دسته بندی های مردم در نهج البلاغه

زمان مطالعه: 6 دقیقه

با مطالعه خطب، نامه‌ها و كلمات قصار نهج البلاغه شاهد دسته‌بندي‌هاي متنوعي از مردم در منظر علي عليه السلام مي‌باشيم. در اين قسمت بر آنيم تا با مروري به نهج البلاغه با پاره‌اي از اين دسته‌بندي‌ها از نگاه آن امام همام آشنا گرديم.

الف دسته‌بندي مردم از جهت سطوح علمي

مي‌دانيم سطوح علمي مردم با هم يكسان نيست و تك تك افراد جامعه بهره‌هاي مختلفي برده‌اند. شايد در گذشته به دليل محدوديت علوم بشري اين امكان وجود داشت كه به سادگي بين افراد جامعه تفاوتي قائل شد ولي اكنون كه علوم پراكنده وهر نوع آن بسيار گسترده شده است، و هر روز نيز برشقوق آنها افزوده مي شود تفاوت و اختلاف سطح دانش بين افراد بسيار مشكل باشد، ولي هميشه يك قاعده كلي پابرجاست و آن دسته‌بندي مردم از جهت سطوح علمي است.

v      علما و دانشمندان كه به نوعي اساتيد علوم مختلف‌اند.

v       دانشجويان و دانش پژوهان كه تعبير كلي آن همه افرادي كه تشنه علمند و به دنبال آن روانند.

v       عوام و ناآگاهان.

 حضرت علي عليه السلام در خلال سخني، اين اختلاف سطوح دانش را به دانشجويي بي نظير به نام كميل (عليه الرحمه) آموخت.

كميل كه يكي از اصحاب بزرگ مولا علي عليه السلام است مي‌گويد: روزي علي عليه السلام دست مرا گرفت و با خودش همراه كرد تا از شهر خارج شديم و به محلي به نام جبان رسيديم. همينكه از شهر خارج شديم و خلوتي فراهم شد، تنفش الصعداء. نفس عميقي كشيد و بعد فرمود: «يا كميل ابن زياد؛ ان هذه القلوت اوعيه  فخيرها اوعاها، فاحفظ عني مااقول لك[1]» يعني: اي كميل ابن زياد، اين دلها (ظرفهاي علوم و حقايق و اسرار است. بهترين آن دلها نگاهدارنده آنهاست. سپرده شده را خوب نگاهداري كرده به ياد دارد پس (هشيار باش) از من نگاهدار و به ياد داشته باش آنچه به تو مي گويم.

سپس مردم را به شكل زير تقسيم بندي نمود كه : الناس ثلاثه: فعالم رباني، و متعلم علي سبيل نجاه، و همج رعاع[2] يعني: مردم سه دسته‌اند: عالم رباني (داناي خداشناسي كه به مبدأ و معاد آشنا بوده به آن عمل نمايد) و طالب علم و آموزنده‌اي كه (از جهل و ناداني) بر راه نجات و رهايي يافتن است و مگسان كوچك و ناتوانند (نادان نفهم به انواع زشتيها آلوده) كه هر آواز كننده‌اي (به هر راهي) را پيروند و با هر بادي ميروند (درست را از نادرست تميز نداده و به مذهب و طريقه‌اي پايدار نيستند و به هر راه پيش مي آيند مي‌روند).  شهيد مطهري در ذيل اين حكمت مي گويد: «البته در اصطلاح حضرت علي عليه السلام عالم رباني غير از عالم رباني‌اي است كه ما به هر كس تعارف مي كنيم. يعني يك عالم واقعاً صد در صد الوهي و خالص براي خدا كه شايد اين تعبير جز بر پيغمبران صلواتهم اجمعين صادق نيست و متعلم علي سبيل نجاه چون آن عالم را در مقابل اين متعلم گرفته، مقصود عالمي است كه از بشري تعمل نمي كند[3]».

آنگاه حضرت عليه السلام در وصف طبقه سوم مي فرمايد: لم يستضئوا بنورالعلم و لم يلجا و الي ركن وثيق[4] يعني : از نور علم پرتوي نگرفته‌اند و به پايگاه محكمي هم تكيه ندارند.

بعد شروع به شكايت از مردم اهل زمان خويش مي كند و از نبود كساني كه لياقت و توانائي فهم معارف الهيه را ندارند تأسف مي خورد سپس مي فرمايد: آري مي يابم تيزفهم را كه از او (برآن علوم) مطمئن نيستم. (زيرا) دست افزار دين را براي دنيا به كار مي برد و به نعمتهاي خدا (توفيق به دست آوردن علم و معرفت) بر بندگانش و به حجت‌هايش (عقل و خرد) بر دوستانش برتري مي جويد.

حضرت عليه السلام در خصوص عده ديگر كه پيرو دين حق هستند ولي فهمشان كوتاه است و به همين سبب در شرح حقايق و معارف، اعتمادي به فهم آنان نيست مي فرمايد «با اولين شبهه‌اي كه روي دهد شك و گمان خلاف در دل او آتش مي افروزد» تا اينجا تقريباً سخن حضرت عليه السلام يأس آور است (زيرا به نظر مي رسد كه) پس كسي پيدا نمي شود، ولي در ذيلش مي فرمايد: «اللهم بلي …..» نه اينطور هم نيست كه هيچ كس پيدا نشود بلكه من اكثريت مردم را مي گويم[5].

تحليلي بر سخنان امام عليه السلام:

در اين بخش از سخنان امام عليه السلام نكته‌اي كه قابل تأمل   است نوع تقسيم بندي آن بزرگوار است كه مردم را به سه دسته تقسيم كرده است و جهت تقسيم آن است كه مردم يا عالمند و يا عالم نيستند. دسته دوم يا دانشجويند و يا در پي دانش نيستند. آنگاه هرقسمتي از اقسام سه گانه را به صفتي وابسته ساخته است.

دسته اول:  

امام عليه السلام عالم را به صفت رباني منسوب و به پروردگار متعال وصف نموده است: يعني عالمي كه با پروردگار متعال آشنا و عارف به خداي تعالي است.

مي‌دانيم كه خداوند مي‌فرمايد: «كونوا ربانيتين» و بعضي گفته‌اند از آن جهت به اين نام ناميده‌ شده اند كه دانشهاي كوچك را پيش از علوم سطح بالا به دانش آموزان تعليم مي‌دهند و نيز گفته شده است كه چون آنان علم را اصلاح مي كنند و از خطا و اشتباه مبرا مي‌سازند.

اميرالمومنين عليه السلام در جايي ديگر و به مناسبتي ديگر، اشاره‌اي به ربانين مي كند و ضمن شرح اوصاف آنها دستور به اطاعت از آنها مي‌دهد. مي فرمايد: «فاستمعوا من ربانيكم، و احضروه قلوبكم، و استيفظوا ان هتف بكم و يصدق رايد اهلهه و ليجمع شمله و ليحضر ذهنه، فلق لكم الامر فلق الخرزه[6]» يعني : پس به سخن مردم خداشناس و رباني خود گوش فرا دهيد و دلهاي خود را (براي شنيدن او) حاضر سازيد و چون به شما فرياد زند، از خواب غفلت بيدار شويد، كسي كه براي اطلاع از چراگاه مي‌رود بايد به قوم خود راست بگويد، و بايد افكار خود را جمع نمايد و ذهن خويش را آماده سازد. پس هر آينه به تحقيق آن مرد عالم رباني امور مبهم را بر شما شكافته و باز كرده است. همانند شكافتن و سوراخ كردن  مهره تا معلوم گردد كه در درون آن چيست؟) و همچون كندم صمغ از درخت.

مي‌دانيم كه صحنه‌هاي زندگي هيچگاه از فريب و تبليغات كاذب خالي نيست. مردم ساده لوح خيلي زود فريب اكاذيب را مي خورند و تبليغات فريبنده ، آنها را از مسير صحيح منحرف مي‌سازد كه اغلب رهبران الهي با اين مشكل مواجه بوده‌اند. توده مردم در معرض خطر حمله دشمن بوده و خيلي زود به دام دشمن مي‌افتاده‌اند و غالباً در حال تزلزل به سر برده‌اند و به همين جهت، دشمن هميشه حداكثر استفاده را از آنان مي كرد[7]. لذا نكته‌اي كه امام عليه السلام به آن توجه مي‌دهد، گوش كردن به فرمان عالمان رباني است كه مشخصات آنان نيز با استنباط از كلام حضرت )ع) به شرح ذيل است:

1 – علماي رباني به مردم دروغ نمي‌گويند و اصولاً اهل دروغ نيستند.

2 – علماي رباني باعث وحدت و انسجام‌اند و به اصطلاح، افكار فراجناحي دارند و عامل پيوند همه اقشار ملت هستند.

3 – فرزانه و با تدبيرند.

4 – اهل تجزيه و تحليل‌اند و مسائل غامض را موشكافانه و شفاف براي توجيه مردم مطرح مي‌كنند.

دسته دوم:

دانشجو، كه امام عليه السلام او را به خصيصه درراه نجات بودن وصف كرده است .چون علم، وسيله نجات و رستگاري در عالم آخرت است و دانشجوي در مسير تحصيل علم، در حقيقت در راه نجات حركت مي كند تا به وسيله دانش به آن هدف نهايي برسد.

دسته سوم :

عوام و ساده لوحانند كه امام عليه السلام آنان را با شش ويژگي تعريف كرده است:

1 – كلمه همج، مگس خرد را به جهت حقارت و بي ارزشي براي آنان استعاره آورده است.

2 – آنان را به ساده لوح بودن و تازه كاري معرفي كرده است؛ زيرا اين دو صفت ممكن است از ناداني سرچشمه گرفته باشد.

3 – پيرو هر صدايي بودن، به ملاحظه شباهت داشتن به گوسفندان در غفلت و ناداني.

4 – اين توصيف كه آنان با هر بادي روانند، كنايه از ناتواني ايشان در ثبات و عدم پايبندي به يك مذهب و مرام است.

5 – آنان از پرتو دانش روشني نمي گيرند؛ يعني ايشان در تاريكي جهل به سر مي‌برند.

6 – آنان به پايه استواري پناه نجسته‌اند؛ پايه استوار، كنايه از عقايد بر حق و يا دليل و برهاني است كه بتوان در رفع گرفتاري‌هاي آخرت بر آن تكيه كرد.

در حقيقت علي عليه السلام در تشويق دانش اندوزي و ارتقاء سطح دانش مردم را سفارش كرده است، چرا كه دانش علاوه بر روشنگري و شناخت سره ازناسره امتيازهاي ويژه‌اي براي صاحب آن ايجاد مي كند كه هرگز ثروت و اموال نمي تواند ايجاد كند[8]:

 


[1] – نهج البلاغه – ح 139

[2] – نهج البلاغه – همان

[3] – امامت و رهبري – مرتضي مطهري

[4] – نهج البلاغه – ح 139

[5] – همان

[6] – نهج البلاغه – خطبه 107

[7] – نهج البلاغه از ديدگاه قرآن – ترجمه مصطفي زماني نجف آبادي

[8] – محمدي مقدم در شرح نهج الباغه ذيل اين قشمت مي گويد:

الف – دانش صاحب خود را بر گرفتاري‌هاي دنيا و آخرت نگهداري مي كند اما مال را صاحبش حفظ مي كند و امتياز روشني در فضيلت و منفعت بين آنچه پاسدار صاحب خود باشد و بين آنچه به پاسداري صاحبش نيازمند است وجود دارد.

ب – دانش با خرج و صرف و فايده رساندن به علاقه مندانش فزوني مي يابد به بار مي نشيند چرا كه ؟؟، خود نيز ضمن تعليم و مذاكره متذكر شده و فراموش نمي كند و آنچه را نمي‌داند استنباط مي كند اما مال به خرج و صرف انفاق به ديگران كاهش مي يابد.

ج – با از بين رفتن ثروت بخشش مال كه همان نيكي كردن به وسيله مال و دارايي باشد از بين مي رود اما احسان به وسيله علم به خاطر بقاي علم باقي و جاويد است.

د – آشنايي با دانش، خود ديانت است يعني تحصيل دانش خود روش دينداري است.

ه – انسان به وسيله مرگ در زندگي دنيا مردم را تحت فرمان آورده و نام نيك پس از مرگ را كسب مي كند كه اين دو جمله فضايل خارجي علمند.

و – حاكم بودن دانش، نسبت به ثروت و مغلوب و محكوم بودن ثروت نسبت به آن يعني دخل و تصرف علم در راه به دست آوردن مال و انفاق تنها مطابق علم و آگاهي به راه‌هاي كسب و مصرف مال وابسته است.

ز – از دلايل برتري علم بر ثروت آن است كه اندوخته كنندان ثروت در آخرت ملاك مي شوند و در دنيا نيز مغلوب و محكومند گرچه بر زنده بودن آنان گواهي دهند چنانكه خداوند متعال مي فرمايد: والذين يكنزون الذهب و الفضه اما دانشمندان هميشه زنده‌اند هر چند كه بدنهاي آنان از دنيا مي رود اما سيمايشان در دلها زنده و ماندني است.

دسته‌بندی نشده

خواص لیمو ترش

زمان مطالعه: 2 دقیقه

lemon

 لیمو ترش به دو صورت لیمو ترش معمولی و لیمو عمانی در ایران مصرف می شود. همانطور که می دانید لیمو ترش منبعی سرشار از ویتامین c مورد نیاز بدن می باشد . کمبود ویتامین c در بدن باعث بروز بیماری به نام اسکوروی می شود که علائمی چون عفونت لثه ها و خونریزی آن ، ظاهر شدن خون مردگی و کوفتگی زیر پوست،وضغف عضلات است که به وسیله ویتامین cو مصرف لیمو ترش قابل پیشگیری است.

همچنین ویتامین c موجود در لیمو ترش خاصیت آنتی اکسیدانی داشته و می تواند با نیتروز آمین ها که از ترکیبات سرطانزا در بدن می باشند به خوبی مبارزه کند.

ویتامین های  cو a موجود در لیمو ترش اهمیت زیادی در رشد و حفظ جوانی سلولهای پوست و حفظ و سلامت و نشاط  سلولهای بدن دارد .

علاوه بر ویتامین های   cوa ترکیبات دیگری مانند پکتین نیز در لیمو ترش مشاهده می شود . همانطور که در مباحث قبلی اشاره شد پکتین دارای خاصیت ضد اسهال و تهوع می باشد و نیز از امراض قلبی جلو گیری کرده و کاهش دهنده ی کلسترول خون است.

بیوفلاونوئیدها نام نوعی دیگر از ترکیبات موجود در لیمو ترش است که باعث کاهش بروز تصلب شرائین می شود و همچنین از بیماری هایی مانند واریس و خونریزی لثه جلوگیری می کند. بیوفلاونوئیدها به مویرگها استحکام بخشیده و مانع از شکنندگی آنها می شود.

در مواقعی که افراد به تب ، آنفولانزاو سرماخوردگی مبتلا می شودند ، توصیه می شود که از آب لیمو ترش تازه استفاده نمایند چرا که خاصیت ضد میکروبی داشته و برای درمان این افراد بسیار مفید است. آب لیمو و شربت آن به دلیل وجود مقدار قابل ملاحظه ای پتاسیم دفع ادرار را افزایش میدهد، از این رو مقداری از سموم از بدن خارج می شود ضمنا می تواند کاهش فشار خون را به همراه داشته باشد.البته باید توجه داشت که مصرف زیاد آب لیمو به صورت مستقیم اثرات مخربی بر روی مینای دندان می گذارد پس بهتر است که به صورت رقیق شده مصرف شود.

جالب است بدانید که علاوه بر آب لیمو ترش پوست آن نیز دارای خواص درمانی بوده و تقویت کننده معده و جلو گیری کننده از شکنندگی عروق است. پوست لیمو بسیار معطر بوده و به صورت ترشی و مربا نیز در ایران مصرف می شود که دارای همان خاصیت پوست تازه یا گرد پوست لیمو است.

مقدار انرژی و ترکیبات لیمو ترش:

30 کیلو کالری انرژی، 7/0گرم پروتئین، 2/0گرم چربی، 54/10 گرم کربوهیدرات، 99/32 میلی گرم کلسیم، 06/18 میلی گرم فسفر و 6/0 میلی گرم آهن.

دسته‌بندی نشده

دقت سیف الله

زمان مطالعه: < 1 دقیقه

حسب مسئوليت و البته خصلت‌هاي رفتاري نسبت به پيرامون خود بسيار دقيق بود و به همين دليل تغييرات منطقه را سريع متوجه مي شد حتي دوستان رزمنده اي كه نيروهاي او محسوب مي شدند مورد توجه او بودند . لحن گفتاري ، نوع رفتاري و حركات آنها مورد عنايت او بود بياد دارم روزي كنار هم نشسته بوديم و در حال مذاكره در خصوص وضعيت منطقه بودیم كه يكي از دوستان از پشت منطقه به سمت ما حركت مي كرد بهر حال سن و لباس طوری بود که باعث مي شد كه قدرت تشخيص خيلي راحت نباشد ولي او با دقت تمام نام يكي از دوستان را برد كه من فكر نمي كردم تشخيص او درست باشد ولي با كمال تعجب ، تشخيص او درست بود و البته همين امر باعث مي شد در گشت‌ها كليه تحركات و جابجايي‌ها مورد عنايت او باشد.

 

دسته‌بندی نشده