حلول سال ۱۳۹۴مبارک

زمان مطالعه: < 1 دقیقه

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ وَلَهُ الْحَمْدُ فِی الْآخِرَهِ وَهُوَ الْحَکِیمُ الْخَبِیرُ

Amoo_Norouz_87_II_by_arthome121

برخود لازم می‌دانم تا حلول سال نو را خدمت تمامی دانشجویان و دانش‌پژوهان گرامی تبریک و تهنیت عرض نمایم، امیدوارم سال جدید را باهدف گذاری، تلاش، تفکر و پشتکار مضاعف آغاز و در امور علمی و دانشگاهی موفق‌تر از سال پیش عمل نمایید، آنچه در این روزها مهم و ضروری به نظر می‌رسد، تهذیب نفس، حاکمیت عقل، اخلاق‌مداری، صبر و تلاش علمی و عملی در راستای ارتقاء سطح انسانیت، استقرار عدالت و مهرورزی به‌تمامی آحاد بشری فارغ از نژاد و عقیده و تابعیت است. لذا امیدوارم همگی ما با انجام به تکالیف شرعی و انسانی خود که مهم‌ترین آن امربه‌معروف و نهی از منکر است تلاش نماییم تا وظیفه و تکلیف خود را در این راستا به بهترین نحو ممکن به ثمر بنشانیم که ما مأمور به انجام تکلیف و وظیفه هستیم و نه حصول نتیجه، از خدا می‌خواهم با عنایت خویش راه را بر همه ما هموار سازد و بر خود و شما فرض می‌دانم تا با تلاش علمی خود در سنگر جهاد علمی پرتلاش‌تر از قبل به تولید علم همت بگماریم، باشد تا خداوند متعال نیز رحمت و نعمت خود را بر ما فزونی بخشد ان شاء الله.

حفظ محیط‌ زیست یک وظیفه حاکمیتی

زمان مطالعه: 3 دقیقه

محیط زیست

«محمدجعفر نعناکار» در گفتگو با خبرنگارحقوقی قضایی باشگاه خبرنگاران، با اشاره به مبارزه جدی با زمین خواری، گفت: همان‌گونه که می‌دانیم برخی حقوقدانان حقوق بشر را به سه نسل تقسیم می‌کنند که حقوق نسل اول به حقوق مدنی و سیاسی که دربردارنده حقوق مربوط به زندگی و مشارکت سیاسی است می‌پردازد، همچنین حقوق نسل دوم به مسائل حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی که شامل حقوق مربوط به امرارمعاش می‌شود پرداخته و در آخر، حقوق نسل سوم، به‌عنوان حقوق جمعی و گروهی شناخته می‌شود که صلح و حقوق پاک‌سازی محیط‌زیست را دربر می‌گیرد.

وی ادامه داد: یکی از کارکردهای حقوق محیط‌زیست به‌عنوان شاخه‌ای از حقوق، پرداختن به مسائل زیست‌محیطی است که در این میان تفکیک وظایف حاکمیتی و غیر حاکمیتی از اهداف مهم آن به شمار می‌رود، لذا همان‌گونه که مقام معظم رهبری اشاره فرمودند، حفظ محیط‌ زیست یک وظیفه حاکمیتی است که باید با تهیه سند ملی محیط‌ زیست و پیوست زیست‌محیطی برای همه طرح‌های عمرانی و صنعتی و همچنین جرم انگاری تخریب محیط‌ زیست، به این وظیفه بسیار مهم، عمل شود.

این حقوقدان افزود: همان‌گونه که ایشان نیز به‌درستی اشاره کردند، اسلام و ادیان الهی همواره بر لزوم احساس مسئولیت انسان در قبال طبیعت و حفظ تعادل میان انسان و طبیعت تأکید کرده‌اند، زیرا عامل اصلی بروز مشکلات زیست‌محیطی بر هم خوردن این تعادل است و شاید ازاین‌رو باشد که حقوقدانان جهان با هر مکتب و مذهبی در خصوص حفظ محیط‌ زیست و احیا و حفاظت از آن تقریباً هم‌نظر و هم موضع هستند به‌گونه‌ای که تا امروزه کنوانسیون‌های متعددی در این خصوص تهیه و مورد تصویب جامعه جهانی قرارگرفته است، هرچند که در مقام عمل، معمولاً به علت ضعف‌های مدیریتی و مسائل سیاسی و سیطره (استعمار) اقتصادی این مهم کمتر به ظهور و ثبوتی که مدنظر بوده است رسیده است.

نعناکار تصریح کرد: درهرحال همان‌گونه که ولی امر مسلمین نیز اشاره نموده‌اند مسئله محیط‌ زیست، مسئله این دولت یا آن دولت، مسئله‌ این شخص یا آن شخص و مسئله این جریان و یا آن جریان نیست، بلکه موضوعی کشوری و ملی است که باید برای حل مشکلات مرتبط با آن، همه دست‌به‌دست یکدیگر دهند، لذا از همین جهت است که رشته‌های متفاوت و مرتبط با علوم زیستی چون رشته‌های مهندسی منابع طبیعی – محیط‌زیست، مهندسی عمران – محیط‌زیست، مهندسی شیمی – محیط‌زیست، حقوق محیط‌زیست و مهندسی بهداشت محیط می‌بایست در کمیته‌های تخصصی در سطوح بالا تشکیل و به تشریک‌مساعی پرداخته و از تجربیات ملل مختلف در این حوزه استفاده کنند.

وی اظهار داشت: آنچه در این میان به دوش متخصصان حقوق محیط‌زیست است، آن است که این متخصصان می‌بایست در خصوص جرم انگاری مسائل مرتبط با امور زیست‌محیطی با توجه به تجربیات ملل دیگر اقدام کرده، اسناد ملی و بلندمدت حقوقی محیط‌زیست را تدوین، کنوانسیون‌های مربوطه را شناسایی، و در خصوص انعقاد معاهدات دو یا چندجانبه در خصوص انتقال تجربه و همکاری‌های بین‏‌المللی کوشش کنند.

این حقوقدان در پایان خاطرنشان کرد: تهیه ابزارهای مناسب حقوقی جهت اقدامات تأمینی و پیشگیری از مسائل و اعمال مرتبط با تخریب زیست‌محیطی، آگاهی‌رسانی، آموزش همگانی، تشکیل دادسراها و دادگاه‌های تخصصی، تشکیل کمیته‌های عالی و همکاری‌های میان سازمانی تنها بخشی از اقدامات حقوقی می‌تواند باشد که در راستای منویات مقام معظم رهبری و تلاش‌های جامعه جهانی قابلیت اجرایی دارد، بی‌شک ارتقاء سلامت حقوقی در همه ابعاد و زوایای آن می‌بایست به‌صورت متوازن رشد کند تا شاهد کشوری توانمند و توسعه‌یافته در حوزه‌های مختلف حقوق بشری باشیم.

خبرگزاری باشگاه خبرنگاران

حقوق مخاصمات مسلحانه – جلسه اول

زمان مطالعه: 2 دقیقه

k8263

جنگ پدیده ای تاریخی است و برای تعریف آن دو نظر وجود دارد:

  • نظریه اول: جنگ ذات انسان است، زیرا گفته می شود انسان ذاتاً شرور است، مثل هابس که معتقد است  اگر جنگ نکنید با شما جنگ خواهند کرد و از اینرو معتقدند بشر به دو دسته تقسیم می گردند: الف) نژاد برتر. ب) نژاد بربر.

جنگ وسیله است برای رام نمودن انسانهای دون زیرا که از انسان های برتر تبعیت نمی کنند، برای همین است که ارسطو به اسکندر می گوید بعد از حمله به ایران، ایرانیان را برده خود نماید.

نظریه بالا همچنان امروزه و در دنیای معاصر نیز مطرح می گردد، به طور مثال هیتلر گفته است به موجب طبیعت ما برتر هستیم و یا پریزیدنت بوش گفته است فرهنگ آمریکایی فرهنگ برتر است.

این نظریات امروزه به گونه ای متفاوت ظهور نموده، به طور مثال فوکویاما بعد از فروپاشی شوروی سابق بیان نمود، آخرین نسخه اداره بشر نسخه لیبرال دموکراسی است. همچنین نومحافظه کاران عقیده دارند رسالت آنان ایجاب می کند فرهنگ آمریکایی را بر دنیا حاکم نمایند، لذا برای این منظور آمریکایی ها برای غالب نمودن فرهنگ خود از عالی ترین تجهیزات نظامی استفاده مینمایند، بدین منظور آمریکایی ها دشمنی ساختند به نام تروریسم (War on Global terrorism) از این رو واقعه ۱۱ سپتامبر به صورت مشکوکی اتفاق می افتد.

  • نظریه دوم: جنگ محصول دو علت است:
  1. فزون طلبی
  2. انحرافی که علمای دین در ادیان ایجاد نمودند.

در هر حال می توان بیان نمود از منظر غرب جنگ را می توان به ۳ دوره تقسیم نمود:

  1. تا جنگ جهانی اول
  2. فروپاشی دوم یا پایان جنگ سرد
  3. پس از پایان جنگ سرد

تا زمان جنگ جهانی اول تمام متفکران جنگ را می ستایند، سن آگوستین، ارسطو و افلاطون از این نظریه دفاع می کنند و همچنین ماکیاول معتقد بود حکمران نباید هیچگاه از جنگ غفلت کند، همچنین هگل بیان می داشت نزاع بین ایده ها امری قهری است و نیچه نیز معتقد بود باید به مسیحیت به این جهت که دعوت به فروتنی می نماید باید تازید.

از اینرو است که امروزه صلح باید به عنوان ابزاری برای جنگ ها نوین پیگیری گردد و کوتاه ترین صلح ها بیش از طولانی ترین جنگ ها است، جنگ چنان در دید آنان مقدس است که هر هدفی را مقدس می کند و همگان را به آن تشویق می نماید، کانت معتقد است  صلح حالت طبیعی نیست بلکه این جنگ است که حالتی طبیعی دارد؛ لذا تنها چیزی که موجب تغییر موضع غرب به جنگ شد، جنگ اول و دوم بود که در این جنگ ده ها میلیون از خودشان را کشتند.

بند ۴ ماده ۲ منشور، توسل به زور در روابط بین الملل ممنوع است، همچنین تهدید نیز ممنوع است، لذا سنگ بنای سازمان ملل قصد ممنوعیت توسل به زور در روابط بین الملل است.

لذا جنگ ممنوع می گردد مگر در دو حالت: ۱- مجوز شورای امنیت. ۲- دفاع مشروع.

در دفاع مشروع نیز سه حالت متصور است: ۱- ضرورت داشته باشد. ۲- تجاوز صورت پذیرفته باشد. ۳- متناسب با تجاور باشد.