نقش و جایگاه ساترا چیست و کجاست؟

زمان مطالعه: 8 دقیقه

«از دید ما سازمان ساترا غیر قانونی است. اصلا سازمانی به اسم ساترا نه اساسنامه دارد و نه شرح وظایف مشخص دارد و نه در سازمان امور استخدامی تشکیلات دارد و نه هیچی. همه‌اش غیر قانونی است؛ نفس وجود آن از نظر حقوقی غیرقانونی است.»

این‌ها بخشی از گفتگوی وزیر ارتباطات با روزنامه شرق است که درباره ماهیت ساترا مطرح شده؛ نظراتی که به نظر می‌رسد همچنان هم به آنها معتقد است چرا که نامه‌ها و دعوتنامه‌های ساترا در این وزارتخانه کاملا نادیده گرفته می‌شوند. در روزهای گذشته اما حذف ویدیوهای مصاحبه چند نامزد انتخابات ۱۴۰۰ به دستور ساترا از آپارات، باعث شد تا بار دیگر در اذهان عمومی این سوال مطرح شود که ساترا چیست و چرا وجود دارد؟ آیا وجود این رگولاتور که خود بخشی از سازمان صدا و سیماست، واقعا می‌تواند به کسب‌وکارهای این حوزه کمک کند یا بیشتر یک تهدید برای آن‌هاست؟

این روزها نام ساترا بیشتر از پیش شنیده می‌شود؛ دستورات این سازمان به بزرگترین سایت اشتراک ویدیوی ایران یعنی «آپارات» برای حذف برخی ویدیوها که مرتبط با انتخابات ریاست جمهوری پیش رو هستند، مساله‌ای است که بسیاری از کارشناسان و حتی کاربران اصولگرا در شبکه‌های اجتماعی آن را زیر تیغ تیز انتقادات خود گرفتند. آنها معتقدند سانسور کردن ساترا در وهله اول باعث خدشه‌دار شدن آزادی بیان شده و همچنین کاری می‌کند که پلتفرم‌های ایرانی نتوانند در بین مردم با بخت و اقبال مواجه شوند و کاربران به سمت پلتفرم‌های جهانی سوق پیدا کنند.

وزیر ارتباطات امروزه هم سیاست‌های ساترا را مشکل‌ساز می‌بیند و از آنها با کنایه و انتقاد یاد می‌کند،‌مانند توییتی که به تازگی منتشر کرد و از ساترا و تحمل کمش برای شنیدن نظرات انتقاد کرد.

آیا اصلا ساترا قانونی است؟

از زمان تشکیل ساترا تا به امروز، حواشی زیادی درباره این نهاد مطرح شده است؛ عده‌ای بر این باور هستند که ماهیت ساترا یک منشا نامشخص دارد و ماهیت وجودی آن را زیر سوال می‌برند. ساترا این انتقادات را بی‌پاسخ نگذاشته و چندباری درباره آنها صحبت کرده اما واقعیت اینجاست که یک سری موارد تا امروز هم در هاله‌ای از ابهام باقی مانده‌اند.

«محمد جعفر نعناکار» کارشناس حقوق فناوری در گفتگو با دیجیاتو به دست‌نوشته‌‌ای از رهبری اشاره می‌کند که پایه‌گذار ایجاد ساترا بوده است: «با استناد به یک نامه یا استفتا مربوط به ۱۳۹۴ که در آن ذکر شده کنترل صوت و تصویر فراگیر باید در دست صدا و سیما باشد، ساترا به وجود آمده است. مشکل اینجاست که اصلا صوت و تصویر فراگیر تا به امروز یک تعریف جامع و دقیق و قانونی پیدا نکرده که کنترل و مدیریت آن به دست صدا و سیما باشد!»

نعناکار در پاسخ به این پرسش که آیا سعی شده این موضوع در هیچ نهادی تعریف قانونی پیدا کند یا خیر به دیجیاتو می‌گوید: «خیر. معلوم نیست که صوت و تصویر فراگیر در حال حاضر برادکستینگ است یا هر دیتایی را شامل می‌شود. کسی نمی‌داند اگر یک نفر یک پادکست تولید کند یا اصلا یک کانال و صفحه در یک پلتفرم ایجاد کند مشمول این موضوع می‌شود یا خیر. یک سری نامه و تفاسیر خود‌رای در این‌باره صادر شده اما هیچ مرجع مشخصی عناصر درستی درباره آن را تعریف نکرده است. تعریف را خود ساترا داده که معلوم نیست از کجا آمده است.»

جایگاه ساترا به عنوان رگولاتور غلط است

این کارشناس حقوقی در پاسخ به این پرسش که آیا وجود ساترا به عنوان رگولاتور در این مارکت از نظر حقوقی درست است یا خیر به دیجیاتو می‌گوید: «صدا و سیما یک نهادی ایجاد کرده که قرار است صوت و تصویر مجازی را تنظیم سازی کند و بزرگترین تولیدکننده صوت و تصویر خود صدا و سیما است. این دقیقا تعارض منافع است؛ شبیه به یک بازرسی سازمانی است که باید بر خودش بازرسی کند؛ این خلاف منطق و عقل است.»

نعناکار می‌گوید شرکت‌ها یا خصوصی هستند که مربوط به قانون تجارت هستند و یا دولتی هستند که بیش از ۵۱ درصد سهامشان از دست دولت است یا عمومی-دولتی هستند؛ هر سه این مورد باید از مجراهای قانونی ایجاد شوند: «اگر شرکت هستید چند سهامدار دارید و می‌روید روزنامه رسمی و… اگر هم موسسه عمومی غیردولتی باشید ساز و کار خودش را در ماده ۵ خدمات کشوری دارد و اگر هم دولتی باشید باید ردیف بودجه از مجلس داشته باشد و مصوبه هیات وزیران هم وجود داشته باشد. اما ساترا هیچ یک این موارد را ندارد و کلی علامت سوال در آن دارد، معلوم نیست رییس آن از کجا تعیین شده و افراد آن طبق چه قانونی عمل می‌کنند؟ ماجرا بسیار پیچیده است.»

نعناکار با طرح این پرسش که اگر امروز کسی از ساترا شکایت داشته باشد نمی‌داند باید از کجا شکایت کند به دیجیاتو می‌گوید: «بعید است کسی این شکایات را رسیدگی کند.»

او با اشاره به خود سازمان صدا و سیما به عنوان نهاد بالادستی ساترا می‌گوید که خود صدا و سیما از بعد از پیروزی انقلاب تا به امروز هنوز شرح وظایف مشخصی ندارد و هربار مجلس خواسته به این مساله ورود کند، موضوع فراموش شده است: «صدا و سیما خودش را یک نهاد فراقوه می‌داند و از آنجایی که شرح وظایف خاصی ندارد تقریبا می‌تواند هر کاری انجام دهد و آن را جزو اختیارات خود بداند.»

حمایت قوه قضاییه از ساترا

این کارشناس فناوری در پاسخ به این پرسش که آیا حمایت قوه قضاییه با ابلاغیه‌ای که «ابراهیم رییسی» منتشر کرد توانسته به ساترا موجودیت ببخشید یا خیر به دیجیاتو می‌گوید: «زمانی که دولت و بازیگران بزرگتر حوزه به ساترا بی‌اعتنایی می‌کردند و اصلا مجوزهای آن را تحویل نمی‌گرفتند، صدا و سیما نیز با قوه قضاییه به واسطه ارتباطاتی که داشت وارد عمل شد و توانست آن ابلاغیه را صادر کند. پس از آن ابلاغیه بود که ماجرا عوض شد و ساترا سر و شکل دیگری گرفت.»

نعناکار در پاسخ به این پرسش که اساسا چرا پلتفرم‌های VOD و سایت‌هایی مانند آپارات با ساترا علی‌رغم این مشکلات قانونی تفاهم نامه امضا کردند به دیجیاتو می‌گوید: «دلیلش به همین نامه که قوه قضاییه ارسال کرد مرتبط است. به هر حال شخصی کسب‌وکاری در بخش خصوصی ایجاد کرده و کلی برای این کار هزینه کرده و کاربر جذب کرده است. این کسب و کار خصوصی تا جایی می‌تواند در برابر فشارها مقاومت کند و از جایی دیگر مجبور است به این بازی تن دهد چرا که ممکن است با مشکلاتی مواجه شود.»

نعناکار همچنین تاکید دارد که سازمان‌های مردم‌نهادی که پیگیر این موضوعات باشند در ایران وجود ندارد: «نه اتحادیه‌ای وجود دارد و نه انجمنی، هیچ چیزی وجود ندارد که مطالبه‌گری کند و بر اساس قانون اساسی در کشور تامین منافع کند. این موارد اصلا در ایران تعریف نشده است و VODها و پلتفرم‌های اشتراک ویدیو نیز از آن بی‌بهره هستند. یک سازمان نصر داریم که کار خاصی درباره این موارد نمی‌کند.»

این توضیح البته لازم است که از سوی مقابل، برخی از مدیران ساترا بر این باور هستند که آنها روی کار آمدند تا نگذارند پرونده‌های قضایی پیچیده‌ای مانند ماجرای پرونده برنامه اینترنتی ژلوفن برای صاحبان کسب و کارهایی چون آپارات و موارد مشابه به وجود بیاید و مشکلات به جای آنکه به قوه قضاییه برسد در همان وهله اول حل و فصل شوند. نعناکار در پاسخ به این ادعا مثالی می‌زند و می‌گوید: «شاید دم در خانه من یک پل باشد، آیا کسی باید بیاید این پل را خراب کند؟ من شاید از ویلچر استفاده می‌کنم و بخواهم از آنجا رد شوم. اصلا شاید من بخواهم در سایت خودم مطلبی ضد یک شخص خاص بنویسم، آیا باید کسی بیاید به من بگوید تو عقلت نمی‌رسد و من این را برایت پاک می‌کنم تا برایت بد نشود؟»

این کارشناس حقوق فناوری می‌گوید «ساترا از مالیات من و شما و دیگر شهروندان برایش بودجه تعریف شده، اما هیچ یک از این موارد دارای ابهام به آن پاسخ داده نمی‌شود.»

برای فعالیت ساترا باید قانون را عوض کرد

«محمد کشوری» مدیرعامل گروه طیف و کارشناس حوزه ارتباطات نیز در گفتگو با دیجیاتو در پاسخ به این پرسش که وجود ساترا به عنوان یک رگولاتور را چطور ارزیابی می‌کند می‌گوید: «یا باید طبق قانون اساسی رفتار کرد یا باید آن را اصلاح کرد. صدا و سیما الف تا ی تلویزیون و رادیو را بر عهده دارد و طبق قانون اساسی این سازمان باید هم شبکه راه‌اندازی کند هم برنامه پخش کند هم باید خودش به آن نظارت کند. این سازمان طبق قانون به بخش خصوصی این موارد را برون سپاری نمی‌کند و خودش فرستنده می‌خرد و راه می‌اندازد و محتوا پخش می‌کند. در بحث IPTV چرا به بخش خصوصی اجازه داده شده این کار را بکند؟ اگر به بخش خصوصی اجازه داده شده، از قانون خارج شده است و یک قانون جدید لازم داریم، این قانون جدید هیچ جایی وجود ندارد.»

کشوری باور دارد صدا و سیما اگر تصدی‌گری را کنار هم بگذارد و تلویزیون سنتی و جدید را کنار بگذارد و خودش نظارت کند، هرچند این موضوع هم بازهم نیازمند قانون جدید است.

او می‌گوید رگولاتور و نظارت بر محتوا موضوعی ضروری است اما راه و روش‌های مختلف خودش را دارد: «برخی کشورها هستند که نظارت‌شان کاملا پسینی است. مثل روزنامه‌های ما که منتشر می‌شوند و پس از انتشار اگر مشکلی داشته باشد آن روزنامه توقیف می‌شود و یا جریمه می‌شود.»

عواقب نظارت بیش از حد ساترا

مدیرعامل گروه طیف در پاسخ به این پرسش که وجود ساترا به عنوان رگولاتور و سیاست‌هایی که اخیرا برای حذف ویدیوها داشته چه عواقبی خواهد داشت به دیجیاتو می‌گوید: «محتواهایی که به دستور ساترا حذف شده در اینترنت و دیگر سایت‌ها وجود دارد. از یوتیوب گرفته تا اینستاگرام و تلگرام و سایر موارد. این اقدام می‌تواند مانع از پا گرفتن و رشد پلتفرم‌های بومی شود، یک پلتفرم بومی با کلی هزینه بالا می‌آید اما در نهایت کاربر به سمت پلتفرم خارجی کشیده می‌شود و مورد انتقاد هم قرار می‌گیرد.»

کشوری باور دارد که اساسا نوع نظارت باید در کشور در همه ابعاد تغییر پیدا کند: «اصلا بحث را فراتر از این سایت‌ها و VODها ببرید، یک کتاب پیش از انتشار به صدها کلمات داخل آن ممیزی می‌خورد. آیا نویسنده همین کتاب اگر وبسایتی بزند و کتابش را آنجا منتشر کند این ممیزی‌ها را دارد؟ چه بسا خوانندگان بیشتری هم داشته باشد. نوع نظارت باید تغییر کند و بر اساس عرف جامعه پیش برود نه نظر عده‌ای خاص، اگر غیر از این باشد مردم از آن زده می‌شوند. مانند پدری که سختگیرانه فرزند خود را در منزل و با ضوابط خاص و به زور نگه می‌دارد و در نهایت باعث فرار این فرزند از خانه می‌شود.»

پارادایم نظارت باید تغییر کند

کشوری در پاسخ به این پرسش که آیا ساترا می‌تواند هیچ نفعی برای پلتفرم‌ها و سایت‌های اشتراک ویدیو داشته باشد و مانع از ایجاد پرونده‌های حقوقی بزرگ برای آنها بشود یا خیر به دیجیاتو می‌گوید: «نظارت و رگولاتوری در همه چیز لازم است اما ما یک رگولاتور داریم که خودش جزو بازیگران بزرگ حوزه است و این مساله مشکل آفرین است. نگاهمان را کلان کنیم، این طبیعی است که یک پلتفرم با میلیون‌ها محتوا گاهی محتوایی منتشر کند که مشکل ساز باشد و باید ساز و کاری برای این موضوع وجود داشته باشد. جریمه‌های بزرگی برای این پلتفرم‌ها می‌تواند در نظر گرفته شود تا این سیستم درست بشود و با دقت بیشتری به کار خود ادامه دهند. نمی‌شود گفت برای اینکه سرتان بریده نشود ما دستتان را می‌بریم. نباید بهانه کنیم و تمام محتواها را سانسور کنیم و اسمش را بگذاریم کمک به پلتفرم‌ها برای آنکه پایشان به دادگاه باز نشود.»

کشوری تاکید دارد پارادایم حاکم بر نظارت باید تغییر پیدا کند و ابزارهایی که در دست حاکمیت و نهادها است نباید تبدیل به موضوعی شود که هم مردم را دلزده کند و هم به ضرر کسب و کارها منجر شود.

تا انتخابات ۱۴۰۰ حدود یک ماه باقی مانده. باید دید ساترا که مدتی قبل پیش‌نویسی از فعالیت VODها و سایر سایت‌های اشتراک ویدیویی در زمان انتخابات منتشر کرده بود قصد دارد سیاست‌های خود را چگونه ادامه دهد. تا به امروز مشخص شده که لااقل دو ویدیوی انتخاباتی (یکی مصاحبه محمود احمدی نژاد و دیگری ویدیویی مربوط به عباس آخوندی) به دستور ساترا از آپارات حذف شده است. باید در ادامه دید که فضای انتخاباتی امسال چگونه خواهد بود و چه اتفاقاتی در ادامه خواهد افتاد. اما یک موضوع کاملا مشخص است: جهان ارتباطات امروز دیگر چندان با محدودیت آشنا نیست.

در برخورد با سایت‌های قماربه جای علت با معلول برخورد می‌شود

زمان مطالعه: 3 دقیقه

محمدجعفر نعناکار عضو هیات‌مدیره فناپ‌تک توضیحات کامل و مبسوطی در ارتباط با راهکارهای جلوگیری از سودجویی سایت‌های قمار و شرط‌بندی در کشور ارائه کرد و به «فرهیختگان» گفت: «ماجرای قمار در حوزه‌های بانکی و پولی پیچیدگی‌های خاصی دارد. اگر بخواهید از منظر قانونی نگاه بکنید، ما کمبود قانون نداریم و دست و بال ما در حوزه قانونی بسته نیست. به نظر من دو سه نکته وجود دارد که باید به آن توجه کنیم. چون عدد و رقمی که در این معاملات جابه‌جا می‌شود و از این اعداد و ارقام یک سفره‌ای برای خیلی از کسب‌وکارها و نهادهای مختلف پهن می‌شود، خیلی تمایلی نیست که با علت واقعی ماجرا کسی بخواهد مبارزه کند. اگر توجه کنید بیشتر با معلول قضیه برخورد می‌شود، یعنی با آن کسی که سایت را راه انداخته است و آن کسی که آن پول را خورده و برده، برخورد می‌شود. اما درحقیقت باید علت شناسایی شود و مادامی‌که شما علت را شناسایی نکنید و یا شناسایی بکنید و در مقابل آن اقدام جدی نکنید مثل یک شجره خبیثه است دیگر، این‌طرف و آن‌طرف رشد می‌کند. این مساله تراکنش‌ها و پرداخت‌های کارت‌به‌کارتی یا درگاه‌های بانکی و یا درگاه‌های واسط که شرکت‌های خصوصی راه‌‌اندازی می‌کنند به این علت که ساختار شاپرک و یا سیستم شتاب به‌گونه‌ای است که براساس تراکنش سود و رنکینگ می‌دهد، اینها خیلی علاقه‌ای ندارند که شناسایی را انجام دهند و جلوی آن را بگیرند. این یعنی اینجا منافع خیلی مهم است.»

ایراد کار در ایران نظارت پیشینی به جای نظارت پسینی است

نعناکار ادامه داد: «نکته دوم از لحاظ فنی و حقوقی است. ما یک بحثی در مسائل مالی داریم که ۴ قسمت است؛ مالی عمومی، اقتصاد، تجارت و بازرگانی داریم. اینها ۴ رشته حقوقی است که می‌توان به آنها پرداخت. مساله اساسی‌تر kyc کردن مخاطبان یا مشتریان خدمات بانکی است. الان در دنیا اگر نگاه بکنید سایت‌های خیلی بزرگ چیزی مثل نماد اطمینان مرکز توسعه تجارت الکترونیکی ندارند. ولی خب kyc آنها خیلی قوی‌تر از kycهای داخلی است، چرا؟ چون آنها به جای اینکه نظارت پیش از واقعه داشته باشند پس از واقعه دارند. چون جرایم بسیار سنگین است، باعث می‌شود کسی خود را به دردسر نیندازد و چون در ایران همه این نظارت‌ها پیشینی است، کسی خیلی نگران نیست. در ایران می‌آیند احراز هویت را انجام می‌دهند بعد خدماتی می‌دهند و بعد تا یک سال با شما کاری ندارند تا زمانی که بخواهید پروانه را تمدید کنید. درحالی‌که خارجی‌ها پسینی به ماجرا نگاه می‌کنند و درواقع این نگاه پسینی آنها هم خیلی خیلی سختگیرانه است. یعنی می‌گویند شما فعالیتت را انجام بده ولی به‌محض اینکه بفهمیم در حوزه kyc و شناسایی و احراز هویت و مسائل این‌گونه مشکلی بوده، کلا خدمات‌مان را به آن شخصیت حقیقی و حقوقی نمی‌دهیم.»

در ساختار فعلی هزینه برخورد با شبکه قمار بسیار بالاست

این حقوقدان و فعال حوزه فناوری در پایان گفت: «در kyc حوزه پرداخت هم ۴ مولفه بسیار مهم است؛ مبدا و مقصد و بابت و تاریخ! یعنی این ۴ مولفه باید همه‌جا رعایت شود و در دستورالعمل‌های بانک مرکزی و… هم این مساله هست، منتها چون نظارت ما نظارت درستی نیست و فقط پیش از واقعه است و فقط یک‌بار، خیلی راهگشا و موثر نیست. یک نکته ظریفی هم هست و آن هم هزینه برخورد با این مساله است. پرونده‌های قمار را قوه قضائیه به خود من سپرده است تا این پرونده‌ها پیگیری شده و مجرمان و مرتکبان به چنگال قانون سپرده شوند. اما واقعیت این است که این مساله خیلی هزینه‌بر است. یعنی آن کسی که می‌خواهد دنبال این قضایا بیفتد، جان و آبرو و مال و… را باید بسپارد دست خدا. یعنی ممکن است برایش آن‌قدر مشکل در ساختار پیش بیاید، آن هم به‌خاطر آن منافع متعددی که بالاتر اشاره کردم، که نه قاضی خیلی رغبت به رسیدگی دارد و نه معاون‌های حقوقی بانک‌ها سرشان درد می‌کند که ورود کنند و نه خود بانک مرکزی برای خود وظیفه می‌داند و… . به همین خاطر به‌سادگی از کنار آن عبور می‌شود. این منجر به این می‌شود که دادگاه هم ‌دو نفر را شناسایی می‌کند و حالا اینترپل بیاید یا نیاید و… بعد می‌بینیم که آن غده سرطانی سرجای خودش هست. همچنان درگاه‌های پرداخت وجود دارند و خیلی هم اتفاق خاصی نمی‌افتد. لذا این دو سه عنصری را که گفتم، اگر کنار هم نگذاریم خیلی نمی‌توان مشکل را حل کرد. هر چند وقت یک‌بار یک موج رسانه‌ای فقط راه می‌افتد و دو نفر دستگیر می‌شوند و همه قول پیگیری می‌دهند و ماجرا مختومه می‌شود تا چند ماه بعد و دوباره همین ماجرا!»

حکم رئیس‌کل سابق بانک مرکزی چه خواهد شد؟

زمان مطالعه: 5 دقیقه

ارسال پرونده ولی‌الله سیف، رئیس‌کل سابق بانک مرکزی در سال‌های ۹۲ تا ۹۷ به دادگاه ویژه رسیدگی به اخلال در نظام اقتصادی، باری دیگر در تاریخ اقتصادی – سیاسی کشور ثابت کرد، استعلام‌های پیش از تصدی بهترین راه برای شناخت میزان توانمندی مسئولین نیست. هرقدر هم که پیشینه اجرایی یک فرد پاک باشد، این امکان وجود دارد که در موقعیتی با میزان اثرگذاری ویژه، تصمیمات نادرست او کشور را دچار آسیب کند. اطلاعاتی که علی القاصی‌مهر، دادستان تهران بر اساس پرونده سیف منتشر کرده نیز بیانگر آن است که، رئیس پیشین بانک مرکزی، علاوه بر اخلال در نظام اقتصادی، ۳۰ میلیارد و ۲۰۰ میلیون دلار منابع ارزی و ۶۰ تن ذخایر طلا را تضییع کرده است.

به گفته دادستان تهران: «یکی از اقداماتی که در قالب نظرات قضایی از حیث عملکرد دستگاه‌ها و مدیران و در واقع روی ساختار تشکیلات بسیار حائز اهمیت است، ورود قوه قضاییه به این پرونده و تحت تعقیب قراردادن کسانی است که از قبل مسئولیت‌هایی که دارند، مواظبت نداشتند و در نتیجه فعل و ترک فعل آنها خسارتی به دولت و بیت‌المال وارد شده و در نتیجه تضییع اموال دولت صورت‌گرفته و باید پاسخگو باشند.»

 نهادهای حاکمیتی و فرا قوه‌ای امانت‌دار مردم‌اند

محمدجعفر نعناکار، حقوق‌دان و مدیرکل سابق حقوقی سازمان فناوری اطلاعات با اشاره به آنچه درباره سیف، رئیس پیشین بانک مرکزی درباره تضییع منابع، طرح شده به راه‌پرداخت، می‌گوید: «نه‌تنها بانک مرکزی بلکه هر نهاد حاکمیتی یا فرا قوه‌ای، حتی نهادی مثل شورای‌عالی فضای مجازی و شورای‌عالی پول و اعتبار امانت‌دار منابع مردم هستند. این منابع در نظام حقوقی ایران به‌عنوان بیت‌المال تعریف شده و علاوه بر رویکرد قانون، رویکرد فقهی نیز درباره آن صادق است.»

نعناکار در ادامه با اشاره به اینکه باید سعی و تلاش در مسیر حفظ ارزش‌ها و منافع ملی باشد می‌گوید: «در بسیاری از مسائل اقتصادی، پولی و بانکی توجه زیاد به این اصل منجر به تصمیمات محافظه‌کارانه و اصول‌گرایانه شده است. این حجم از احتیاط را در بحث‌های مربوط به کریپتوکارنسی‌ها هم شاهد هستیم. حاکمیت ازآنجایی‌که نگران تضییع بیت‌المال است، بسیار با احتیاط گام برداشته و این احتیاط بیش از حد در مواردی باعث نوعی از فساد هم شده است.»

او با تأکید بر اینکه، این موضوع درباره بانک مرکزی هم صادق است به مقدار قابل‌توجه ذخایر طلا و پشتیبان دلار برای پول ملی که در اختیار کشور بوده اشاره کرد گفت: «بروکراسی داخلی و تصمیمات کارشناسی باید مسیری ایجاد می‌کردند تا تصمیم نهایی به بانک‌ها ابلاغ شود. مسائلی مثل ارز نیمایی، ارز صادراتی یا ارز در مقابل واردات راهکارهایی برای حفظ پشتوانه پولی کشور تعیین شده بودند. از طرفی دیگر، زمانی که تشریفات و بروکراسی اداری به‌اندازه کافی طی نشود و شخص مدیر خود تصمیم بگیرد که با این منابع چه باید کرد و منجر به ضرر به‌نظام اقتصادی شود، آن مسئول باید نسبت به آنچه اتفاق افتاده پاسخگو باشد.»

مسئولین باید پاسخگو باشند

بر اساس نظام حقوقی کشور، روند به این شکل نیست که مسئولین تصمیمی بگیرند و در نهایت تصمیمات منجر به ضرر و زیان شود و هیچ پاسخی هم در مقابل آن ارائه نشود. برای مثال بر اساس تصمیمات اشتباه میلیون‌ها دلار یا چندین تن طلا از بین رفته و نمی‌توان انتظار داشت، هیچ‌کس هم پاسخگو نباشد و افراد بگویند به ما ربطی نداشت و من به‌عنوان مدیر در حیطه اختیارات خود تصمیم گرفته‌ام.

نعناکار، در بخش دیگری از توضیحات خود، با اشاره به اینکه نظام حقوقی در کشورهای دنیا بر دو نوع است می‌گوید: «نظام حقوقی کشورهایی مثل ایران، بلژیک و فرانسه مبتنی بر تشریفات تدوین شده و این تشریفات در جریان حقوقی این کشورها اهمیت ویژه‌ای دارد. دلیل شکل‌گیری این تشریفات نیز از آنجایی است که سدی در مقابل نابسامانی‌ها باشند تا فرصت اجرایی شدن مر قانون فراهم شود. هرچند در نهایت بروکراسی پیچیده، خود منفذی برای ورود فساد به نظر می‌رسد و باید درباره آن هم تمهیداتی در نظر گرفته شود.»

او با بیان اینکه دادگاه‌های ایران به‌صورت چندمرحله‌ای برگزار می‌شوند، به توضیح مراحل دادگاه در ایران پرداخته و می‌گوید: «دادگاه بدوی حکم اولیه را می‌دهد، در مرحله بعد دادگاه تجدیدنظر همه مسائل را بررسی خواهد کرد و رأی را تأیید یا رد می‌کند. این مراحل همگی جزء تشریفات حاکم بر جریان حقوقی و قانونی داخل کشور است و برای جلوگیری از نفوذ فساد شکل‌گرفته است.»

راهی برای پاسخ ندادن نیست

نعناکار با تأکید بر اینکه در این روند و با طی مراحل قانونی حتماً از مسئول خاطی توضیحاتی خواسته می‌شود ادامه می‌دهد: «مسئولی که بر اساس اتهامات تعریف شده منجر به ایجاد ضرر و زیان شده باید پاسخ دهد که آیا تشریفات و بروکراسی را طی کرده یا خیر. اگر تشریفات را طی کرده باشد، پاسخ این است که این مسئول بر اساس دانش و تجربه و عقل و آگاهی و همچنین جو اداری حاکم تصمیم گرفته و مجرم معرفی نمی‌شود. البته در صورتی هم که مسئول خاطی مجرم شناخته نشود، نظام حاکمیتی و دولت باید پاسخگوی این تصمیم باشند.»

از سویی دیگر اگر کشف شود که این تشریفات و روال‌های قانونی طی نشده و تصمیم کارشناسی نبوده و بر اساس تصمیم مستقیم فردی اجرایی شده است، آن مسئول باید از نظر فقهی و قانونی پاسخگو باشد. نعناکار با بیان این موضوع می‌گوید: «به نظر می‌رسد تصمیمات و سیاست‌های سیف، تشریفات قانونی و کارشناسی را به طور کامل طی نکرده و اگر هم طی کرده نظر منتقدین را وقعی نگذاشته و هیچ توجهی به آن نکرده است. همچنین جلسات کارشناسی برقرار نشده و این روند منجر به خسارتی کلان به سیستم اقتصادی کشور شده است.»

انفصال‌ازخدمت برای همیشه

بر اساس اطلاعاتی که تاکنون منتشر شده اتهام خیلی جدی نسبت به تضییع پشتوانه پولی، نحوه تصمیم سیف است که احتمالاً بر اساس چارچوب اختیارات قانونی خود تصمیم‌گیری نکرده است. ازآنجایی‌که نسبت به جزئیات پرونده آگاه نیستیم، این نظرات بیشتر احتمالی است. در مقابل تورم حاکم بر اقتصاد کشور در این دوران و عدم حصول آورده اقتصادی در دوران تصدی و مدیریت سیف، این شائبه وارد است که به تشریفات قانونی توجهی نشده و تصمیمات بر اساس نظر مستقیم سیف اجرایی شده است.

به گفته نعناکار: «بر اساس ماده ۲ قانون مسئولیت مدنی هر فردی که تصمیمی بگیرد و این تصمیم به کسی خسارت وارد کند، باید جبران خسارت کند. حالا تصور کنید فردی با یک تصمیم اشتباه به جریان اقتصادی کلان کشور ضربه زده و منجر به آسیب اقتصادی در این حجم و میزان شده است. اما باید دفاعیات را شنید تا بر اساس این دفاعیات نظر نهایی را اعلام کرد.»

این حقوق‌دان درباره محکومیتی که در نهایت برای چنین اتهاماتی تعریف خواهد شد، توضیحاتی ارائه می‌دهد و می‌گوید: «یک مسئله مهم این است که در حال حاضر مجموعه‌ای از اتهامات به این فرد وارد است. باید دید بر اساس چه اتهاماتی او قطعاً مجرم شناخته شود. در راستای این موضع باید توجه کرد، یک مبحث خیلی پیچیده در نظام اقتصادی کشور وجود دارد که بر اساس آن ممکن است اقدامات پیشینی ما همیشه خوب باشد اما اقدامات پسینی بسیار بد است. به این معنی که اگر قرار است فردی رئیس بانک مرکزی شود، بی‌شمار استعلام درباره بخش‌های مختلف از آن فرد گرفته می‌شود، اما در حقیقت برای مراحل بعد از حضور در یک سمت برنامه‌ای تدوین نشده است.»

بر اساس توضیحات نعناکار، اگر فرض کنیم بخش عمده‌ای از اتهامات درباره رئیس پیشین بانک مرکزی ثابت شود و او مجرم تلقی شود، احتمالاً انفصال دائم از خدمات دولتی، زندان و بازگشت بخشی از اموال ازدست‌رفته به‌عنوان محکومیت اعلام می‌شود. در چنین شرایطی مجرم هرقدر که بتواند از مال تضییع شده را جبران کند از میزان مجازات او کم می‌شود و در صورت عدم جبران به مجازات زندان یا انفصال از مدیریت دولتی محکوم خواهند شد. همچنین از چرخه مدیریتی نظام به طور کامل کنار گذاشته شده و باید در بخش خصوصی فعالیت کند. اما در نهایت باید دید چه جرمی درباره این فرد ثابت می‌شود تا بر اساس آن جرم محکومیت تعیین شود.