تأثیر امضای دیجیتالی بر مکاتبات الکترونیکی در دعاوی خارجی

زمان مطالعه: < 1 دقیقه

در جهان امروز مدیریت اسناد الکترونیکی و ارسال و دریافت اطلاعات الکترونیکی بخش بزرگی از مکاتبات و فعالیت های اجرایی و خصوصاً بازرگانی را شامل می شود. انتظار می رود که استفاده از اطلاعات مبتنی بر رایانه در سطح جهان به طرز قابل توجهی گسترش پیدا نموده و بخش اعظمی از فعالیت ها را به خود متمرکز نماید. یکی از تکنولوژی هایی که موجب افزایش اعتماد گردیده، امضای دیجیتالی است. این تکنیک مبتنی بر رمزگزاری باعث به رسمیت شناختن اطلاعات الکترونیکی شده به طوریکه هویت  پدیدآورنده سند وجامعیت اطلاعات آنرا قابل بازبینی و کنترل می نمایاند.

 برای دانلود کامل مقاله اینجا را کلیک کنید.

دسته‌بندی نشده

انتخاب رئیس حکومت توسط مردم

زمان مطالعه: 4 دقیقه

ميزان، راي مردم است. مردم با انتخاب و راي خويش به تكليف آوري مكلف به بهترين انتخابند. آراي عمومي در زمان حاضر از اهميت فراواني برخوردار است چرا كه بيشتر حكومتها آن را به عنوان يك ضابطه و اصل پذيرفته‌اند و سعي دارند خود را در اعتقاد و عمل به آن پايبند نشان دهند و به اين وسيله در ميان مردم خود و در سطح بين‌المللي از موقعيت بهتري برخوردار گردند.

امروزه آراي عمومي نه تنها ملاك مقبوليت يك حكومت به شمار مي رود، بلكه ملاك مشروعيت آن نيز دانسته مي شود چرا كه بسياري از حكومتهاي دنيا، منشاء حاكميت را مردم يا ملت مي دانند.

اميرالمومنين عليه السلام شناخت و مطالعه پيرامون نامزدين خلافت را براي مردم از شرايط انتخاب بر مي شمارد و انتخاب خويش را نيز بي مطالعه و ناگهاني نمي دانند. او دولت را به گونه‌اي مي‌بيند كه مي بايست مردم را براي خدا بخواهد و به تعبيري در تمامي عرصه‌هاي فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي مردم را به سوي كمال و خداگونه كردن رهنمون مي‌سازد. هرچند مردم و انتخاب گران او – حاكم – را براي خويش بخواهند، لكن دولت منتخب، مي‌بايست قسط و عدل را شيوه خويش سازد و از سوي ديگر مردم به منظور اصلاح خويش و از آن مهمتر اصلاح جامعه به حكومتي صالح راي دهند. با عنايت به اينكه رهبري با شيوه‌های خير و يا شر مي‌تواند جامعه‌اي خير يا شر بسازد، كاملاً آشكار خواهد شد كه راي مردم در ارتباط با اصلاح جامعه خويش، ارتباطي تنگاتنگ با انتخاب دولت خواهد داشت و در واقع اگر دولتي بر سر ضعيفان جامعه دستي بكشد و يا افسار ظالمان را چنان بكشد كه آنان را حتي با كرامت به آبخورگاه حق بياورد، برخواسته از همان راي با مطالعه و آگاهانه مردم است.

حضرت علي عليه السلام مي فرمايد: لم تكن بيعتكم اياي فلته و ليس امري و امركم واحدا. اني اريدكم لله و انتم تريدونني لانفسكم. ايها الناس اعينوني علي انفسكم و ايم الله لاتصفن المظلوم و لاقودن الظالم بخزامته حتي اورده منهل الحق و ان كان كارها[1]

يعني بيعت شما با من بي مطالعه و ناگهاني نبوده و اكنون كار من و شما يكسان نيست. من شما را براي خدا مي خواهم و شما مرا  براي خويشتن. اي مردم به من براي اصلاح خودتان كمك كنيد. به خدا سوگند، داد مظلوم را از ظالم مي‌گيرم و افسار ظالم را مي كشم تا وي را به آبخورگاه حق وارد سازم اگر چه مايل به اين كار نباشد.

اين كلام را امام عليه السلام وقتي فرموده كه «عبدالله بن عمر بن الخطاب و سعدبن ابي وقاص و محمد بن مسلمه و حسان بن ثابت و اسامه بن زيد از بيعتش تخلف نمودند[2]

علامه جعفري در ذيل همين خطبه نوشته‌اند: از يك طرف بعضي از مدافعين مي‌گويند: ابوبكر به جهت شايستگي و علل منطقي مورد بيعت قرار گرفته است، زيرا اگر چنين نبود مورد اعتراض مهاجرين و انصار و همه مسلمانان قرار مي گرفت در مقابل اين گروه كساني هستند كه مي‌گويند اصل جريان نه مطابق نظر آن مدافعين بوده است و نه فلته – حادثه ناگهاني – بلكه بعضي از صحابه پيش از وفات پيامبر اكرم (ص) اين جريان را تدبير و تثبيت كرده بودند و به هر حال با نظر به اينگونه تناقضات در تفسير جريان فوق لازم است كه صاحبنظران مخلص و متقي و مطلع از قضاياي صدر اسلام، اين جريان را با كمال دقت و حمل و صرف وقت لازم مورد تحليل قرار داده و واقعيت را تبيين نمايند و ليس امري و امركم واحدا، اني اريدكم لله و انتم تريدونني لانفسكم، كار و تلاش و هدف من در حيات غير از كار و خواسته‌هاي شما است زيرا من شما را براي خدا مي‌خواهم، شما من را براي خودتان. من شما را براي قراردادن در جاذبه كمال الهي مي‌خواهم. شما مرا براي اشباع هوي و هوس‌هاي خود مي‌خواهيد[3].

ايشان سپس اضافه مي كنند: «مفهوم گفتار امام عليه السلام كه فرموده است بيعت شما با من بي انديشه و ناگهاني نبود، اين است كه چون بيعت آنها از روي تدبير و انديشه بوده كسي نمي‌تواند پس از انجام يافتن بيعت مخالفت كند و يا از آن پشيمان گردد. در اين عبارت به بيعت مردم با ابوبكر اشاره شده كه عمر درباره آن گفت: كانت بيعه اني بكر فلته و قي الله شرها يعني: بيعت مردم با ابوبكر ناسنجيده و بدون انديشه بود و خداوند مردم را از شر آن محفوظ داشت. فرموده است: و ليس امري و امركم واحداً. اين بيان اشاره است به تفاوتي كه ميان اقدامات امام عليه السلام و خواسته‌هاي آنها وجود دارد و اين تفاوت و اختلاف را با ذكر اين كه من شما را براي خدا مي‌خواهم، روشن مي گرداند و معناي سخن مذبور اين است كه من از شما پيروي و فرمانبرداري مي‌خواهم، تا به ياري شما دين خدا را بر پاي دارم و احكام و حدود او را اجرا كنم و شما مرا براي خودتان مي‌خواهيد. يعني : براي اينكه از عطايا و مقام و منزلت و منافع ديگر دنيوي برخوردار شويد و پس از اين گفتار توبيخ آميز آنان را مخاطب قرار داده از آنها مي‌خواهد كه براي اصلاح احوال خودشان وي را ياري كنند و فرمانبردار او باشند و دستورها را به كار بندند. سپس سوگند مي خورد كه انتقام ستمديده را خواهد گرفت و ستمگر را مهار خواهد كرد. استعاره واژه قود، كه به معناي كشيدن است، براي توصيف اين معنا است كه او ستمكار را به ذلت خواهد كشانيد و او را وادار خواهد كرد كه حق را اذعان كند و به آن تن در دهد[4]

«واژه (خزامه) تشريحي بر اين استعاره است. همچنين واژه منهل (آبشخور) را كه براي حق استعاره فرموده است، بدين مناسبت كه آبشخور محلي است كه تشنه كامان با رسيدن به آن از رنج تشنگي آسوده مي شوند. حق نيز چشمه زلالي است كه سينه ستمديدگان با آن شفا مي يابد و با رسيدن به آن درد و رنج آنان برطرف مي‌شود و توفيق از خداست[5]».

لذا مشاهده مي‌كنيم در عين اينكه انتخاب رئيس حكومت با اختيار و دانش كامل انجام مي‌پذيرد، ولي پس از انتخاب تا زماني كه از حق و اسلام عدول نشود، به منظور پيشبرد اهداف حكومت، كسي اجازه بيعت شكني و مخالفت ندارد و بسيار جالب است كه به عنوان يكي از مصاديق بارز اين گونه سياسي ها  در انتخابات رياست جمهوري  دوم خرداد 1376همانهايي كه براي نامزد خود سنگ او را به سينه مي‌زدند، بعد از انتخاب او و گذر زماني از دوران مسئوليت طرح عبور از همو رامطرح مي‌كنند و به نوعي بيعت شكني مي‌كنند، درست مخالف معتقداني كه اگر به او راي نداده‌اند به احترام رأي ملت تا آخر به او وفادار بوده‌اند

 


[1] – نهج البلاغه – خطبه 136

[2] – شرح نهج البلاغه – ميرزا احمد مدرس وحيد – ج 9 – ص 40

[3] – ترجمه و تفسير نهج البلاغه – محمد تقي جعفري

[4] – ترجمه و تفسير نهج البلاغه – محمد تقي جعفري

[5] – شرح نهج البلاغه ابن ميثم – محمدي مقدم

دسته‌بندی نشده

الویت افراد برای مقابله باخطر از نگاه سیف الله

زمان مطالعه: 2 دقیقه

مرام سيف الله در مقابل نظرات و انتقادات بسيار بزرگوارنه بود. اصولا در عين اينكه صاحب نظر و تز بود اما علاقه خاصي به شنيدن نظرات ديگران از خود نشان مي داد و در مقابل انتقاد ديگران بسيار صبورانه و برزگمنشانه برخورد ميكرد.جالب است الان شاهديم در هر جا كه احساس خطري است و يا ممكن است در مسير حركتي آبروي كسي خدشه دار شود افراد از پذيرش اين مسئوليت ابا مي كنند. لاكن در زمان جنگ كه بزرگترين دانشگاه انسان سازي بود حركت ها به گونه اي ديگر بود. ياد دارم نيروهاي كرماني مستقر در منطقه صالح مشطط در يك سنگر جمع شدند و از سيف الله دعوت كردند تا به جمع آنها بپيوند و بعنوان فرمانده منطقه سخنان و گلايه هاي آنها را بشنود. سيف الله به من موضوع را گفت و خواست تا من هم او را در اين جلسه همراهي كنم. سرتاسر صحبت هاي نماينده نيروهاي كرماني در يك جمله خلاصه مي شد و آن اینکه چرا در گشت ها، تك ها و مواردي كه البته با خطر همراه است از نيرو هاي كرماني استفاده نمي كنيد. در حقيقت جنگ شهادت طلبي بود و نه چيز ديگر. اين موضوع براي من كاملاً مشخص بود و آن صرفاً بر مي گشت به اينكه تا آنجا كه ممكن است گروهي را به خطر بيندازد كه نزديكتر ها باشند و سعي شود به گونه اي عمل شود كه به نيروهاي اعزامي كمتر صدمه وارد شود . ولي در هر حال جملات و اعتراضات براي طرح اين موضوع خيلي شديد بود . نكته جالبي كه در اين صحبتها همراه بود اينكه گوينده در هنگان صحبت چشم به ديوار دوخته بود . سيف الله در آخر با يك كلام كه سعي مي كنم در برنامه هاي بعد از شما هم استفاده كنم اكتفا كرد. بعد از ختم جلسه به او گفتم چرا جواب بچه ها را خلاصه گفتي و موضوع را تشريح نكردي . با لبخند جواب داد فكر كنم خطاب سخنانش ديوار بود و به من نمي گفت و به نوعي با بزرگواري بدون اينكه تنشي پيش بياد از كنار اين موضوعات رد مي شد. و اعتقاد داشت اول كسي كه بايد در معرض خطر قرارگيرد خودش است و بعد نزديكترين افراد به خودش و بعد ديگران . وبراي سلامتي ديگران بسيار واسواس بخرج مي داد.

دسته‌بندی نشده