، هند و خاور غربی شکل گرفته است و بعدها برخی جوامع در این امر از این مناطق پیشی گرفته اند. مجموعه حمورابی یکی از نشانه های حقوق بین الملل در این منطقه می باشد و البته توجه به این امر مهم است که در این زمان اندیشمندان نظریاتی را مطرح می نمودند و این نظریات بعد از مقبولیت در عامه مورد توجه و توسعه قرار می گرفت، در این زمان خمیرمایه قوانین و حتی حقوق بین الملل اموری دینی و مذهبی داشته است. همچنین در ۲ یا ۳ هزار سال قبل از میلاد مسیح (ع) روم و یونان وارد عرصه تمدن شده و کسانی چون سقراط، ارسطو و افلاطون پدیدار می گردند.

شاید جدی ترین اسناد تاریخی در خصوص حقوق بین الملل الواح ۱۲ گانه روم می باشد که در این الواح حقوق داخلی و نحوه رفتار با بیگانگان یا همان حقوق خارجی مورد توجه قرار گرفته است. لذا به نحوی می توان گفت حقوق بین الملل از همین زمان پایه گذاری گردید.

حقوق خارجی به این معنا می باشد که یک حکومت قوانینی را در برخورد با خارجی ها وضع می نماید و خود نیز آنها را به اجرا در می آورد.

بعد ها لوح کوروش به عنوان یک مبناء جهت تدوین حقوق بشری و حقوق بین الملل مورد توجه قرار گرفت که این امر تا به امروزه نیز در جریان است.

پس این عصر ها عصر ادیان الهی ظهور نمود، در این اعصار می توان گفت در قرن چهارم دین مسیحیت و بعد ها در قرن هشتم دین اسلام به منصه ظهور رسید، ادیان الهی معتقد بودند به علت عدم تکامل ابعاد وجودی انسان حقوق و قوانین باید از ذات اقدس الهی دریافت و اعمال گردد.

می توان گفت با ظهور ادیان الهی حقوق از منبع زمینی به منبع آسمانی تغییر نمود و این افکار ۱۲ الی ۱۳ قرن ادامه یافته و هم اکنون نیز مبنای بسیاری از حقوق تدوین شده می باشد.

در قرون وسطی یا عصر فئودالیته و یا موسوم به عصر و اصل خوان ها اروپا وارد عرصه حقوق بین الملل می گردد و بعد ها کشف آمریکا  و رنوسانس این موضوع را مورد تاثیر خود قرار می دهد، لذا در این زمان کشور های اروپایی سعی می نمایند تا برداشت های خود را از دین مسحیت مورد بازنگری قرار دهند، زیرا معتقد بودند که کلیسا راه انحطات را در پیش گرفته است  از همین رو اروپاییان سعی می نمایند اصول قدیمی خود را مجدد احیا نمایند.

این امر بعد ها و بعد از جنگ های صلیبی تکمیل می گردد و بعد از سال ۱۶۴۸ که اولین کشور ها شکل می گرند متحول می گردند و در این زمان است که بحث های مرتبط با دولت ها و ملت ها شکل می گیرد و مکاتب جدیدی چون مکتب حقوق طبیعی یا مکتب دفاع اجتماعی و مانند آن ظهور می نماید.

تحلیل محتوای آرا و احکام قضایی و داوری بین المللی – جلسه اول

زمان مطالعه: 3 دقیقه

ICJ2

تحلیل محتوای آرا و احکام قضایی و داوری بین المللی، فی الواقع به چرایی و چگونگی صدور رای، ارزیابی در خصوص رای صادره  و بررسی خواسته خواهان و دفاعیات خوانده می پردازد؛ از اینرو به نظر می رسد فایده این دانش بیشتر در سیستم های کامن لا ملموس و محسوس باشد، زیرا بیشتر در این نوع از سیستم های حقوقی به رویه های گذشته توجه می گردد.

لذا دکترین و نظریات و رویه های قضایی جزء منابع غیر اصلی حقوق بین الملل محسوب شده و می توانند مورد بررسی قرار گیرند. از اینروست که برخی معتقدند مواردی که در دیوان مطرح می گردد می تواند مورد عنایت واقع گردد. که به این نوع دیدگاه، دیدگاه اساسنامه ای می گویند (ماده ۳۸ منشور)

با عنایت به این موارد سوالاتی مطرح می گردد:

  1. آیا آراء دیوان جزء منابع حقوق محسوب می شود؟
  2. آیا رویه های قضایی در حقوق داخلی طریقیت دارد یا منبعیت؟

لذا برای پاسخ به این سوالات باید عنوان نمود که آراء به صورت محدود در دیوان می تواند منبع واقع گردد اما این دیدگاه نباید به صورت گسترده مورد استفاده قرار گیرد.

نظریات حقوقدانان سیویلیست (حقوق رومی ژرمنی) :

حقوقدانان سیویلیست معتقدند شأن قانونگذار از شأن قضات بیشتر است لذا قضات نمی توانند اصولاً وضع قانون نمایند، لذا اینان معتقدند اینکه رویه های قضایی و تحلیل بتواند خود نوعی قانون شود مخالف روح قانونگذاری است مگر در موارد استثناء، که این امر قابل بحث و گفتگو است.

نظریات حقوقدانان کامن لا:

از آنرو که این نظر در واقع از ماده ۳۸ جامعه ملل اقتباس شده است باید یه این موضوع توجه ویژه ای داشت که اساسنامه  سازمان توسط یک کمیته ۱۷ نفره که اکثر آنان حقو.قدانان کامن لا بوده اند تدوین و تحریر گشته است، لذا به عقیده اینان حقوق یک جریان رونده و پویاست لذا می توان از رویه های قضایی و تحلیل آراء برای قضاوت نمودن پرونده ها استمساک جست.

نکته قابل توجه در این خصوص این است که باید در نظر گرفت حقوق بین الملل در زمان تدوین اساسنامه و منشور بسیار نوپا بوده و دارای خلاء های فراوان بود لذا شاید استفاده از این نظریه در خصوص منبع قراردادن تحلیل و آراء و رویه می توانست به بالغ شدن این رشته از حقوق کمک شایانی نماید.

آنچه امروزه مورد تایید و تاکید قرار می گیرد همان است که پیش از این در سال ۲۰۰۳ در همایش رویه سازی حقوق بین الملل فرانسه مطرح شد هر چند بحث تعارض قوانین در آراء موجب تفرقه گردیده است اما باید توجه نمود که این تعارض نه تنها مخل رشد حقوق بین الملل نیست بلکه موجبات پویایی آن را نیز فراهم می نماید، رویه قضایی ولو حتی متعارض می تواند در توسعه حقوق بین الملل موثر باشد.

یک مثال تاریخی:

در سال ۱۹۵۱ دیوان در بحث پرونده تفسیر کنوانسیون منع کشتار سوالی را مطرح نمود که آیا می توان در این کنوانسیون حق شرط رزرو قرار داد یا خیر؟ بحث این بود که در آن کنوانسیون حق شرط پیش بینی نشده بود، سوال اساسی این بود که آیا حق رزرو هم قرار دارد یا خیر؟  کشورهای اروپای غربی بر این باور بودند که اگر کنوانسیون در اسناد خودش حق رزرو نداشت نمی توان آن را متصور شد؛ اما کشور های بلوک شرق معتقد بودند می توان این شرط را در هر حالی اعمال نمود.

لذا دبیرکل مسئله را به کمسیون حقوق بشر و دیوان ارجاع نمود، نهایتاً کمسیون نظر غربی ها را قبول نمود اما دیوان نظر دیگری را اتخاذ کرد، دیوان بیان نمود: حتی در کنوانسیون هایی که حق شرط پیش بینی نشده می توان حق شرط را اعمال نمود و نیازی به قبول شرط واضع شرط برای دیگر کشورها لازم نیست و در واقع دیوان حقوق موجود را اصلاح نمود.

لذا با عنایت به این مثال می توان نتیجه گرفت رویه قضایی می تواند حقوق موجود را اصلاح نماید. البته برخی نیز به استناد ماده ۵۹ اساسنامه دیوان بین المللی دادگستری که بیان می دارد احکام دیوان فقط درباره طرفین اختلاف و در موردی که موضوع حکم بوده الزام‌آور است؛ این نظریه را رد می نمایند.

نمونه ای از آراء:

  1. رای دیالو
  2. رای فرنی
  3. رای پرونده نهنگ ها
  4. رای پرونده کارخانه خمیر کاغذ
  5. دعوای لاگراند
  6. رای سکوهای نفتی
  7. و …

تعریف اختلاف از نظر دیوان چیست؟

در اولین پرونده ۱۹۲۳ که در نزد دیوان دائمی دادگستری مطرح شد دیوان اختلاف را تعریف نمود؛ همسو نبودن رای یا نظر دو شخص یا دو تابع یا دو عنصر بین المللی در موضوع و قلمروی حقی یا وقوع حقی و یا مانند آن و تعارض منافع میان آن دو را اختلاف می گویند.