برنامه عملیاتی چیست؟



رفتار منفعلانه وزارت امور خارجه و وادادگی آن و همسو شدنش با امیال و نظرات برخی از کشور های جهان کار را بدانجا کشیده است که امنیت ایرانیان در اقصی نقاط جهان در حال اضمحلال است و متاسفانه دیپلماسی لبخند نه تنها کارامد نبوده بلکه باعث تهور برخی کشورها شده است.
رخداد غم انگیز فاجعه منا و دستگیری معلمان برومند کشورمان در کشوره ذره ای امارات حتی باعث نشده است تا ما شاهد عملکرد قاطعانه ای از وزارت امور خارجه و متولیان امر باشیم.
وجود قراردادهای چند جانبه حقوقی و اشتغال معلمان برخی دول در خارج از مرزهای سیاسی کشور ها امروزه امری طبیعی و متداول است، هرچند این ماموران دارای مصونیت نیستند اما برخی شغل ها مانند معلمی و پزشکی به علت جایگاه والا و بالای انسانی خود دارای چنان شانی هستند که در تمام جهان با آنان با احترام کامل برخورد می شود.
دستگیری چندین معلم ایرانی در کشور ذره امارت، علی رغم ارائه درخواست تمدید حضور و کاهلی مقامات رسمی و مسئول اماراتی کار را بدانجا کشاند تا ماموران این کشور به بهانه های واهی اقدام به دستگیری معلمین عزیزمان نمایند.
آنچه امروزه ضروری به نظر می رسد دفاع همه جانبه دستگاه متولی یعنی وزارت خارجه از این عزیزان است که متاسفانه کنش یا واکنش چندان موثری را از خود نشان نداده است.
آنچه که می بایست در حقوق و سیاست برای همه ما من جمله دولتمردان سیره عملی باشد قول و فعل معصومین است که همواره با تاسی بر آیه مُحَمَّدٌ رَسولُ اللَّهِ ۚ وَالَّذینَ مَعَهُ أَشِدّاءُ عَلَى الکُفّارِ رُحَماءُ بَینَهُم ۖ بر آن اشاره دارد که با دوستان و هم کیشان با رحمت و مهربانی رفتار و با دشمنان سر سخت و شدید باشیم، حال چه شده است که در مقابل دول غربی و دشمن ما راه رحمت و لبخند و در مقابل هموندان خود کم تفاوت یا بی تفاوت شده ایم خود جای سوال است که به نظر می رسد این موضوع باید از لحاظ سیاسی و حقوقی مورد مداقه قرار گیرد.
به نظر می رسد عدم ارائه کنش و واکنش مناسب حقوقی آن هم در این سطح در جهت حفاظت از جان و مال و آبروی اتباع کشور تا بدانجا مهم و حیاتی است که می توان مدیران و مسئولین مربوطه را مورد سوال جدی در مراجع ذی صلاح قرار داد.
در هر حال امید است با اتکال به خداوند و با همکاری مدیران میان بخشی متعهد و متدین شاهد آن باشیم تا هر چه زود تر مسائل حقوقی و سیاسی ایجاد شده در خصوص معلمان حل و فصل و بر مبنا و موازین حقوق بین الملل رفتار گردد.
کاشت بذر جهانبینی و ایدئولوژیک مبتنی بر امپریالیسم جهانی در کشورهای مستقل و آزادیخواه جهان امری است که از دیرباز موردتوجه غربیان و علیالخصوص آمریکای شیطانصفت بوده است.
عدم وابستگی به شرق و غرب که جزء ارکان و ستونهای مستحکم بنانهاده شده توسط معمار کبیر انقلاب اسلامی است، موضوعی لا یتغیر و غیرقابل عدول در هر درجه و زاویه است.
طبق تعالیم اسلامی، هدف از زندگی بشری ماندن نیست بلکه رفتن است و چگونه رفتن مهم است نه چگونه ماندن، لذا ازاینروست که بهترین رفتنها، گام نهادن در مسیری است که نقطه عطف آن شهادت و لقاءالله است، ماندن با ذلت و وابستگی علیالقاعده در جهانبینی اسلامی جایگاهی ندارد، لذا در اعصار مختلف شاهد حماسههایی بودهایم که تا دنیا دنیا است پابرجا و منشأ الگو و تحقیق و تأمل است، آری نگین این انگشتری واقعه عظیم عاشورا است.
واقعه عاشورا برای نهی از منکر، امربهمعروف، استقلال و آزادگی و برپایی عدالت جهانی رخ داد، ازاینجهت معتقدیم حقوق به ما هو حقوق در هر شاخه و سطحی زمانی مورد اعتنا است که از اصول موصوف در چارچوب اسلامی نشأتگرفته باشد و الا تضمین استقلال و آزادی و عدالت بدون آن غیرقابلتوصیف و تصور است.
قاعده نفی سبیل و تأکید بر عزت اسلامی یکی از اصول مهم حاکم بر مناسبات حقوقی و سیاسی کشورهای اسلامی با دیگر کشورها به شمار میرود، بر اساس این قاعده شریعت اسلامی هرگونه راه نفوذ و سلطه کفار بر مسلمین را مردود اعلام نموده و بیان میدارد و لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا، لذا امام خمینی (ره) بیان میدارد:
«اگر روابط تجاری با کفار موجب ترس بر حوزه اسلام شود ترک این روابط بر تمام مسلمانان واجب میشود. در اینجا فرقی میان استیلای سیاسی یا فرهنگی و معنوی دشمن وجود ندارد. اگر روابط سیاسی که بین دولتهای اسلامی و دول بیگانه بسته میشود و برقرار میگردد موجب تسلط کفار بر نفوس و بلاد و اموال مسلمانان شود یا باعث اسارت سیاسی اینها گردد، برقراری روابط حرام است و پیمانهایی که بسته میشود باطل است و بر همه مسلمین واجب است که زمامداران را راهنمایی کنند و وادارشان نمایند بر ترک روابط سیاسی اینچنانی هرچند بهوسیله مبارزه منفی باشد.»، (تحریرالوسیله، ج ۱، ص ۱۸۵).
حال چه شده است که دولتمردان ایرانی، عزت و عظمت اسلامی را فدای دیپلماسی لبخند نمودهاند و برخلاف اصول مسلم اسلامی، رویه امامان و معصومین ،منویات رهبری گرانقدر و امام عظیم الشان قدم برداشتهاند؟!
ماندن در زندان دنیا حتی در بهترین شرایط رفاهی، اقتصادی، سیاسی، امنیتی اما در زیر سلطه کافرین و علیالخصوص شیطان بزرگ آیا ارزشی دارد که الدُّنیا سِجنُ المُؤمِنِ وَالقَبرُ حِصنُهُ وَالجَنَّهُ مَأواهُ ، وَالدُّنیا جَنَّهُ الکافِرِ وَالقَبرُ سِجنُهُ وَالنّارُ مَأواهُ، لذا بر خود میدانم بهعنوان یک حقوق خوان ذره،فریضه امربهمعروف و نهی از منکر را بهجا آورده و اعلام نمایم، که رویه پیش رو، راهی است اشتباه که این ره که میروید به ترکستان است!
مذاکرات متعدد، ملاقاتهای غیر ضرور، وادادگی و ملاحظهکاریهای بیثمر جز ایجاد وابستگی و آبیاری بذر امپریالیستی فایدهای ندارد و نخواهد داشت که به قول سعدی : گفتم که: الف،گفت: دگر، گفتم: هیچ؛ در خانه اگر کس است، یک حرف بس است.